جلسه ماهانه انجمن کوهنوردان ایران :
دوستان همه دور يك ميز نشسته اند موسيقي ملايمي در حال پخش شدنه و عباس محمدی (دیده بان کوهستان )شروع به صحبت مي كنه با دكلمه ي اين شعر:
كوههايي چه فراخ
بزهايي چه بلند!
در گلستانه چه بوي پشگلی مي آمد!
.........................
چه خيالي چه خيالي
خوب مي دانم كوه نقاشي من بي بز است!
..........................
.رفتم سر كوه
هيچ عكس بزها در كوه نبود!
ظهر دم كرده ي تابستان بود
بزها مي دانند چه تابستاني است !
..............
مادرم آن پايين بزها را در خاطره شط مي شست!
دوستان و همنوردان عزيز و گرامي سلام
ممد آقا لطفا اون علوفه هارو بيار بگذار اينجا كنار ميز من
فريديان :عباس آقا اين علوفه هاروچرا اينجا آوردي عزيز من اين گند كاريها چيه
عباس محمدي:كاظم جون مي خوايم بديم به بزها گناه دارند حيووني ها
فريديان :كو حالا بز
محمدي: اين همه بز! چشم بصيرت مي خواد آقاجان شاعر مي فرمايد كوهها با اولين سنگها آغاز مي شود و بزها با اولين علفها !
ثابتيان :آقا من مي گم نون تو بزهاي شيريه... گوشتي الان بازار نداره دولت كلي گوشت وارد كرده اصلا هم طعم و مزه نداره ديشب خانمم يه آبگوشت بار گذاشت با اين گوشتهاي وارداتي اصلا هم مال نبود.
نظامدوست:پياز،ترشي هم بود؟ ...هوم چه حالي مي ده
عباس محمدي: چه ربطي داره آخه بابا با اين مسئله كاه و يونجه
فريديان: آقا ما! يعني خودم كي 2 كه بودم خدا بدور يك بز هم نديدم حالا شما فكر يونجه اش هستيد بجاي اينكه هي بياييد از من تعريف كنيد كه چقدر فني ام رفتيد سراغ يه مشت بز!
ژاله :واي آقاي محمدي واقعا ممنون كه اينقدر به فكر اين ببي ها هستيد ديديد چقدر نازند ديديد چقدر بي زبونند اين طفلي ها؟
نظام دوست:اتفاقا آبجي ژاله همچين هم بي زبون نيستند خودم ديشب يه دست كله و پاچه و مغر و بنا گوش گرفتم كلي هم زبون واسم گذاشتند اگه اينا بي زبونند پس اون چي بود ما خورديم؟
محمدي:اي بابا خانمها آقايون اصلا حرف اين چيزا نيست
فريديان:عباس؟ جون من كي 2 رو حال كردي همونموقع كه تو داشتي تو كوههاي بز چروني مي كردي داداشت داشت كي 2 رو مي زد اخوي
خورشيدي:به نظر من ما بايد به نظافت كوهها اهميت بديم كساني كه زباله مي ريزند بايد تنبيه شند يكيش همين بزها هي می خورند و هي پشگل می ريزند خب با عرض معذرت اين يعني تر زدن تو طبيعت.
نظام دوست: آقاي كجاي كاريد بابا جان ما داريم جر و واجر مي شيم علفشو بزها بخورند بايد ببیني منافع مذاهب كجاست اين اصلا يك بحث ايدئولوژيك هست يكي از همين بزهاي مادر مرده در راستاي منافع نظام مع مع نكرد ديشب كله و پاچه اش رو بار گذاشتند البته اين نظام با منه نظام دوست! مرتبط نيست ضمنا ما بايد چريدن بزها رو در راستاي زعماي قوم نظام مند كنيم.
محمدي:آقاي نظام دوست علوفه پراكني چه ربطي داره به سياست بابا جان؟
فريديان:به كوه هم ربطي نداره برا من مهمه كه قله هارو در نوردم گور باباي هر چي بزه
ژاله:اوا نگيد آقاي فريديان گناه دارند بخدا
نظامدوست:(با خنده) بابا طبيعت دوست!!!
گرشا:با تمام آنچه گفتيد موافقم.آنچه كه براي يك كوهنورد در درجه اول اهميت قرار داره از كوه بالا رفتن نيست(با كنايه و چپ چپ نگاه كردن به فريديان)ضمنا شما هم خيلي ماهيد آقاي محمدي و من از زحمت شما و هيات مديره انجمن تشكر مي كنم (بعد يواشكي در گوش عباس محمدی خوب ضايعش كردم؟)
محمدي:(یواشکی )خيلي خوشم اومد گرشا همونجوري كه من گفته بودم تعريفمو كردي ايول
سخنگوي سنديكاي كوهنوردان!:آقا من مي گم بياييم حال اين فرامرز نصيري رو بگيریم آي حال مي ده من خودم پارسال ديدم جلو هياتشون يه بز سر بريد اين آدم حيوون دوسته آخه
نظام دوست :كباب بز بر آتش سوسن و ياس! آقا من مي گم اصلا از بعد سياسي...
محمدي :بابا چه ربطي به نصيري و سياست داره ضمنا جنا ب سنديكا نصيريشون خب حتما نذري داشتند
ثابتيان:(با خودش) اي فرامرز بي معرفت نذري داشتي نيم كيلو آبگوشتي در خونه ما ندادي اينه رسم رفاقت اگه من آخر تورو ضايع نكردم
منتقد ادبي وارد ميشه
منتقد ادبي:(با صداي دوبلور آلن دلون و ويجي بخونيد)نه دست نگه داريد اين كاظم يك دروغگوست.. تو به ما دروغ گفتي نگو كه نگفتي .تو اونارو كشتي غار پراو يادته بهمراه همون دوستت! نذار اسمشو بگم .تو كاري كردي كه اون يكي دوستت هم !رامينو مي گم رفت كانادا. اي مزور مي كشمت نه تو ديگه عزيز نيستي نخواه كه عزيز صدات كنم ...
محمدي:منتقد جان صبر كن عزيزجان فعلا بحث علوفه بزهاست هفت تيرتو غلاف كن... آقا محمدي هاش صلوات
صداي صلوات حضار
احسان دارابي:(بعد يك ساعت يادش مي افته و خطاب به نظام دوست )اوهوي آقاهه حالا به نظام و مملكت گير مي دي بد شد انقلاب شد تعداد بزها زياد شد!حالا خوبه اسمت نظام دوسته یعنی طرفدار همین نظامی !
نظام دوست :بیشين بينيم حال نداريم حالا واسه ما شد تئورسين تو برو علفتو بريز تو كوهها بز چرون (بعد با صداي بلند مي خنده)
رضا فتحي:آقا ي محمدي شما گفتيد كارنامه خوبي داشتي؟ مرد حسابي شما كه با تك ماده قبول شدي تازه خرداد ده تا تجديدي آوردي رفتي شهريور يادت رفته دوران مدرستواگه باباي من سفارشتو نكرده بود الان دوساله بودي.
محمدي:اي بابا تو هم كه وسط دعوا نرخ تعيين كن
فريديان:بيا مارو باش كه مهمون ويژه بوديم ول كرديم و كلي منت سرتون گذاشتيم اومديم اينجا حالا داريد به من فني بودن رو ياد مي ديد مثل اينكه ما كي 2 رو تو يك ضرب زديم ها آقاي محمدي بز چرون!ضمنا نتونستي نفر جمع كني واسه سياه لشگر انجمنت چرا منتشو سر تبريزيها مي گذاري؟
يك كوهنورد تبريزي :آقا با ما بوديد؟ ما گزارشمون باد كرده بياييم گزارش بديم ضمنا تو كار علوفه ريزي هم هستيم.
فريديان: در ثاني بجاي اينكارا لطف كنيد يه نمايشگاه عكس از صعود كي 2 من هم به نمايش بگذاريد ملت برن حال كنند ببينند چه كوهنورداي بزرگي دارند.
منتقد ادبي:(با صداي آلن دلون)بس كن تو يه دروغگويي تو فكر مي كني كي هستي تو يه جوزده اي اينو اسپیلبرگ تو يكي از فيلمهاش هم گفته
فريديان:بابا جون من مي گم تا كي مي خواهيد وقت تلف كنيد هی به بزها علف بديد بفرماييد به بچه ها علف بديد اين همه كودك خيابوني شما كه دست به علف دادنتون خوبه!
ثابتيان:آقاي فريديان كودكان علفخوار نيستند جانم!
فريديان:چه مي دونم همين غذا بديد بهشون شما هم بشيد انجمن كوهنوردان و كميته ي امداد و بهزيستي كشور هرچي الیورتويست هست هم جمع كنيد بياريد اصلا اين اسم برازنده شماست ولي پيشنهاد مي كنم اسم انجمن رو بذاريد انجمن كوهنوردان فريديان.
آموزگار:(انگشت اشاره دست راستشو مياره بالا مي گه)آقا اجازه ما يه چيزي بگيم؟
محمدي:بگو جانم بچه ها اجازه بديد بينيم اين دوست كوچولومون چي مي خواد بگه بگو جانم
آموزگار:آقا اجازه وبلاگ فقط آناپورنا
نظام دوست:بیشين بينيم بچه حال نداريم
محمدي:بشين پسر جان اين موضوع هيچ ربطي به وبلاگ مورد نظرشما نداره
نظام دوست:آقا من كه ميگم بياييد يه علوفه بريزيم همينكه اين بزا جمع شدن بخورند بنگ...بنگ... اين مي شه يه شكار بي درد سر تو گروني گوشت هم كلي به كارمون مياد.بالاخره رسم روزگار ديگه هر كي بايد فكر جيب خودش و شكم خودش باشه.
منتقد ادبي :(با صداي آلن دلون)نه صبر كن كاظم تو باز هم دروغ گفتي راستشو بگو قصه اون پرچم من در آوردي چي بود؟ چرا پرچم جمهوري اسلامي رو با خودت نبردي بالا؟
فريديان:بابا جان عجب گيري كرديم ها آقا مشكل شرعي داشت نمي تونستم به آرم الله دست بزنم حتما بايد بگم ج......بودم لا االه الا الله
فرامرز نصيري:آقا مسئلتن! حالا كه اينو گفتید منم يه سوال شرعي داشتم روزه ي مسافر اگر قصد ده روزه كرده باشه با توجه به مسئله اي كه فريديان براش پيش اومده و پيش از اذان صبح مي بايست غسل يا تيمم كرده باشه و با توجه به اينكه در اون ارتفاع نه آب هست نه خاك چي ميشه؟
نظام دوست:آخه نصيري تو رو چه به اين چيزا تو دين داري آخه ماركسيست!!!داداشمون نماز هم مي خونه انگار! بابا تقوا
محمدي:دوستان لطفا به عقايد هم احترام بگذاريد ولي من فكر مي كنم كاظم مي تونست اونجا تيمم بدل از غسل كنه تا بتونه به آرم دست بزنه
نظام دوست:بابا جان فكر اين بزاي بيچاره باشيد و آبگوشت امشب ما! اين هيئتهاي طرف ما هم كه مارو راه نمي دند يه نذري سيري بخوريم مي گن تو به عالم و آدم گير مي دي اصلا دين و ايمون نداري.
محمدي:دوستان اجازه بديد خوب شد اين نظام دوست گفت هيات. ما الان هياتمون داره نذري مي ده چه قيمه اي امام حسيني اعلي ای آدم كف مي كنه مي گم همگي پاشيم بريم ناهار مهمون هيات ما بعدش مياييم يه فكري به حال اين علوفه ها و بزها مي كنيم.
توضيح:
1- 1-اين نمايشنامه رو ميشد طولاني تر نوشت اما هم خواننده رو خسته مي كرد هم من بيشتراز این حوصله نوشتن نداشتم.
2-عنوان پست! زماني براي مستي بزهارو از نام فيلم زماني براي مستي اسب ها ساخته بهمن قبادي به عاريت گرفتم(با تغییر)
3-مقاله ي رضا نظام دوست در كامنتينگ وبلاگ ديده بان كوهستان در خصوص حيات وحش بسيار زيبا بود اين لینک
4-نوشته ي جالب منتقد ادبي هم را اینجا ببينيد
5-اشعار تغيير يافته در شروع متن و درون آن از مرحومان سهراب سپهري و شاملو است
6-با تشكر و عذر خواهي از دوستاني كه نامشان را در اينجا به عاريت گرفتم

