اليوم كه به كتابت راپورتهاي واصله مشغوليم مشاهده مي نماييم مقادير متنابهي راپورت بصورت خفيه از اطراف و اكناف مي رسد و ما را از جبال واگذارده است. فلذا في الحال جلوس كرده ايم و به تورق وبلاغهاي جاريه مشغوليم و جبال رصد مي كنيم.ملالي هم نيست و تمام امورات ما به قاعده است! بجز طلبكاراني كه درب منزل ريسه شده اند و عنقريب كلون از جا بر كنند و به اندروني شوند . دوسيه ي ما كه به سبب تجارت ناقص ما فعلا در عدليه جاري و ساري است. ضعيفه هم اعلام نموده مهرش حلال جانش آزاد! و همين ليل ماضي هم از نظميه با يك فقره دستبند مصنوع تمام استيل جديد ممالكت غربيه به منزل شده بودند و ما به سبب تبحر در صعود به بام منزل از پشت بام گريختيم. علي ايحال مشكل خاص ديگري نيست كه ذهن مار ا بهم ريخته باشد و تمامي امورات به قاعده است و ما از فرط بيكاري و خوشي مضاعف كه حادث شده است به ثنا گويي رئيس الوزراء صاحب هاله نور به قاعده سه گز در سه گز به حريمش به سبب مهاركامل تورم و رساندن آن به زير صفر به طريقي كه ريشه ي تمامي تورم ها منجمد شده و كليه ماكولات و مشروبات اعم از غازي و غير غازي و حلال و حرام را به بيع سال پنجاه و هفت ميان ما و دكاكين محترم تبادل مي شود و هر يك از رعيت از شدت و حدت وفورمسكن هر كدام چند فقره بيت مسكوني بصورت ويلايي و ييلاقي و قشلاقي داشته و سرتاسر بلاد محروسه را هم كه كنكاش كني يك عدد مستاجر نخواهي يافت تا بتواني از براي پس افت ذخاير معنوي آخرتت، مسكنت را به رايگان به ايشان تقديم كني و ضمن اينكه اجاره نستاني مبالغي هم بصورت ماهانه به حساب ايشان واريز نمايي الي يوم الموت قربت الي الله.
یکم :چند روز ماضي راپورت رسيد ميرزا حسين خان رضايي وبلاغباشي سر از جعبه ي جادو در آورده است و مقرر شده است چند فقره پروغرام مسمي به باغ قرطاسي(كاغذي)برگزار كند و يك فقره تمثال تماشا داده است كه روي يك صندلي مصنوع به شكل كتاب جلوس نموده و رعيت را به قرائت كتاب يوماًو ليلاًتشويق و ترغيب مي نمايد.در اين اثنا ميرزا عباس خان محمدي علاف الدوله يك فقره غامنت براي ايشان گذاردند كه چرا روي كتاب نشسته ايد .تدبر نموديم ملتفت شديم بي جا نبوده است اولين چيزي كه در اين بلاد محروسه باسن را روي آن جلوس دادند وآنرا ملوث نمودند همين كتاب بوده وبس! فلذا ملالي نيست .في الحال هر چه بصورت خفيه كنكاش نموديم نفهميديم چگونه يك چندي پاي اهالي فدراسيون جبال نوردي و تصاعد هاي بي حد وحصر اسپرتي به جعبه جادو باز شده و يك روز ميرزا حسين خان نظرالدوله يك روز ميرز محمود شعاع الدوله و يك روز ميرزا رضا زارعي الدوله به جعبه ي جادو شده و اين آخري ميرزا حسين خان وبلاغباشي .راپورت رسيد عنقريب پوز پروغرامهاي ملعبه مارادونا را زده و يك پروغرام ساخته مسمي به نود كيلومتر! بجاي پروغرام نود تا عادل خان فوتبال ا لدوله بروند غاز بچرانند.
دویم :جلوس بهمن ماه انجمن جبالنوردان بلاد محروسه بر گزار گرديد و بدعت ديگري گذاشته شد و ميرزا حامد خان حصاري الدوله صاحب وبلاغ عزلت الجبال* مجري اين پروغرام شد.راپورت واصله را ما از وبلاغ آرام الجبال و كلاغها كف رفتيم و معمولا چون وبلاغ كلاغها از اين نشست گزارش اكمل ميدهد ما هم اكتفا به آن كرديم.ميرزا فرامرز خان كلاغ ورپريده! هم باز نيش زده بر رعيت جبال نورد و گفته است برخي براي نان وآب و بهشت تن به هر كاري مي دهند و صرفا اداي وظيفه مهم است نه اينكه براي كه و چه كار مي كني؟ ايشان ختم كلام چند نفري را هم مستوجب اين متلك خود دانسته و نواخته است.
في الحال مجال بيش از اين كتابت نيست دوسيه به سبب غزا به قضا رفته و ما غذا نخورده مي بايست به محكمه برويم الباقي راپورت بماند به بعد از محبس!!!
..........................
*عزلت الجبال نامي بود به اين سياق براي وبلاگ حامد حصاري! گمانم اولين بار محمد نصيري فرد اونو عنوان كرد و من خيلي خوشم اومد امتيازش بماند براي ايشان و يا اگر دوست ديگري گفته بگه حلال و حروم نشه!

