تبليغاتX
< head> طنز کوه

ی

 رو به سوی جاده ی سبز دوستی

تصميم گرفتم قبل از شروع سال و با توجه به اينكه اين وبلاگ تا پايان سال و چند روز بعد از آن  آپ ديت نميشه خدمت فعالان كوه و وبلاگنويسي در اين يكسال گذشته  بصورت فرد فرد عرض تبريك و خسته نباشي عرض كنم. پس نوشتم و دوستان بدانند در ذكر نام تقدم و تاخري نيست هر كه يادم آمد نوشتم و اگر كسي جا مانده عذر خواهي مي كنم

عرض تبريك به

 استاد عزيزم عباس جعفري(عباث)

كه با مطالب زيبا و دلنشين قلمفرسايي كرد و با عكسهاي بديع و چشم نوازوبلاگي در خور يك كوهنورد نوشت

تبريك به استاد عزيزم و معلم اخلاق خودم  رامين شجاعي كسي كه از ادب و نزاكت تعريفي نو ارائه داد

تبريك به دوست خوبم جناب عزيزالهي به خاطر تلاش در غنا بخشيدن به وبلاگ و مطالب كوهنوردي و تشكر به خاطر حمايتها و تشويقهاي اينجانب

تبريك به آنا فراهاني بخاطر موفقيت چه در كوه و چه در وبلاگنويسي و زحماتش در اين عرصه

عرض تبريك خدمت جناب آقاي ثابتيان فعال و ساعي در كوه و نوشتن و وبلاگي به آرامي خودشان

تبريك به فرامرز نصيري تلاشگر عرصه نويسندگي كوه

تبريك به رضا نظام دوست كه به اميد اينكه دوست بداند مارا

تبريك به حميد وطن خواه با آوازهاي كوهش هر چند كم مي نويسد اما خوش مي نويسد

تبريك به آرش نقافي با آواي كوهش و كسي كه فعالانه آغاز كرده است اميدوارم مستحكمتر  ادامه دهد

تبريك به سياوش ياليانيان با آيريكان وبلاگي كه نوشته هايش را خيلي دوست مي دارم

عرض تبريك به عباس محمدي تلاشگر بي وقفه ي در عرصه حفظ و حراست از محيط زيست و انجمن كوهنوردان ايران

تبريك به فرشيد فاريابي تلاشگر بي وقفه ي دنياي وبلاگنويسي كوه

تبريك به جواد گياه شناس مربي كوهنوردي و كسي كه به تازگي با نوشتن وبلاگهاي كوهنوردي را مزين نموده است

تبريك به حامد حصاري

براي نوشتن مطالب دلنشين جواني دوست داشتني و آينده دار

تبريك به احسان حسين نژاد دوستي ناديده اما علاقه مند و طرفدار پرو پا قرص نوپتسه وبلاگي که کم و کوتاه و گزیده و زیبا می نویسد

تبريك به احسان ذكاوتي

كه من عاشق تنها ييش هستم و بخاطر نوشتن با طرز نگاهي متمايز

تبريك به حامد منصوري

به واسطه ي نجابتش درگفتار و كردارو وبلاگنويسي و تلاشش در اين عرصه

تبريك به علي علياري دايي علي عزيز و بچه هاي خوب تاريانا گروهي به بزرگي دلهاي اعضايش

تبريك به دكتر فريد عباسي و ارائه اطلاعات ذيقيمت بي هيچ چشمداشتي

تبريك به حسين رضايي به خاطر يكسال تلاش بي وقفه در خبر رساني در دنياي مجازي كوه

 تبريك به ساجده كشميري براي تمام صبوريها و نجابت گفتاريش

تبريك به پروين ابراهيمي بخاطر يك شروع خوب و يك پايان بد!

تبريك به سوسن رئيسي خانوم بي ادعاي كوه و كوهنوردي

تبريك به امير چايچي يا تازه كار خودمون كسي كه مثل وبلاگش در جايي نزديك آسمان است

تبريك به علي عبدالهي مطلق نويسنده اي كه ظاهرا داغلاررا واگذارده و داره سايت مي زنه اميدوارم بزودي ببينمش

تبريك به مهدي معماري و  افسانه ي پاكدامن دو زوج كوهنورد و كوهنويس كه اگر گاهي هم مي نويسند خوب مي نويسند

تبريك به ري را دختري بي آلايش و بي ريا و با دلي صاف و وبلاگي هم به صافي دل خودش

تبریک به محسن عسگري وبلاگي با گزارشات خوب

تبريك به مرتضي صالحي و دل پاك و وبلاگ پاك كلماتي از يك كوهنورد

تبريك به احسان بشير گنجي با وبلاگي به غناي بيشتر از سن و سالش

تبريك به رضا آموزگار بخاطر سادگيش در رفتار و گفتار

تبريك به بهنام عندليب خوشگل كوهنوردها و كله خراب زياد ريسك مي كنه تو كار كوهنورديش

تبرك به نويد عظيمي جووني كه نديدم اما بايد ظاهرا از اخمهاش ترسيد

تبريك به محمد نصيري فرد دوست عزيزم

تبريك به محمد والي نژاد عزيز

تبريك به داوود هاشمي و سميه كريمي جواناني نجيب

تبريك به مهري جعفري فمنيسيت دو آتيشه و حقوقداني كه بيشتر براي حقوق زن قلم مي زند

تبریک به اميد عزت پور كسي كه به تازگي سرباز شده چشم روي هم بگذاره تموم شده خدمتش

تبریکی به طراوت باران به باران به خاطر شروعی پر تلاش

و

رضا زارعی مربی کوهنوردی و نویسنده وبلاگ غنی کوه قاف

 

تبريك به حسين شهلايي،رضا فتحي ،احسان سالاروند،علي حاج سعيد،علي اطاعت،شهرام عباس نژاد،حسن نجاريان،مجتبي مروج،حميد شريعتي،علي قادري،داراب و فرشاد اسمعیل زاده

و صميمانه ترين تبريكات به خوانندگان و دوستان فاقد وبلاگ اما صاحب علم و انديشه و مهر و دوستي. كساني كه با كامنتها و اظهار نظرهاشان هم مشوقان خوب و هم راهنمايان خوبي برايم بوده و هستند

به اميد سالي سرشار از نشاط و دوستي و نيكي

ارادتمند همه ي شما

فرشيد

 

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 9:23 |
قسمت اول...

امسال را چگونه گذرانديد؟

امسال براي من و پدرم سال بسيار خوبي بود و من همه اش از پدرم كتك مي خوردم! پدرم مي گفت تورم دهانمان را مسواك كرده است و من از اينكه دندانهاي پدرم مدام مسواك زده مي شود خيلي خوشحالم.چون معلم عزيزمان مي گويد هميشه دهان و دندانهاي خودر ا تميز نگاه داريد.

پدر من كوهنورد است و يك وبلاگ هم دارد و من بعضي وقتها ديده ام كه بعضي به او اعتراض مي كنند که چرا اينقدر مطالب بي ناموسي مي نويسد در وبلاگش! ولي پدرم فقط مي خندد و معلممان گفته است خنده بر هر درد بي درماني درمان است ولي پدرم مي گويد اين خنده نمي دانم چرا آسكاريس مرا خوب نمي كند و من نمي دانم آسكاريس چيست . من هميشه وبلاگ پدرم را مي خوانم.

مثلا خواندم كه امسال محمود شعاعي در انتخابات شركت كرد و چهل نفر آمدند تا به او راي بدهند ووقتي راي ها را شمردند چهل و پنج راي بود* و پدرم مي گفت اين از علائم ظهور امام زمان است و من خيلي خوشحالم كه امام زمان مي خواهد بدينوسيله ظهور كند و لي مي ترسم اگر ظهور كرد نگذارد من در ماهواره كارتون ببينم.

من ديده ام آقاي شعاعي تا رئيس شد يك دوربين براي پسرش حنيف خريد و او هي از پدرش عكس مي گيرد و در وبلاگ كوهنوشت نشان ميدهد ولي پدر من حاضر نيست براي من يك دوربين بخرد.

امسال همچنين آقاي فرامرز نصيري با آقاي عزيزالهي خيلي سخت دعوايشان شد و به هم يكديگر فحش و ناسزا دادند! و آقاي نصيري به آقاي عزيزالهي گفت لوده و عشوه گر! پدرم مي گويد اين نصيري اخلاقش مثل همان نصيري رئيس ساواك است يك جلاد به تمام معنا! به هيچكس رحم نمي كند.آقاي عزيزالهي به آقاي نصيري گفت كه عاشق عكسهاي اروتيكي هست و من وقتي از پدرم پرسيدم اينها چه جور عكسهايي هست پدرم گفت به عكسهاي بي ناموسي اروتيكي مي گويند.اما بعدا ايشان با يكديگر بسيار دوست شدند و هي با هم لواشك و تمر هندي تقسيم كردند و هي براي هم فوتينا*خريدند و دهان مارا آب انداختند و قرار گذاشتند بروند بالاي كوه و مشقهاي جغرافي آقاي عزيزالهي را بنويسند چون آقاي نصيري مي گفت عزيزالهي بلد نيست نقشه بخواند و بكشد و او برايش نقشه كشيد تا ببردش و يادش بدهداما آقاي عزيزالهي نامردي كرد و نرفت.

امسال همچنين سال بسيار خوبي براي آقاي فاريابي بود چرا كه يك شبه آقاي نصيري  از سرباز صفري به ژنرالي رساندش و الان تيمسار است اما من نمي دانم چرا آقاي فاريابي بجاي اينكه خوشحال شود و از آقاي نصيري هي تشكر كند عصباني شد و به او فحش داد.پدرم مي گفت بشكند دستي كه نمك ندارد!

امسال همچنين آقاي  رامين شجاعي وبلاگش را بست و وقتي علت آنرا از پدرم پرسيدم گفت يك شب در خارج كشور آقاي رامين به ديسكو مي رود و شوهاي بي ناموسي نگاه مي كند و آب و ماست و خيار زياد مي خورد!بعد آمده است و كلنگ برداشته است و وبلاگش را خراب كرده است* من نمي دانم خوردن آب و ماست و خيار كه گاهي پدرم به آن آبكي مي گويد چه عيبي دارد.همچنين آقاي سيزيف هم وبلاگش را بست و پدرم مي گفت رفته كه برود از ابرها هم بالاتر .پدرم مي گفت درست است كه چند بار فحشهاي بي ناموسي توي وبلاگش به من داده اما باز من از نوشته هايش خوشم مي آمده است و وقتي پدرم به عباس جعفري گفته بود فاميليتان حسابي به ما فحش داده است خنديده و گفته است شرمنده به هر حال در هر فاميلي يك نخاله! پيدا مي شود ديگر.اما بعد يك وبلاگ ديگر زد و با آقاي نصيري خيلي دعواهايشان شد و حرفهاي بي ناموسي به يكديگر گفتند!

پدرم در امسال با پاسبانها و كلانتري و بعضي آدمهاي غريبه اي كه ما نمي شناختيم خيلي دوست شد و هر شب يك پاسبان با يك آقاي غريبه در خانه ي ما مي آمدند و پدرم را با خودشان مي بردند و من مي شنويدم كه آن آقاي غريبه به پدرم مي گويد من پولت مي كنم و من بسيار خوشحالم اگر پدرم پول شود چون وزنش هشتاد كيلو هست و اگر هشتاد كيلو پول بشود ما خيلي پولدار مي شويم مادرم مي گويد فقط خدا كند به دلار باشد. او مي گويد دلار از پول ما خيلي گران تر است و من همه اش دعا مي كنم اينطوري بشود چون من مي توانم آن دوچرخه اي كه دوست داشتم بخرم.اين آقاي پاسبان و آن مرد خيلي مهربان هستند و هر شب به پدرم شام مي دهند چون وقتي پدرم مي آيد خانه مادرم مي گويد شام مي خوري؟ مي گويد ميل ندارم سيرم.

مادرم به پدرم خيلي علاقه دارد و هر وقت پدرم با دوست پاسبانش مي رود مي گويد الهي خبرت را برايم بياورند مرد جز جيگر بزني و من خوشحالم كه مادرم هميشه مي خواهد از پدرم خبر داشته باشد و اورا جيگر صدا مي كند.

من ديشب فهميدم كه گور پدر بزرگ من خيلي خنده دار است و من تصميم گرفته ام هر وقت ناراحت بودم ياد گور پدر بزرگم بيوفتم و زياد بخندم چون ديشب پدرم به مادرم گفت من به گور بابام خنديدم كه زن گرفتم.

سه ماه است با ديشب كه ماهواره ما سوخته است ومن خيلي ناراحت هستم چون نمي توانم كارتون ببينم ولي مادرم بسيار خوشحال است و وقتي مي گويم چرا خوشحالي مي گويد براي اينكه نصفه شبها وقتي تو خوابي پدرت فيلمهاي بي ناموسي مي بيند و مرا زا به راه مي كند و آويزان من مي شود اما الان سه ماه است كه يك خواب راحت داريم ومن هميشه با خودم فكر مي كنم مگر مادر من درخت است كه پدرم به او آويزان مي شود.

امسال همچنين يك شب پدرم با خانم آناي فراهاني دعواي سختي كرد و صداي پدرم بلند شد مي گفت يك وجب دختر به من مي گويد چرا مطالب بي ناموسي در وبلاگت مي نويسي و قرار گذاشتند حال يكديگر را بگيرند و خانم آنا به پدرم گفته بود يا رويه ات را درست مي كني يا ترتيب وبلاگت را مي دهم و من خيلي خوشحال شدم كه خانم آنا مي خواهد وبلاگ پدر مرا مرتب كند اما فرداي آن روز پدرم عصباني بود و وقتي من گفتم پدر چرا عصباني هستي گفت اين دختره كار خودش را كرد و وبلاگ مرا هك كرد......

توضیحات:

*انتخابات فدراسیون در نهایت سلامت برگزار شد ذکر تعداد آرا برای طنز نوشته بود

*استاد عزیزم رامین شجاعی از شوخی مورد نظر بری است و بسیار فرد با اخلاقی است این هم برای طنز نوشته بود

*فوتینا:بچه که بودیم به ترکیب آرد نخودچی و شکر فوتینا می گفتیم الان نمی دونم هست یا نه و اگر هست به چه اسمی خونده میشه

*اگر مجالی باشه قسمت دوم رو غنی تر خواهم نوشت و موضوعات این یکساله کوهنوردی رو به تحریر خواهم آورد.

 

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 9:41 |

عکس:وبلاگ کلاغها

آقا از اين به بعد ما مي ميريم واسه محيط زيست اصلا جونمون واسش در مياد!!!  جناب عباس خان محمدي! حالا فهميدیم شما چرا دنبال گوسفند چروني تو ي كوه هستید!واسه اینه که  مي دونيد آخر عاقبتش به كجا ختم ميشه. تقصير ما نيست ها !بعد اينكه اين عكس رو تو وبلاگ اين فرامرز نصیری ديدیم اصلا عاشق محيط زيست شدیم دوست دارم برم تو كار پرورش ماهي و شاه ماهي و اين چيزا. بنابراين در راستاي نيازمنديهايمان اعلام مي كنيم:

ما از همين امروز با هر كي كه بخواد با اين طبيعت دوستي ما مخالفت كنه خصوصا اين سيزيف بي رحمانه خواهيم جنگيد.

فقط موندیم این اسکار زنونه است یا مردونه !چون سایتهای ایرانی فقط عکس مرداشو چاپ کردند فرامرز نصیری هم که طبق عادت مالوف فقط عکس زناشو!!!

نیازمندیهای طنز کوه:

- به چند نفر! ماهي خوش تراش و خوشگل و لطيف واسه ي پرورش در آكواريوم شخصي خود نيازمنديم.اسکار هم می دهیم!

- به چند كامنت نويس مسلط و متبحر به تايپ فارسي و با نام و بي نام در جهت تعريف و تمجيد از ما با حقوق و مزاياي مكفي  نيازمنديم در هر دوره به بهترين تعريف جايزه اي ويژه تقديم خواهد شد.

متقاضيان به وبلاگ طنز كوه مراجعه كنند .

- به تعداي كامنت نويس گمنام و لات براي دري وري گويي و شكوندن شيشه وبلاگهاي مخالف نيازمنديم.

- به يك كامنت نويس متخصص در تغيير دكور شخصيت افراد آبرومند نيازمنديم.

- به يك خانوم هكر متخصص در هك وبلاگهاي بلاگفا با حقوق و مزاياي مكفي و بعلاوه پورسانت هك هر وبلاگ نيازمنديم.

-به تعدادي بزچرون و علوفه ریز مسلط به كوهنوردي بصورت شبانه روزي و قربت الي الله نيازمندیم. واجدان شرایط با دفتر ديده بان كوهستان تماس بگيرند.

-شش دانگ از يك وبلاگ در پيتي بهمراه سر قفلي بصورت رايگان واگذار ميشود لطفا به تهران وبلاگ آنا پورنا مراجعه شود.

- به يك نفر مسلط به عمليات انتحاري براي منفجر كردن وبلاگ طنز كوه نيازمنديم.

- به چند كامنت گذار طرفدار فدراسيون و كوهنوشت بصورت شبانه روزي و آن لاين  نيازمنديم متقاضيان به وبلاگ كوهنوشت مراجعه كنند.

- به چند كامنت نويس مجرب و بصورت تمام آن لاين اعم از تهراني ،شيرازي،قمي،ابرقويي،اروميه اي ،مشهدي نيازمنديم

-تعريف از وبلاگ ما از شما، پول از ما. همين الان تماس بگيرد... تهران كوه

-به يك توزيع كننده و تكثير كننده سي دي هاي قاچاق و كذايي و فلان فلان شده  فوري نيازمنديم متقاضيان به تهران كوه مراجعه كنند

-فقط با يك تماس و يا یک ايميل خشك و خالي سي دي مورد نياز خود را مجاني دم درب منزل تحويل بگيريد.

 

 

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 8:54 |

خانه ام ديروز بر لب زمزمه ي رود بود، كنار باغچه اقياقيا، ساخته شده روي گلبرگ شقايقها خانه ام ميان پرچينهاي ي آفتاب بود، ميان تراوش نور، زير سقفي از طراوت و يك رنگي.

خانه ام با ديواري از مهر بالا رفته بود با سقفي از آیينه تزئين شده بود و بالاي بام آن مي شد تا نهايت افق را ديد .

خانه ام با اجاقي از شقايق گرم مي شد و با نسيمي از بهارخنك .خانه ام آنطرف ميان چمنزاري از دوستي بود. روي علفهاي حقيقت كنارگلهاي سرخ.خانه ام هميشه با ترنمي مي رقصيد، گاهی شانه ای  به گيسوان بيد مي كشيد، لبخندی به آب مي زد وبا باد مي روفت ابرهاي تيره گي را.

 خانه ام گاهي اگر اشكي مي ريخت از شوق بود. صبحها پي بازي پرنده ها مي رفت و تا خواب پرنده ها با آنها آواز مي خواند.خانه ام ديروز درش به تمام دوستيها و لبخندها باز بود وپر از شميم گلها بود.

اما... خانه ام امروز خسته است! خانه ام امروز نمي خندد! خانه ام امروز در ماتم شقايقهاي سوخته ام* نشسته است!

خانه ام چه اندازه امروز خالي است....

*شقايقهاي سوخته :عنوان مجموعه شعري چاپ نشده از خودم است، مجموعه شعري پر از دلتنگيها

---چه ارتباطي به طنز داشت اين نوشته ي من ؟خودم هم نمي دونم!

 

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 10:45 |

در ستایش عشق:اثر جاودانه ی فرشید داوودی و با الهام از پست در ستایش عشق کلاغها!

پایگاه خبرگزاری کلاغها

حالا فهمیدید این فرامرز نصیری از کجا خبراشو میاره زاغ سیاه همتون رو چوب می زنه اوناهش خودشم کنارش وایساده

میریام فارس "کاندیدیدای ما در انتخابات"

شعار ما خلیج همیشه میریام فارس

حاج آقا شما چی صلاح می دونید به نظرتون برم شوهر کنم یا کوهنورد بشم؟

اوناهاش حاج آقا طوقی بهروز وثوقی همونه ببین چه قشنگ می پره

حاج آقا:پس اون آهنگ از اون بالا کفتر میاید رو از رو همین ساختند چه جالب!

پسر زود باش قیمه رو آماده کن اربعین نزدیکه همسایه ها منتظرند

سرباز:خدایا حاجت مارو  هم بر آورده کن تا احمدی نژاد همینجوری رئیس جمهور باقی بمونه دیگه ما مجبور نباشیم مثل عراق به ایران هم حمله کنیم همون کاری رو که ما می خوایم بکنیم اونم داره الان می کنه....ای خدا

اینم برا خواهرها و برادرهای  کوهنورد که مشکل وضو و نماز تو کوه دارند تا مجبور نباشند چون وضو ندارند پرچم بدون آرم جمهوری اسلامی رو بالا ببرند(اصلا منظورم به فریدیان نبودها گیر ندید)

تمامی عکسها به نحو مقتضی از اینورو اونور کف رفته شده منابعش یادم نیست

+ نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 10:16 |