تبليغاتX
< head> طنز کوه

 

ابتدا بابت استفاده بي پرده از بعضي كلمات در اين پست عذر خواهي مي كنم.مجبور شدم صريح تر بنويسم

 

پلنگ چال( يا همون كه خارجي ها بهش مي گن كي تيري!) وحشي، سترگ درنده،خون آشام ،بي شرم، دست نيافتني!!! فتح آن بسان شكار ببر بنگال است، چيزي سختر و و خشن تر از كي تو و نانگاپاربات! چقدر اين دوقله (كي تو و نانگاپاربات)  از لحاظ رمانتيكي بهم ميان!

خر مگس معركه:آقا مباركه چرا مارو دعوت نكرديد؟

گفتم نانگاپاربات! ياد ليلا(اسفندياري)افتادم يا به قول دماونديها ليلا( به فتح لام).ليلا اين روزها سخت در حال تمرين كردن است و بعد از هر تمرين يك عدد پيتزا به تنهايي مي خورد! وي قصد دارد نه تنها اولين زن مسلمان بلكه اولين زني باشد كه بالاي نانگاپاربات يك پيتزا تنهايي خورده است.

گزارش برنامه

- آن رو ز  صبح ساعت شش صبح با آقاي عزيزالهي قرار گذاشتيم دركه. قرار بود اولين مرداني باشيم كه قله پلنگ چال اين وحشي عوضي را به دست غيور مردان ايراني فتح مي كنيم و پرچم پر افتخاركشور عزيزمان را در بالاي آن نصب كنيم. تاكنون هيچ كوهنوردي نتواسته به اين قله دست يازد! چرا كه همه با پا رفتند! و ما چون مي دانستيم در نزديكيهاي قله كار به سينه خيز مي كشد بنابراين اولين مرداني خواهيم بود آنهم از نوع مسلمان ! كه اين قله را با دست فتح خواهيم كرد!

ساعت شش صبح ميدان دركه

فرشيد: سلام آقاي عزيزالهي خوشحالم بالاخره پيدا شديد بابا كجا بوديد اين همه مدت؟

عزيزالهي :بين خودمون بمونه فرشيد به هيچكس نمي گي ها! حبس بودم به خاطرتكثير سي دي هاي اورست!

فرشيد:اي بابا اين كه جرمي نيست عاديه تو اين مملكت!

عزيزالهي:آخه ديدم مزه كرد. توش نون هم داره رفتيم تو كار سي دي هاي قاچاق و پخش فيلم! ناكسها لو دادنمون گير افتاديم.

فرشيد:اوكي... خب استاد ما آماده ايم در ركاب شما قله رو فتح كنيم.

عزيزالهي :پرچم ها رو كه آوردي؟گرفتي از فريديان؟

فرشيد:آره بابا...اولش نمي داد . پدرم در اومد تا ازش گرفتم . خلاصه گفتم بابا ما رفيق رامينيم!گفت رامين كيلو چنده ؟اخوي ما از روزي كه كي تو رو زديم همه رو ريز مي بينيم!!! اما يواشكي گفت ليلا نفهمه اما شبي ده هزارتومن اجاره مي گيرم هر چي هم بعدا  سود  كرد نصف نصف.

عزيزالهي:بابا اين ديگه چه دندون گرديه.....خب....بعد...

فرشيد: هيچي منم هر چي پرچم بود ازش گرفتم از پرچم جمهوري اسلامي و سازمان مجاهدين و سلطنت طلبها گرفته تا اين علافهاي لس آنجلسي !خلاصه هر چي بود گرفتم. گفتم اون بالا با همش عكس مي گيريم تا بشه تو آينده نون به نرخ خورد!

عزيزالهي:اي ناكس تو هم مي خواي مثل بعضي ها!هم از توبره بخوري هم از آخور! البته مد شده اين روزها خيلي ها دارن اينكارو مي كنند. يكي از دوستاي من اصلا نماز نمي خوند اما زد و مدير شد اقتضاي پست مديريتش شد كه هر روز اداره بره نماز جماعت. فقط  نماز ظهر و عصر رو مي خوند!صبح و شب كه خونه بود رو بي خيال مي شد! آقا عادت كرده الان كه باز نشسته شده نشسته تو خونه باز هر روز طبق عادت مي ره اداره نماز جماعت ظهر رو مي خونه بر مي گرده بهش مي گم ديگه دنبال چي هستي؟ ميگه همينجوري بيست ساله كه عادت كردم!

فرشيد: اي بابا اينجوري كه عبادتش ناقصه! اما خب هيچي اون دنيا از قصر و اين چيزا گيرش نياد يه سوئيت با يه نصفه حوري كه گيرش مياد؟نه...

عزيزالهي :آره بابا همه كه مثل منو تو گناهكار نيستند كه اون دنيا تو طويله هم راهمون ندن تازه چند تا غلمان هم بندازند به جونمون الي الابد!

فرشيد:اوكي حالا فهميدم اين فريديان چرا چند تا پرچم با خودش برد. گفته تو اون دنيا هم هر دسته اي اهل بهشت شد عكس اون پرچمو مي بره پيش خدا مي گه ما از اول با اينا بوديم!اينو مي گن آينده نگري... تيزه نالوطي!

ادامه گزارش:

توقف بيش از اين جايز نبود راه افتاديم به سمت قله سر قدم و ته قدم و وسط قدم! خلاصه قاطي بود مثل عقل بعضي از زعماي قوم. اين قاطي بودن هم واسه خودش عالمي داره ها چون گاهي اين پات به اون پات مي گه گه نخور!!!

يك ساعت بود كه مي رفتيم. بين دركه و پناهگاه پلنگ چال ديدم حال تهوع بدي بهم نشست بدنم عرق سردي كرد و گلاب به روتون تگري... يك دفعه از ته دل داد زدم ماماااااان كجايي؟  تو بهم گفتي كوه نرو ننه...وپخش زمين شدم .عزيزالهي دويد اومد بالا سرم گفت چي شد فرشيد كه من گفتم:

فرشيد(هملت):بودن يا نبودن...مسئله اينست! آه اي عزيزالهي بدان كه به مانند هملت تورا نصيحت مي كنم:

افکار خود را نسنجیده بر زبان میاور و هیچ فکر نسنجیده ای را عملی مکن. كه يكهو وبلاگ ببندي!!! گشاده رو و خوش مشرب باش ....... آن عده از دوستان خودرا که در دوستی آزموده و نیکو یافته ای با پنجه های فولادین نگاهداری کن مثل من اي عزيزالهي! ولی هر تازه وارد ناآزموده ای را به دوستی مگزین مثل بازم خودم،و اسرارخود را برایش فاش مکن تا شرافتت لکه دار نشود. از داخل شدن به جنگ و نزاع بر حذر باش ولی وقتی که داخل شدی کاری بکن که مخالف تو از تو بهراست.و رويش كم بشود گوش خود را برای برای شنیدن سخنان همه کس باز کن ولی فقط با عده کم و برگزیده ای دهان بسخن بگشا. اظهارات و عقاید همه کس را بشنو ولی قضاوت خود را محفوظ بدار. بالا تر ازهمه اینها، خودت را هرگز فریب مده و نسبت به شخص خودت منصف باش.*

عزيزالهي:نه فرشيد تو نبايد بميري!!!

فرشيد :عزيزالهي(قيصر) كجايي كه فرشيدتو (فرمون)كشتند**

چند تا جوون گذري:فرشيد فرشيد(فرمون)مي گفتند اين بود؟....بابا ريدي!

يادآوري بردارانه:

- قيصر يا همون سزار در ادامه كشور گشايي و توسعه امپراتوري روم وقتي به مصر رسيد با ديدن ملكه ي زيباي مصر كلئوپاترا فريفته ي وي شد و از اشغال مصر منصرف شد!(حالا فهميديد چرا ما نميريم كي تو رو فتح كنيم!مي ترسيم خاطر خواه مادر بزرگ كلئوپاتراشويم.)

آخ كجايي دو چشم زيباي شهلايي كه ما مثل حافظ به خال هندويت بخشيم سمرقندو بخارا را ! مال بابامون كه نيست ايرانو مي بخشيم اصلا......من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم...راستش تازه گيها فهميدم لب يه كشش ديگه اي داره ...واسه همين بوده كه  آغاسي اين ترانه رو خونده واسش..... لب كارون چه گل بارون!

فرشيد :گفتم فرمون! اما آقاي عزيزالهي صد دفعه بعنوان يه دوست كوچيكتر بهت گفتم كه فرمون زندگيت و آينده ات و اين مملكت رو دست هر كس و ناكسي نده آخه بابا هر الاغي كه از راه رسيد نبايد افسارمون رو دستش بديم.....اهن اهن اهن....(سرفه هاي خفن)

عزيزالهي :اي بابا حرف نزن پسر جان تو حالت اصلا خوب نيست داري مي ميري!

فرشيد:(با درد)به عباس قراضه! بگو رضا موتوري(فرشيد) مرد!***

عزيزالهي:ناكس منظورت كه به عباس جعفري  و رضا نظام دوست نبود!؟

فرشيد:بالا غيرتا گير نده آقاي عزيزالهي  اين آخر عمري! چيزي نگو كه رفاقت ما با اين عباس جعفري  وسيزيف  تر زده شه توش!!!

پخش موسيقي غمناك هندي

عزيزالهي:نه ع ع ع!!! تو نبايد بميري فرشيد آخه چرا اينجوري شدي؟

فرشيد:من ارتفاع زده شدم!!!

عزيزالهي:چي!!! پاشو الدنگ ما هنوز پونصد متر بالا نيومدي تو ارتفاع زده شدي ...جمع كن دوكونت رو...مارو باش علاف كي شديم در پيت .... مي خواستي ديشب شام بخوري گشنه پا نشي بيايي كوه!

فرشيد:آخه زنم مدام سوسيس و كالباس به خوردم مي ده اينه كه ديگه حالم بهم خورد ديشب شام نخوردم تازه بعضي وقتها كه مي خواد لردي حال بده پيتزا رو دستم مي ذاره!

به قول كوهنورد خفن كاظم كجاييييييييييي!!!!!

پخش موسيقي انتهايي فيلم(با صداي داريوش)

اينجا بجز درد و دروغ

همخانه اي با ما نبود

در غربت من مثل من

هر گز كسي تنها نبود

اي مثل من در خود اسير

ليلاي من با من بمير

تنها به يمن مرگ ما اين قصه مي ماند بجا****

............

صمد: (در فيلم صمد آرتيست مي شود)كي بود اسم ليلاي! مارو آورد؟

توضيح:

*:اين جملات متعلق به نمايشنامه هملت اثر شكسپير است بخشهاي قرمز شده توسط اينجانب اضافه شده

**:ديالوگي از فيلم قيصرساخته مسعود كيميايي

***:ديالوگي از فيلم رضا موتوري ساخته مسعود كيميايي

****:گزيده اي از ترانه ي اي نازنين با صداي داريوش

 

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 8:5 |

نقل است كه روزي مريدان به سراي شدند و شيخ فرشيد را بسيار انديشناك ديدند كه لپ تاپ گسترده  و عبا به كناري افكنده و مي خواند و انگشت حيرت به دندان مي سايد.

سلام عرضه داشتند ! شيخ متوجه نشد! سلام را قراء كردند شيخ با اشارت دست به سكوت واداشت و اشارت راند بنشينيد وخفقان گيريد .مريدان جلوس نموده واوقاتي به سكوت سپري شد  و بعد اندي شيخ سر برداشت و گفت عجب!!! مريدان گفتند اي شيخ عجب از چه؟ فرمودند هيچ و هيس! پس لختي ديگر گذشت و باز شيخ سر برداشت و گفت لعنت الله عليه!  مريدان گفتند اي شيخ بر كي ؟فرمود بر همين رافضي كه كنون قتلش واجب و خونش مباح است و هر مريدي وي را بيافت فتواي ما اينست كه وي را به دار بياويزد گفتند اي شيخ فتواي شما مطاع ليك كه را؟فرمودند همين عباس جعفري لعنت الله عليه جبال نورد! با آن صور قبيحه كه در وبلاغش به تماشا مي گذارد و خود راعباث! مي خواند. همانا بدانيد  زين پس اين شخص براي ما همان عباث است و عبث و خونش نيز عبث.پس بكشيد اين زنادقه را.و بر تمام مسلمين و مسلمات جبال نورد ديدن وبلاغ ايشان حرام و جزو گناهان كبيره است .مريدان گفتند اي شيخ كلام شما رهنمود و چراغ راهنماي ماست. فرموديد صور قبيحه! جز تصوير چند منظر چيزي در بلاغ اين مرتد نيافتيم.  شيخ فرشيد فرمودند چه حجتي بهتر از اين كه بجاي اينكه تمثال مارا در بلاغش استعمال كند و به خورد خلق الله دهد همين كوه و دشت و شاملو به خورد اين جماعت خداجوي! مومن مي دهد و اصلا مرض دارد  به سمع و بصر ما اخبار مي رساند يكيش همين خبر رضا زاده مظلوم! خب رفته است بخاطر يك مشت دلار يك تبليغات براي دو وجب زمين تو تلويزيون از ما بهتران كرده است ديديد چه الم شنگه اي  راه انداخت اين زنادقه!همين مانده است كه وي را رضا رابينسون خطاب كند خب مگر قرار است همه تختي شوند و مگر نشنيده ايد

كه تكيه بر جاي بزرگان نتوان زد به گزاف

مگر همه اسباب بزرگي فراهم کنی

و بدانيد اي مريدان بزرگي نه به زور و بازو است. كه بزرگي به روح  است ومرام ورنه هيچ تنابنده اي زور و هيبتش به فيل نرسد پس همين است كه كسي فيل را جهان پهلوان نخواند.

اما اين عباث!اصلا حسودي مي كند ملعون !!!جلويش را نگرفتيم كلام بزرگان را هم به سخره گرفت (اینجا)و در بلاغش به تماشا گذاشت و كنون خشم شيخ فزون كرده پس  اي مريدان ما بر هر كلام اين بزرگان تفسيري خواهيم زد و فتوايي صادر كه بل مريدان به بيراهه نروند و حربه اين رافضي! خنثي شود.

مريدان عرضه داشتند پس اي شيخ كلامات را بخوان بر ما و تفسير نما كه اگر چون شمايي نبودي اين مريدان ره به اسفل السافلين مي بردند. و شيخ فرمود  آورده اند كه:

 

سردار رادان: “قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی از برجستگی بدن از مصادیق شرع است و تبرج به حساب می آید.”

فتواي شيخ:اي مريدان بدانيد كنون چرا شيخ شما اين همه از برجستگي ها گريزانست و جبال را هم به دليل برجستگي هاي  آن وا نهاده است. اما فتوا آنست كه چون شلوارو برخي البسه ديگربرجستگيها را نمايان مي سازد پوشيدنش بر مسلمين و مسلمات حرام است و اصلا ما نمي دانيم چرا اينقدر نسوان در پوشيدنهاي البسه زيبا از يكديگر سبقت مي جويند كه كنون نزد ما شيخان، زنان بي لباس زيباترند!

آیتالله جوادی آملی: “دانشمندان فیزیک، شیمی، بارانشناسی و زمین شناسی بدون پسوند اسلامی نفهمند.”

و اي مريدان بدانيد هر آنچه  وجود دارد كافي است يك پسوند اسلامي به آن متصل كنيد تا حلال شود بسان آبجو هاي اسلامي در بدو انقلاب و اين امور نيز مي تواند اسلامي شود مانند پورنو اسلامي، دزدي اسلامي، كلاهبرداري اسلامي. و بدانيد همه چيز بدين كلام به آني تطهير شودو نيك بدانيد كسان چون انيشتين و اديسون وگراهام بل حماراني بيش نبودند!

حسنی، امام جمعه ارومیه: “اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد.”

و اي مريدان از اين روست كه ما فتوا مي دهيم اين عباس جعفري را يا بسوزانيد يا تير باران كنيد يا از جبال بياندازدش

امام جمعه شیراز: “گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگیرند.”

آفتاب آمد دليل آفتاب و مشت محكم بود بر دهان آناني كه شيخ را مواخذه مي كردند از براي داشتن جي اف(دوست دختر)حال بدانيد اين كار شيخ در اعتراض به مشكل گراني مسكن بود و لاغير!

شکوفه گلخو، رییس دانشگاه الزهرا: “بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده هیپوفیز مردان در تولید مثل میشود.”

و اعتراف مي كنيم كه شيخ شما تا كنون اشتباه مي كرده است و گمان مي برده كه با ديدن بد حجابها چيز ديگري فعال مي شده نگو غده هيپوفيز بوده است و يا شايد نام چيز ديگر غده هيپوفيز بوده است ما چيز ديگر مي خوانديمش ! ولش كنيد كنون هيپوفيزمان از اين ملغمه دارد فعال مي شود

قرائتی: “ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم.”

كنون اشك ما در آمد! كدامين مريد اينجا گند كاري به بار آورد از مجلس بدر شود

احمدی نژاد: “ما یک کشور آزاد هستیم.”

اي مريدان از چه رو چنين خنده بلند ساز كرديد؟

سید حسین مرعشی: “احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست.”

و اي مريدان بدانيد ايشان الي يوم القيامه براي تمامي مردمان معجزه است اين فتواي ماست

و بدينوسيله ايشان را خاتم الرئيس الجمهوران مي دانيم!

امام جمعه تبریز: “علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی نماینده تبریز در مورد سیدالشهدا بود.”

و اي مريدان بدانيد در همين روزها در هلند و دانمارك زلزله هاي متعددي خواهد آمد حتي اگر روي خط زلزله نباشند!

آیت الله خزعلی: “حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان میشود.”

و  بدانيد بي حجابي موجب بالا رفتن چيزي غير از معدل مي شود

احمدی نژاد: “در ایران همجنسگرا نداریم

نگفتيم ايشان معجزه تمام قرون است و علم الغيب دارد حال هي اين شيخ را مواخذه كنيد

احمدی نژاد: “ایران قدرت اول جهان است.”

خموش اي مريدان چرا دگر باره چنين بلند خنديديد؟ مگر ما جك تعريف مي كنيم

آیت الله حسنی: “اگر مومنین غسل جمعه را انجام ندهند مشکلات کمبود گاز مرتفع می شود.”

و اي مومنين كنون بدانيد چگونه اين مشكلات با اين فتاوي محيرالعقول حل مي شود و البته ما مخالفيم با اين فتوا!چرا كه در ام القرا اسلام مومنين همين يك كار را در شبهاي جمعه خوب بلدند كه آنرا هم مي خواهند بگيرند. پس  فتوا مي دهيم به گونه اي كه هم نماز جمعه ميسور باشد و هم گاز به وفور.و آن تيمم بدل از غسل است و آنقدر به اين كار ادامه دهيد كه خاك و خلي شويد

وزیر مسکن: “ساکنان شهرهای بزرگ امیدی به خانه دار شدن نداشته باشند.”

و اين همان برهان است كه جوانان دوست دختر مي گيرند پس چون به گناه نيوفتيد از شهرهاي خود هجرت كنيد

احمدی نژاد: نفت را سر سفره مردم می آوریم، … بعد از انتخابات: “نفت خوردنی نیست که سر سفره ها بیاوریم.”

البته بدانيد خوردنيهاي! بسيار دگر هست كه ايشان دارند به خوردمان مي دهند.

مسئولین نیروی انتظامی در ملاقات با یک گروه از وزارت کشور آلمان آمادگی خود را برای تامین امنیت بازیهای جام جهانی (در آلمان) اعلام کردند.

و اي مريدان اين سومين بار است كه چنين بلند مي خنديد و كم كم شيخ را به خشم در خواهيد آورد

اسماعیل ططری، نماینده سابق کرمانشاه: “آلمانی ها اگر بشر بودند یک زن رقاص رئیسشان نمی شد.”

بر اين گفتار نغز!!!فتوايي نداريم.

احمدی نژاد: ” اینها …. به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند.”

ولي مريدان بدانيد بزغاله ها هميشه بيشتر از گوساله ها مي فهمند!

لاله افتخاری، نماینده مجلس شورای اسلامی: “در سرزمین اسلامی نباید یک مریض زن بدست نامحرم مداوا شود.”

و بدانيد حرمت اينكار بسيار است و بل فتوا مي دهيم هيچكدام از اعضاي بدن نسوان اعم كليه و قلب نبايد به بدن رجل نامحرم پيوند زده شود چرا كه اين نيز از درون غده هيپوفيز فعال مي كند و بيمار مدام در تماس با عضو حساس نامحرم است

شکراله عطارزاده، نماینده مجلس هفتم: “کوندالیزا رایس یک پیر دختر امریکایی ولگرد است که ناکامی های جنسی وی موجب عقده شده است.”

و مريدان بدانيد نزد ما شيوخ اين زبان ديپلماسي است و همه را بايد بدينسان سخن داد!

سخنگوی دولت، پس از تصویب لایحه بودجه: “دولت مسئول گرانیهای سال آینده نخواهد بود.”

و كنون بدانيد مسئول گرانيهاي اين ملك الي يوم القيامه والده ي بيسواد ما خواهد بود

احمدی نژاد: “امریکا به ایران حمله نمی کند چون من مهندسم و مسائل را تحلیل می کنم.”

كدامين مريد خبيث باز اس ام اس جديد ارسال كرد؟

احمدی نژاد: “یه دختر بچه دو ساله … زبونشنون اسپانیولیه .. یه نیگاه کرد به من، گفت: “این محموده ، این محموده.”

البته  مريدان ما بر اين فتوايي نداريم چون آن زبان را نمي شناسيم شايد آن طفل منظورش اين بوده كه اين مهمونه يا چيزي بر همين وزن و قافيه!!!

احمدی نژاد: “یکی از شخصیتهای شرق آسیا، از مسئولین درجه یک اومد به دیدن ما ..خلاصه حرفش این بود که اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف بگه ما مشتری شما هستیم.”

و اي مريدان ما  در ايران همجنسگرا نداريم!همانطور كه رئيس الوزرا صاحب هاله نور به قاعده سه گز در گز به حريمش فرمودند. البته بدانيد در بيرون از ايران داريم!

احمدی نژاد: “دختر ۱۶ ساله ای در خونه شون انرژی هسته ای را کشف کرده.”

و بدانيد نسوان في المجلس انرژي هسته اي هستند و اين رجل است كه مي بايست آنرا كشف كند

حجت الاسلام و المسلمین مهدی پور، محقق و پژوهشگر مهدویت: “رواج بی بندو باری در یک جامعه باعث بروز زلزله می گردد

و مريدان بدانيد اين همه زلزله كه ليل و يوم در اروپا مي آيد از براي همين بي بند وباري است!!!

+ نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 11:35 |

ضمن تبريك مجدد سال نو به همه ي دوستان و تشكر از كامنتهاي محبت آميزشون چه اونهايي كه بصورت عمومي كامنت گذاشتند و چه اونهايي كه به صورت خصوصي . از هر دوي اين عزيزان كمال تشكر رو دارم

واما

اول :خدا بگم چيكار كنه اين احسان نوپتسه رو كه اين اخبار تكان دهنده رو پخش مي كنه كه آدم تا ساعتها هي مدام تكان مي خوره (خبر اینجا) حالا هي به ما گير بديد.

ايهاالناس تورو به دينتون اينقدر به ما گير نديد ما هي مي خوايم آدم بشيم ديگران نمي ذارن هي مي خوايم از اين اروتيك بازيها دست برداریم ملت ول نمي كنند بابا يارو هزار تا غلط مي كنه صداشو در نميارن تا ما يه چيزي بنويسيم گير خلق الله شروع ميشه. اين همه خبرگزاريها در مورد رضا زارعي ! البته با رضا زارعي كوهنورد و نويسنده كوه قاف اشتباه نشه صدا هيشكي در نيومد حالا تا ما يه چيزي بگيم مي گن چرا اينقدر به مسائل پرنو مي پردازي من اين دفعه دلم مي خواد فقط يه نفر اعتراض كنه ديگه دست از دهن بر مي دارم ... بفرما

از وقتي كه اين فرامرز نصيري مارو با طبيعت و طبيعت دوستي آشنايي داد ما خاطر خواه بي چون و چراي پرورش شاه ماهي شده بوديم صبح تا شب دنبال ماهي بوديم واسه آكواريوم شخصي كاري به كار كسي هم نداشتيم. اما نمي دونم چرا اين زن ما اينقدر حسودي مي كرد! و با طبيعت دوستي ما مخالفت! ولي بعد اينكه اين خبر از رضا زارعي پخش شد ما زديم از

پرورش ماهي بيرون و رفتيم تو كار دين و ديانت! ديگه ديانت ما شد عين سياستمون و سياستمون هم عين ديانتمون(اين رضا زارعي با اون رضا زارعي كوه قاف و مربي كوهنوردي اشتباه نشه ها منظورم سردار رضا زارعي بود.این دو بار تاکید).

آقا مي ميريم واسه نماز جماعت! اونم اول وقت و وسط وقت و آخر وقت! اصلا همش دوست داريم نماز جماعت بخونيم.بي خود نيست گفتند خير مسلمين در جماعته ما هم طلبه شديم .آقا حديث داريم اگر كسي نماز جماعت بخونه اونم بي ريا اگر تمام درياها مركب و تمام درختها

قلم بشند نمي تونند ثواب يك ركعتش رو بنويسند .آقا  نماز بايد بي هيچ پرده پوشي و حايل انجام بشه چيه يه عده فتوا دادن كه نماز گزار بايد اندامش پوشيده باشه من اصلا از سردار زارعي تقليد مي كنم كه نماز گزار اعم از زن و مرد نبايد پوشش داشته باشه اينطوري به دل آدم حسابي ميشينه! خب مزاحم نشيد وقت نمازه باز ما بريم يه نماز جماعت توپ بزنيم بياييم.

عده اي نماز گزار الان در حال ركوعند تا بلند نشدند ما به ركعت اولش برسيم...يا الله..يا الله ....ان الله مع الصابرین....الله اكبر...

 

نتيجه گيري:نماز ستون دينه به شرط اينكه اين ستون در جاي خودش گذاشته شه!

 

دويم :یک پسر خوب!یک مامان خوبتر!

حم حم مامان:مامي جون دندونامم مسواك زدم و جيش هم كردم حالا مي تونم برم تو رختخوابم

مامان: آفرين پسر گلم بيا يه بوس به مامان بده

حم حم مامان:مامي مي تونم تو رختخواب عكسهاي كوهو كه تو اون كتابه بود برام خريدي نگاه كنم

مامان:البته پسرم ولي زياد به عكس كوههایي كه روش برف داره نگاه نكن ممكنه سرت گيج بره عزيزم حالت بد شه  خصوصا اونايي كه توش بهمن و گرگ داره

حم حم مامان:چشم مامي اما بهمن چي هست همين آقا بهمن خرازي محلمون رو مي گي؟

مامان: نه پسرم يه بهمن ديگه هم داريم كه تو كوهه يهو مواظب نباشي كلي برف مي ريزه روت

حم حم مامان:مامي منم مي تونم برم كوه؟

مامان: نه حم حم مامان ممكنه صدمه بخوري يه وقت اوخ بشي كوه واسه اين بچه هاي دماغو و بيكاره

حم حم مامان:واسه اون بچه هايي كه حرف ماماناشون رو گوش نمي كنند تازه هميشه دستشون هم تو دماغشونه!هي پفك و چيپس مي خورند؟

مامان: آره پسر گلم حالا بوس شب بخيرت رو بده و برو بخواب

حم حم مامان: مامي من الان بيست و هشت سالمه! چند سالم بشه مي تونم برم كوه؟

مامان: عزيزم تو هنوز خيلي كوشولوئي نمك مامان!تازه بيست و هشت سالته !بزار بزرگتر شي مثلا شصت! سالت كه شد اجازه مي دم كه با يكي دونفر كه واردند بري كوه 

حم حم مامان:تازشم مامي ناخونام رو هم گرفتم!

مامان:آفرين پسر گلم حالا بدو برو بخواب بوس بوس

حم حم مامان:مامان ميشه اون كارتون لمس خلا رو بازم برام بزاري ببينم؟

مامان:اگه پسر خوبي باشي فردا برات مي ذارم  ولي الان ديگه وقته خوابته چشماتو ببند خواب تو چشمات نره!باشه؟

لا لا لا لا لا لا حم حم زود خوابيد مثل هميشه.....لاي لاي لاي لا

مجبورم كرد بيوگرافيشو بنويسم

 

في احوالات حامد بن حصاري مامانم اينا ئو الدوله

 گويند در سنه ي 58 هجری شمسی به ميانه شب نزديك صبحگاهان  به دنيا بشد و معلق بدست قابله قرار گرفت پس ضربتي بر پي پي اش نوش جان كرد و نالان فغان آورد مامي!و آنگاه دانست دنياي جاي در كردن برخي اصوات نامتعارف نيست.

كم كم بزرگ شد تا دانست در ارض بر آمدگيهايي هست كه آنرا جبال خوانند پس خواست به جبال شود كه مادرش رخصت نداد و بفرمود آنگاه كه بزرگ شدي چنين بيانديش روزي پير را بگفت خواهم در جبال نوردي سر آمد شوم كنون چه كنم ؟پيرگفت اي جوان بدان كوه هفت خوان بدارد. و حامد الدوله بگفت آخ جون من عاشق خوانم !اكنون خوان بگستريم و به طعام شويم پس پير گفت اي بوجهل اين خوان نه آن خوانست وبدان جبال خوان و كان(معدن)بسيار دارد و حامد بگفت  اي پير نيك بدان من هم عاشق خوانم و هم كان كنون مرا بياموز.و پير گفت اما گر هفت خوان كوه را بياموزي نيكو كوهنوردي خواهي شد پس حامد دست بكار شد و به يك شب هفت خوان جبال را بپيمودو  طريقت  آنسان بود كه به عضويت گروه هفت خوان بشد و يكشبه ره صد ساله پيمود! و جبال نوردي به نام شد! و هر چه  هزار متري! بود يك تنه فتح نمود و فاتح همه ي  هزار متريهاي دم محله شان شد ليك هر گاه دو هزار متري مي پيمود در هنگام بازگشت با ويلچر بر مي گشت و وي را گفتند اين چه حكمت است گفت عظيم قللي است دو هزار متريها!

اندي گذشت روزي با خود انديشه مي كرد وبلاغي تورق كند پس به مكتب خانه رفت و فوت و فن ملعبه ي بيل گيتس بياموخت اما در نام آن بماند كه بلاغش كنيه چه باشد شبي در منزل نشسته بود انديشه همي مي كرد بديد كه كنون خودش كه هست و تنها هم كه هست و جبال هم كه هست پس زمزمه كرد من، كوه، تنهايي پس شادمان به هوا جست و گفت اينست نام بلاغ من. برخي مورخان گفتند اگر در همان حال همسري داشت قطعا نام بلاغش مي شد من ،كوه ،زنم،مادر زنم،مامانم هرپنج تايمون! تنهایی اما چون عزب بود من،كوه،تنهايي بر گزيد و اين از كرامات شيخ ما در يافتن نامي از بلاغ بود.

نقل است گاه بسان شيخ فرشيد تحرير مي كرد و همان شد كه عده اي از ايادي استكبار تهمت شيخ فرشيد بر وي راندند اما بعد مدتي بديدند كه وي نيك پسري است و اين همه خباثت نه از وي كه از خود شيخ فرشيد تراوش كند وبس. پس وي  از اين اتهام بشد.

 

نتيجه گيري:انگار بعضي ها خيلي دير بزرگ ميشند!

 

سيم: اين قصه نظام دوست و فرامرز نصيري هم داره هي قشنگتر مي شه يعني داره به جاهاي حساسش نزديك ميشه ما هم كه كشته مرده ي جاهاي حساس هستيم! هميشه تو فيلمها هم  دنبال صحنه هاي حساسش مي گرديم

فرامرز نصيري يه بي شرف گفت رضا نظام دوست هم دست از دهن برداشته و سراغ دهن مهن رفته نافرم خلاصه ما همينجور هي داريم الكي كيف مي كنيم از زد و خوردها. همش هم منتظريم ببينيم آخر اين فيلم چي ميشه!

سكانس اول:

كوهنوردان فرهيخته

سيزيف:آقاي نصيري واقعا زيبا بود يك شاهكارنوشتاري در وبلاگنويسي واقعا تلفيق درايت و زيبا شناسي شما قابل تحسينه لذت بردم از عكسي از مراسم اسكار و اون خانم كه چه اندازه بجا و خوب انتخاب شده بود .به نظرم يك شاهكار زيبا شناختي بود همه ي ابعاد ظهور و بلوغ يك انسان متمدن رو به نمايش گذاشته بوديد!!!

نصيري:اختيار داريد جناب سيزيف اين نشان از تيز بيني و نگاه ژرف و عميق شماست كه اينطور مي بينيد واقعا من هميشه به اين ژرف انديشي شما غبطه خوردم!!!

سيزيف:جاب نصيري اسم كوچيكتون فرامرز بود ديگه؟اوه بله چه اسم زيبايي مثل نگاه خود شماست!در خلال مطالعه وبلاگتون بعضا به جملات انتقادي بر مي خوردم كه به طرز زيبايي كلمات در جاي خود نشسته بودند و نقدي كه به افراد و سازمانها زده بوديد در نهايت احترام به حقوق شخص مورد نقد شما بود.اين موضوع قطعا بايد از انصاف كامل شما نشات گرفته باشه؟!!!

نصيري:من اصولا اعتقاد دارم نقد بايد توام با يك انصاف و در اوج احترام به طرف مقابلت  باشه!!!

سكانس دوم:كوتاه! جهت اطلاع

كوهنوردان غير فرهيخته

سيزيف:آخه بابا اين دري وري ها چيه سر هم كردي عكس اين زنيكه كيه گذاشتي؟ اين همه سبيل  آخه اگه تو مرض نداشته باشي نميري عكس اين خوشگله رو بزاري تو وبلاگت!

نصيري:نه بابا جون به جونت كنن آدم نميشي د آخه اگه تو شرف داشتي اين چيزارو نمي گفتي

سیزیف:به من می گی؟ شیطونه می گه........

 

نتيجه گيري:خوب حرف زدن و نزدن به همين سادگيست اول هم به خودم مي گم! 

 

 گمشده

اطلاعیه:مردی چهل و پنج ساله با مو های جو گندمی کوهنورد و جذاب و با نام عبدالله عزیزالهی مدتی است از وبلاگ خود خارج و تاکنون مراجعه ننموده و احتمالا بخاطر اتمام شارژ موبایلش دائم خاموش است.از یابنده تقاضا دارد به محض یافتن وی به این وبلاگ اطلاع دهد و مژدگانی آن که سه عدد هورا خواهد بود دریافت دارد!!!

دیدید ما آگهی هم پخش می کنیم!

 

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت 9:31 |