تبليغاتX
< head> طنز کوه

در راستای طرح ارتقاءامنیت اجتماعی و مبارزه با مواد دخانی و ممنوعیت قلیان در قهوه خانه ها

نکش خانوم جان والله دود مضره!اگر یه بار امنیتت رو ارتقاءداده بودند از این غلطا نمی کردی

تابناك: فرمانده انتظامي تهران بزرگ، با تأکيد بر اين‌که پليس با افرادي که در پوشش‌هاي نامناسب به ارزش‌هاي اسلامي جامعه بي‌توجهي مي‌کنند، برابر قانون رفتار خواهد کرد، افزود: بر همين اساس، تا کنون با تعدادي از هنجارشکنان که بعضا آگاهانه نسبت به ارزش‌هاي جامعه بي‌توجهي کرده‌اند، برابر قانون برخورد و اين افراد به محاکم قضائي معرفي شدند.

در راستاي اينكه ما كلا از ارتقاءكيف زيادي مي بريم و به هيچكس هم ربط نداره و هر وقت مي خواهيم اين كيفمان را بيشتر ارتقاءدهيم سري هم به بعضي كانالهاي بي ناموسي ماهواره مي زنيم كه اين هم به هيچكس ربط نداره تا بدينوسيله مشت محكمي به دهان اقدس دختر همسايه مان بزنيم كه اصلا تحويلمان نمي گيره! بهانه مياره كه زن داري و اينا!هر چي هم بهش مي گيم بابا جان اين همه آدم زن دار كه يكي دو تا هم ندارند بازدنبال اينو اونن چي ؟ميگه اين حرفها حاليم نيست! الهي كه امنيت اجتماعيش تقليل پيدا كنه!

به هر حال در همين راستا و با توجه به آغاز مرحله جديد طرح ارتقاءامنيت اجتماعي گفتگويي با يكي از

 

مسولين دست اندر كار اين طرح انجام داديم كه به بصر شما مي رسانيم

 

فرشيد نيوز:سلام قربان! خوش اومديد ميشه ابتدا بفرمائيد جي شد شما علاقه مند شديد در اين سنگر به انجام وظيفه مشغول شيد.

مامورارتقاء دهنده:والله اقدس عيال مكرمه هيچوقت به خودش نمي رسيد همشيه اين موهاش بو قرمه سبزي مي داد. سال تا سال يه عطر شابدو العظيمي هم بخودش نمي زدو هميشه زير اين چادر و مقنعه كه طفلي به اقتضاي شغل من مي پوشيد و من همينجا ازش تشكر مي كنم بو گند عرق مي داد .خلاصه ما نمي فهميديم زن چيه خدا نكنه يك وقت هم توي خيابون چشممون به اين دختر مختر هاي خوشگل با اون آرايشهاي فريبنده موهاشون مي افتاد كلي برامون از شبيخون فرهنگي مي گفت خلاصه نمي ذاشت ما خوب ديد بزنيم. ديدم تنهايي جايي كه ديد زدن كاملا توجيه داره و روزي كلي دختر خوشگل مي توني امنيتشون رو ارتقاءبدي همين طرحه اين بودكه وارد اين طرح و خدمت در اين سنگر شدم

لامصب چه عطرو ادكلنهايي هم مي زنند توي اين ون وقتي ميريم ارشادشون كنيم هوش از سرمون مي ره

فرشيد نيوز:چرا اسمش رو ارتقاءامنيت اجتماعي گذاشتيد؟

مامورارتقا دهنده:والله ما كلا مدتي بود از ارتقاءدادن خيلي خوشمان مي آمد ولي هيچ چيزمان ارتقاءپيدا نمي كرد و هر چي دوا و دكترو جوشونده و وايگرا اين چيزا هم استفاده مي كرديم ارتقائي اتفاق نمي افتاداين بود كه تصميم گرفتيم از طريق مشاهده زنده اينكارو انجام بديم كه الحمدالله به كوري چشم امريكاي جنايتكار و ايادي استكباريش خوب هم جواب داده

فرشيد نيوز:با چه وسيله هايي امنيت اجتماعي را ارتقا مي دهيد؟

مامور ارتقا دهنده:اول روشون كار فرهنگي مي كنيم هموني كه شما بهش مي گيد مخ زني و اين چيزا بعد اگه افاغه نكرد باتوم به جاي چوب تو آسينشون مي كنيم گاهي هم از اسپري هاي تاخير انداز براي ارتقاءامنيت اجتماعيشون بهره مي بريم كه البته اين زمان بيشتري مي بره

فرشيد نيوز:نحوه نظارت و كنترل نامحوس اين طرح چگونه است؟

مامورارتقا دهنده:والله داديم مقادير متنابهي شورتهاي زرهي با قفلهاي ضد برش ساخته اند كه كليدش فقط دست خودمان هست. تا بدينوسيله بر كار خواهران و برادران در شبها كه ما در حال ارتقاءهستيم كنترل نامحسوس داشته باشيم و هر كه خواست غلطي بكند با اطلاع ما بوده و تازه بايد ماليات هم بپردازند كه اين هم به صندوق دولت كمك مي كند از طرفي يك آمار دقيق هم از اين غلط كاريها هم داريم. چيه مي گند آمارش داريم و اينا.

فرشيد نيوز:كار فرهنگي چه مي كنيد براي ارتقا اين امنيت؟

مامورارتقا دهنده:همونطور كه گفتم اول مي برم تو ون و بطور خصوصي باهاشون حرف مي زنيم درست شدن كه شدن  اگر نشدن كه يك نماز جماعت ترتيب مي ديم به امامت سردار زارعي اگر باز مجاب شدن كه شدن اگر نه  مي بريم بازداشتگاه و حتي اگر شده به زور مي خوابانيم و امنيتشان را ارتقا مي دهيم قبول كردن كه كردن نكردن خلاصه آره و اينا...

فرشيد نيوز:برنامه بعدي طرح ارتقاءامنيت اجتماعي چيست؟

مامور:ما ابتدا به موهاشون گير مي ديم و به مانتوهاي چسبان در فاز بعدي به آرايشگاهها و بوتيكهايي كه اين موها رو در اونجا آرايش كردند و لباسهايي كه  خريدن ميريم و امنيتشون رو ارتقاءمي ديم در فاز بعدي قرار است نه تنها به موهاي سرشان كه به يك موهاي  جاهاي ديگر هم گير بدهيم ببينم مطابق موازين اسلامي آرايش شده است يا نه

فرشيد نيوز:با تشكر از شما براي شركت در اين مصاحبه

 

 

+ نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 8:51 |

 امروز:جمعي از دانشجويان دانشگاه زنجان از شب گذشته در اعتراض به آنچه فساد اخلاقي يكي از مسؤولان دانشگاه و تعرض به شان و منزلت دانشجويي ناميدند، در دانشگاه تجمع كردند. ...در پی این حوادث دفتر تحکیم وحدت با صدور اطلاعیه ضمن برشمردن حوادث مشابه در دانشگاههای کشور اعلام نمود: «از آنجائیکه وزیر علوم با تکیه بر پاسخگو بودن نسبت به اعمال مسئولین دانشگاهها اقدام به انتصابی نمودن روئسای دانشگاهها و معاونین آنها کرده است، بر این اساس اکنون باید پاسخگوی این اعمال ننگین باشد که تنها در دولت نهم شاهد آن هستیم و باید ضمن معذرت خواهی از جامعه دانشگاهی هر چه سریعتر استعفا دهد.»

 

سايت بالاترين:دانشجويان دانشگاه زنجان در سالن ورزشي دانشگاه تحصن كرده و خواستار استعفای دکتر مددی معاونت دانشجویی شده‌اند. دکتر مددی یک دختر دانشجو را در کمیته انضباطی تحت فشار قرار داد تا به او تعرض کند. این دانشجوی دختر در حالیکه یک ضبط صوت نیز با خود به همراه داشت، با معاون دانشجویی در دفتر وی قرار گذاشت و هنگامیکه معاون دانشگاه در حال درآوردن پیراهنش بود دانشجویان به دفتر وی یورش برده و از وي فیلمبردای نموده و پس از آن اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی نمودند...

 

خبرگزاري فرشيد:رياست دانشگاه در جهت جلوگيري از نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي  به قصد براندازي نظام و تنویر افکار عمومی و منور نمودن یک جای بعضیها شخصا وارد  شده و موضوع را مورد بررسي قرار داده و تمامي عوامل دخيل در ماجرا را مورد توبيخ و مجازات قراردادند.مجازات عاملين به شرح زير است:

الف- معاونت دانشجويي توبيخ و يكسال انفصال از خدمات فوق به دانشجويان دختر به دلايل زير

1-بر هم زدن نظم نوين جهاني چون در اينگونه موارد اول مي بايست شلوار از پا در ميامده و بعد پيراهن كه ايشان بالعكس عمل نموده و اين در شان يك دكتر نيست.

2-عدم رعايت ايمني لازم به جهت قفل نكردن در اتاق چون ممكن بود در هجوم دانشجويان اسناد دولتي هم به سرقت رود

3-هل شدن براي انجام اينكار چون اول بايد لباس دختر را از تن خارج مي كرده بعد لباس خودرا

4-خاموش نكردن برق اتاق! رعايت اين نكته ضمن صرفه جويي در برق وكاهش  هزينه بيت المال امكان فيلمبرداري دانشجويان را به حداقل مي رساند

5-عدم توانايي در مخ زدن خوب دختر دانشجو! ايشان بعنوان يك دكتر در مورد اين نقيصه بايد پاسخگو باشند چرا که رساله دكتراشان در همين زمينه بوده

6-تنها خوري!اقدام به انجام اين قبيل كارها بدون اينكه يك ندا به ما بدهد

7-از بين بردن بستر مناسب اينگونه اعمال برا ساير روسا در دانشگاه يحمتل قبلا ديگران اينكار را كرده بودن و گند نزده بودند فلذا حالا كجا بستر پهن كنيم؟

ب-دختر دانشجو به ده سال تدريس در دانشگاه محكوم شده و سه سال صيغه رايگان رياست دانشگاه به دلايل زير

1-بعلت خوشگل بودن و خوش هيكل بودن كه موجب تحريك برادران ارزشي شده است

2-برهم زدن امنيت اجتماعي چرا برا يك رابطه اينقدر شلوغ بازي در آورده كه دانشجوها تحصن كنند

3-حمل غير مجاز ضبط صوت

4-اعلام موضوع به ساير دانشجوهها كه موجب اشاعه فحشا شده

5-عدم انجام ملاحظات ديني  وستارالعيوب بودن

6-چرا كاري كرده است كه به كميته انضباطي فراخوانده شود تا براي بخشش كار به اينجاها كشيده شود

7-به دليل در نياوردن لباسهاي خود تا ازايشان هم فيلم گرفته شود تا بلوتوث بازي در دانشگاه با مزه تر شود

ج-دانشجوهاي دانشگاه به دلايل زير كلا اخراج مي شوند تا ديگر از اين غلطها نكنند اين دلايل عبارتند از

1-ساعت هفت شب در دانشگاه چيكار مي كردند

2-ورود بدون هماهنگي با منشي معاون دانشگاه به داخل اتاق ايشان

3-اقدام به داشتن موبايل در زمان تحصيل

5-فيلمبرداري از مرد لخت و انتشار آن بوسيله بلوتوث و اشاعه فحشا

6-عدم فيلمبرداري از دختر مورد نظر

8-تحصن و لغو امتحانات و درج خبر در رسانه ها كه موجب اشاعه فحشا شده مومن بايد ستارالعيوب باشد

9-ريختن حرمت دكتر مملكت

 

نانگاپاربات

هفت نفر اعضای تیم نانگاپاربات با لباس مبدل به جهت خروج از کشور!

پیدا کنید این میان لیلا اسفندیاری را

نانگاپارباتيها رفتند :خبر گزاري خاله زنكي ببخشيد فمينيستي  آناپورنا!كلوپ دماونديها، سرود كوهستان وبچه هاي سر كوچه

 جمعه گذشته تيم نانگاپاربات جهت صعود قله نانگاپاربات به كشور پاكستان اعزام شد. اين خبر در چند وبلاگ منعكس شد اما در وبلاگ كوهنوشت كه متعلق به حسين رضايي مسئول روابط عمومي فدراسيون محمود شعاعي وپسران! هست انعكاس نيافت و ايشان عليرغم قد قد يه عده كه چرا هيچ خبري منتشر نكردي هيچ تره ای خورد نكرد برا اين غر غر ها. فلذا گمانه زنيها در  خصوص اين حركت شدت گرفت و ما هم اهم دلايل عدم درج اين خبر را در كوهنوشت به بصر شما مي رسانيم

1-وبلاگ شخصي است و چهار ديواري اختياري به هيچكس هم ربط نداره

2-با توجه به اينكه درج خبر مستلزم نام بردن از باشگاه  دماوند و نانگاپاربات بوده و اين دو نام تبليغ براي آب معدني دماوند و دوغ نانگاپاربات بوده فلذا تبليغات براي بخش خصوصي با هزينه دولت حرام و ممنوع و موجب ضمان است

3-چون آقاي محمود شعاعي يكبار خودشان مورد تفقد بعضيها قرار گرفته اند عصباني شدن كه چرا اينها نيامدند كه ما مورد تفقدشان قرار بدهيم كه در آن صورت تفقد در تفقد مي شد يه چيزي مثل كيف در كيف

4-به جهت اینکه اينها با پول شخصي رفتند و اصلا بلد نيستند بيت المال چپاول كنند اينست كه در اينترنت بيت المال هم سانسور مي شوند

5-موفقيت احتمالي اينها هيچ سودي و تبليغي در كارنامه فدراسيون محمود شعاعي نخواهد داشت

6-اصلا چه معني داره يه دختر با شيش تا مرد پاشه بره تو كوهها پس اين مبارزين با طرح امنيت اجتماعي كدوم گوري هستند

7-احتمالا اين چند روز حسين رضائي تو باغ كاغذي داشته هرس مي كرده نرسيده خبر بده

8-نانگاپاربات اصلا قله نيست برودپيك قله هست

9-اصلا فدراسيون بودجه مي گيره هر كاري دوست داشت بكنه به شماها چه ربطي داره

آخرين خبر:حسين رضايي براي اين اقدام بجاي خود و سوزاندن يك جاي بعضيها صدو بيست ساعت اضافه كاري فيكس از فدراسيون كوهنوردان محمود شعاعي و پسران دریافت داشت.و همچنین بشدت مورد تفقد ایشان قرار گرفت.ایشان الان کلی تفقدی هستند.

 

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 10:59 |

 حتما ميدونيد ملت ما يك ملت مرده پرست هست به تمامي! خيلي نازيم نه؟ مثلا تا شخص زنده است هيچكس تحويلش نمي گيره و فقط عيوبش رو مي بينند تا مي ميره همه در مناقب و محسنات اخلاقيش مديحه سرايي مي كنند. عكسها به درو ديوار خونه فاميلها آويزون ميشه همه خواب نما ميشند... وووو

حالا تصور بفرمائيد اين فرشيدي كه  نه دين داره! نه اخلاق داره! نه زبون خوش داره! نه عفت كلام ووواصلا يه عتيقه ي به تمام معنا فوت نموده !

عجيبه اين روزها ما داريم هي از فوت فرشيد مي نويسيم نكنه شكر خدا همين روزها خبرهاي خوشي قراره بهتون برسه

مسجد 3 تا 5 بعدازظهر ختم فرشيد در گوشه اي از مسجد كوهنوردان نشسته اند و وانمود مي كنند كه خيلي ناراحتند!!!

عباس جعفري:آقا اين پسر چقدر بزرگوار و متواضع بود. يه روز تو محل كارم نشسته بودم ديدم يكي دق الباب كرد رفتم درو باز كردم ديدم آقا! فرشيده...

گريه حضار

جعفري: بذار بگم گفت سلام استاد! گفتم سلام فرشيد اين توئي؟گفت آره استاد!اجازه مي دي بيام تو استاد؟چقدر متواضع مي گفت استاد.. با همين لحن گفت خيلي مخلصيم استاد.

گريه حضار

جعفري:آقا اين استاد استاد از دهن اين پسر نمي افتاد گفتم فرشيد من استاد نيستم گفت واي چقدر شما شكسته نفسي مي فرمائيد استاد! اومدم تلمذ كنم، درس پس بدم، درس بگيرم برم استاد! واي چقدر نازنين بود اين پسر.

فرامرز نصيري:آقاي جعفري حالا شما اينو مي گي يك دفعه اومد گفت سلام فرامرز!با من خودموني بود ازين القاب درپيتي بهمون نمي بست چه مي دونم معلم و استاد اين چيزا!!! گفت فرامرز من دوست دارم تو وبلاگنويسي خط مشي تورو دنبال كنم اصلا شيوه تورو سر لوحه كارم قرار بدم بهش گفتم فرشيد بد راهي قدم گذاشتي مي دوني هنوز تو اين كارا بچه اي مثل من استخون خورد نكردي يا لا اقل مثل بعضي ها تو اين غار مارا يكي دو نفر مي كشتي ملت  مي فهميدن اهل كوه هستي! راستي كاظم خان ليلا رفت نانگاپاربات؟

گريه حضار

كاظم فريديان:به جون فرامرز كه مي خوام دنياش نباشه هميشه مي گفت مقتداي من در كوه اولين فاتح كي 2 هست بهش مي گفتم فرشيد منظورت كيه؟ هميشه مي گفت خب كاظم توئي ديگه بلا گرفته! مي گفتم اي بابا فرشيد اين صعود من متعلق به همه ايرانيهاست اصلا قابل شمارو نداره. هميشه مي گفت يه عده كه اصلا كوه نمي دونند چيه زندگي شون رو ول كردن چسيبدند به اين غار پراو! بابا وقتي اجل بياد زمان و مكان نميشناسه.خلاصه مي گفت كاظم! الگوي من تو هستي اي جهان پهلوان!

گريه حضار

بشير گنجي  نعره اي مي كشه و غش مي كنه

جعفري: فاريابي جان پاشو اين پسر خواهرتو از اين وسط جمع كن همش جلو دست پا رو گرفته اه اين كيه جوجه كوهنورد!

فاريابي:آقا همون اوايل كارش بود يه روز زنگ زد به من كلي با هم حرف زديم مي گفت اي فاريابي بزرگ(گريه حضار) تو يه روز تو كوه ژنرال ميشي(خنده يواشكي فرامرز) فرامرز خان مثل اينكه مجلس ختم فرشيديم ها(گريه حضار)

از توي زنونه صداي جيغ و داد ليلا اسفندياري بلند ميشه

آنا: ليلا جان خراش نده اينقدر صورتت رو عزيزم خودتو خوني مالي كردي مي خواي بري نانگاپاربات خوبيت نداره حيف اين صورت خوشگلت نيست بخاطر اين گور به گوري زخم و زيلي كني؟واه واه نگاه خط چشم با كرم پودرت خراب شد !راستي چه كرم پودر خوبيه ماركش چيه ليلا؟

ليلا:(با نوحه سرايي) ديگه كي بعد فرشيد هي اسم منو تو وبلاگها بياره همه منو بشناسن الهي جز جيگر بزني فرشيد الان وقت مردن بود!آنا جان بميرم من عزيزم كرم پودرم مكس فاكتوره واسه نانگاپاربات خريده بودم...

جعفري:لااله الا الله بعضي ها هم تا اسمشون يه جا برده ميشه از ذوقشون شب بي جوراب مي خوابند!

سيزيف:(هق هق در حال گريه)آي گفتي عباس جان آقا اين بشر! فرشيد چقدر مبادي آداب بود يك كلام حرف بي ربط از دهنش خارج نميشد هميشه به من مي گفت سيزيف در ادب گفتار! تو الگوي مني! آقا يه دفعه از دهن من پريد به يكي گفتم خيلي بدي! آقا فرشيد آشفته نشد؟ يادمه اونشب من چقدر استغفار كردم هميشه مي گفت مومنان كساني هستند كه از سخنان لغو پرهيز مي كنند. راستي رامين كجاست نيومد؟

جعفري:نه زنگ زد عذر خواست گفت خيلي در گير اين ديسكو ميسكو ها هستم از طرف من براش فاتحه بخونيد. مي گفت بعد پست "حكم جلودار" مرحوم فرشيد عاشق خدمت در لبنان شده مي گفت عمرمون رو  تو ديار كفر حروم كرديم!  مي خواد بره باقي عمرشو وقف مردم لبنان كنه

فرامرز:فاتحه مع الصلوات

سيزيف:(يواشكي در گوش عباس) فاتحه چطوري مي خونند من يادم رفته

جعفري:هيس هيچي نگو منم يادم رفته فقط لباتو تكون بده هي صاد صاد بگو!

فرامرز:(زيرلب غر مي زنه) ادعا هم دارند بلد نيستند چطور فاتحه بخونند بعد خودش ادامه مي ده بسم الله الرحمن الرحيم .... امن يجيب ال.....!!!

عباس ثابتيان:آقا ما يه قصه بگيم يكي بود يكي نبود يه سيزيف بود

سيزيف:لااله الا الله

كاظم:آقا من ديشب خوابيده بود يهو ديدم يكيو دارند با تخت روون ميارند! نوراني!!! يه عالمه حوري دنبالش نگاه كردم ديدم فرشيده(گريه حضار)

فرامرز: خوش به سعادتش! خدايا قسمت ما هم كن! اين حوريهاي دنيا كه كفاف مارو نمي ده

كاظم:آقا رفتم جلو تا اومدم چيزي بگم گفت سلام بر كاظم اولين فاتح كي 2! گفتم بابا اين حرفا چيه فرشيد خان فاتح شماييد با اين همه حوري! گفت نه بخدا كاظم خان ما كوچيك شومائيم استاد!بعد دست كرد از تو كجاوه يه پرچم در آورد گفت ببين كاظم خان اينو آوردم اينجا بعد صد وبيست سال اگر فوت كردي بيايي اينجا در معييت شما كي 2 بهشت رو فتح كنيم(گريه حضار)

فرامرز:(زير لب) اي خالي بند با جنايت غار پراو چقدر بهشت هم بهت مياد!

سيزيف:انالله من يقرالذين فاتحه معه  همه با هم صلوات!!!

(جمعيت صلوات و فاتحه)

جعفري:(رو به سيزيف)نسناس وقتي بلد نيستي لازم نيست اينطوري هچل هفت اعلام فاتحه كني بسم الله الرحمن ......ربنا اتنا في الدنيا.....

همسر فرشيد:(از داخل زنونه)الهي درد بگيري فرشيد اين همه گه كاري مي كردي ما بي خبر بوديم اين همه دختر مختر چيه دور و برت ذليل مرده حالا من با اين دو تا در به در توله چه خاكي تو سرم بريزم؟

مادر فرشيد:خبه خبه يكاره مگه زناي ديگه چيكار مي كنند هنوز آب كفن مرده خشك نشده مي دوند شوهر مي كنند يكيش همين اقدس ذليل مرده نذاشت چهل شوهرش سر شه

مادر زن فرشيد:اي بابا حاج خانوم كو شوهر؟ والله دختراش ترشيدند چه برسه به بيوه ها ايناش چند از كوهنورداي بي شوهرش  اينجان(بعد رو به ليلا) ليلا مادر تو چرا با اين سن و سال هنوز شوهر نكردي؟

ليلا:واه حاج خانم مگه چند سالمه من تازه 25 سالمه تازه هزارتا خواستگار از دكتر مهندس داشتم ولي الهي همه شون رو سر تخته بشورن مردهم مرداي قديم

مادر زن فرشيد:آره والله يكيش همين گوربه گور شده همين فرداست كه سرو كله چند تا كور و كچل ميراث خور پيدا شه بعد كاشف عمل مياد آقا چن تا تخم و تركه ديگه اينور و اونور پس انداخته! هوو داشته دختر بيچارم خبر نداشته.

مادرفرشيد:خبه خبه زنيكه قرشمال ميون هارگير و واگير بيا زير ابرو بگير

آنا:لال و بيمار از دنيا نري بلند صلوات(صلوات خانمها)....براي سلامتي همنوردم! دوميش رو بلند تر ختم كن....براي باز شدن بخت دختراي دم بخت خصوصا خودم سوميشو جليل تر ختم كن!

ليلا:آناجون اين صلوات سوميت خيلي به دلم نشست!

جعفري:اين خانومها اين صلوات سومي رو چه محكم فرستادند!!!

عباس ثابتيان:يكي بود يكي نبود يه سيزيف بود.....

سيزيف:بشين بينيم بابا حال نداريم عباس(جعفري) برنامه چيه بعد مسجد؟

عباس:هيچي امشب شام كه خونه مرحوم فرشيد افتاديم بعدشم رفقا طلبه باشند يه شب نشيني ملس راه بندازيم ولي فاريابي يه جوري اين بچه رو (بشير گنجي)رو دست به سر كن نياد بفرستش پاركي چيزي بره بازيشو كنه!

آنا:اوا چرا آقاي عزيزالهي واسه فوت دوستش نيومد!!!

 

+ نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 10:57 |

 

 

حکم جلودار است بر هامون بتازيد /// هامون اگر دريا شود از خون بتازيد

.

.

جانان من برخيز بر جولان برانيم /// زانجا به جولان تا خط لبنان برانيم

.

.

جانان من اندوه لبنان کشت ، مارا         بشکست داغ دیر یاسین پشت،مارا

بعد از آن به تایلند و وارنا برانیم             سواحل هاوایی و هونو لو لو را ازیاد نرانیم

 Lebanon Moslems!!! Sky Bar – Beirut

 

کوهنوشت: هامون ، دریا ، خون ! حکم جلودار ! آن روزها !  آن همه !  برادر ، خاطرت هست ؟! ...رفت و رفت و رفت...

البته هنوز هم دارد میرود!

 گاهی اوقات ما خیلی بی دین می شویم و از دست خودمان کفری. بی خود نیست زنمان می گوید تو اصلا معلوم نیست به کدام صراط مستقیمی؟

ای خسرالدنیا و الاخره نه به توبره دنیا رسیدیم و نه به آخور آخرت خواهيم رسيد .فقط حیف آن همه حوری که برادران اهل بهشت قرار است تنهایی بخورند.

اینان سخنانی بود که شیخ فرشید بر مریدان می خواند و آنها را جمع نموده بود تا کلام آخر بگوید و شیخ ادامه داد:

اینست مریدان دیشب که خواییده بودیم دیدیم مارا گرفتند و بردند پای جوخه اعدام و  حکم مي خواندند.

بسم الله القاصم الجبارین...بنام خداوند در هم کوبنده ی ستمگران

چون شیخ فرشید در دنیا تشویش اذهان عمومی به قصد براندازی رضا نظام دوست  بسیار کرد پس مفسد الفی الارض و به اعدام که آنهم پرت کردن از کوه می باشد محکوم می گردد

شيخ فرشيد: ای بابا اعتراض داریم حکم پرت کردن از کوه فقط در بعضی موارد بسیار خاص است بخدا ما ازون کارها نکردیم ها!

وای مریدان هراسان از خواب پریدیم آنسان که بسیار عرق کرده بودیم  و بسان بید می لرزیدیم این بود که دانستیم تا طناب دار و سرای باقی فاصله ای نیست پس بلافاصله ما هم نشتیم به نوشتن وصیت نامه:

و بدانید بعد از معدوم شدن شیخ فرشید مردم سه دسته نمی شوند بلکه یه عالمه دسته می شوند

دسته ی اول بر خریت خود پای می فشارند و کما فی السابق شیخ فرشید را شیخ خود می دانند پس خاک بر سر اینان اما به خودشان نگویید حیف است از بعد مرگمان هم مریدانمان را از دست بدهیم

دسته ی دوم  اوج خریت می شوند چون دنباله رو آن دسته اول می شوند و شیخ فرشید اینجا برایشان خدا می شود.شیخ بودن برای این امت دیگر خیلی کیف دارد چون مدام تکریمت می کنند خوش به حال  آن شیخی که بعد از ما شیخ اینها می شود

دسته سوم ملیجک می شوند و هر سازی که بزنید برایتان می رقصند کافی است تکه نانی به آنها بدهید

دسته چهارم که دیگر! اندش هست و نه تنها بر خریت خود باقی می ماند که از غصه هم دق می کنند اینها دیگر مریدان عتیقه ی ما هستند

و اما دسته پنجم به مخالفت با گذشته ي خود و شیخ فرشید بر می خیزند اینها خیلی بی معرفتند یا توبره بهتری پیدا کردند یا اینکه دست از خریت بر داشته اند که این مورد قابل بررسی است!

دسته ششم اینهایی که به مخالفت بر خواسته اند یا خود شیخ می شوند و می چاپند مردم را یا اینکه یک شیخ دیگر براي خودشان علم می كنند. یعنی امتي كه بنا به اقتضا هر روز یک شیخ می سازد

دسته هفتم دسته ی بی تفاوتی می شوند و می روند دنبال یک لقمه نان و می فهمند همه ی اینها فقط برای بهره کشیه و در مي يابندآدم عقل داشته باشه جوونی و عمرشو فدای یک مشت آدمی که ذاتا سودجو هستند نمی کنه خصوصا این شیخ فرشید! که هیچ گربه ای راه رضای خدا موش نمی گیرد

و پند شيخ شما: بدانید ای مریدان هیچ کس در این ملک به اندازه خود شخص دلسوزتر برایش نیست و بدانید هر آنکه دایه ی دلسوز تر از مادر شد حتما کاسه ای زیر نیم کاسه دارد و بدانید حاکمان همیشه یک دشمن فرضی برای شما می سازند و شمارا از آن بیم می دهند تا بتوانند از شما سواری گیرند و بسان آن پدر و مادری است که برای کنترل خواسته های فرزندش به لو لو متوسل شده و همیشه وی را از لولویی می ترساند که هیچ وجود خارجی ندارد و صرفا از برای آنست که افسارطفل  بگیرد و بر جایش بنشاند.

و اما دسته هشتم دسته ی بی دسته گانست یعنی جماعتی که اصلا نه دسته دارد نه می داند دسته چیست و بسان چاقویی که دسته ندارد پس به هيچ كار نمي آيد و بدانید چاقو هیچگاه دسته ی خود را نمی برد اما تو دسته اش می رود پس بی دسته گی گزینید تا چاقو بهتان فرو نرود.آسته برو آسته بیا که گربه شاخت نزنه

دسته نهم دسته ی تیزانند وآن کسانیند که به شیخ شما چسبیدند و رانت می دانستنیدی چیست و هر آنچه توانستند امت را دوشیدند و می دوشند باز

بناگاه مریدی برخاست و گفت ای شیخ ما!

و شما همیشه بر سبیل انتقاد و گله هستی پس کدامین طریقت شیخ را از نقد بر حذر می دارد و شیخ گفت ای جماعت بدانید هر کس  در این دنیای امروزی یک قیمت دارد تا بر طریق موافق باشد برخی قیمتشان مادی است و بر خی معنوی و معنوی آنست که به عشق وصال بهشت و حوری هر کار کند و اما شیخ شما چون می داند اهل بهشت است! پس قیمتی مادی دارد و بدین طریق قیمت خود را با نرخ امروز بر شما خواهیم گفت و بدانید این نرخ برای یک ماه آینده است و تورم هر روز نرخ ما افزون می کند بنابراین قیمت شیخ و دیدگاه شیخ با توجه به هر مبلغ که می گیرد چنین است:

ماهی پانصد هزارتومان مواجب=مخالف سر سخت نظام

ماهی یک میلیون تومان=بی تفاوت ولی یه کم غر می زنیم اما نه جدی

ماهی یک میلیون و پانصد هزارتومان=خوبست این نظام در پاره ای اوقات دوست داشتنی است بهتر شود بهتر است

ماهی دو میلیون تومان=دوست دارنظام و رئیس جمهور و همینطور شرکت در راهیمائیهای موردی

ماهی دو میلیون پانصد هزار تومان=طرفدار سرسخت و مدافع محکم نظام و تمامییت آن و شرکت در راهپیمائیها و تجمع بر علیه مخالفان و شکستن شیشه سفارتخانه ها و روزنامه ها ی مخالف

ماهی سه میلیون تومان ذوب در .......نظام حاکم!

و بنگريد ای مریدان شیخ شما چه اندازه منصف است و نرخش خیلی بالا نیست پس این شیخ را بپرستید و بر این خریت ابرام کنید!

و مریدی دیگر گفت و ای شیخ شما از کدامین دسته ای و شیخ گفت این فوت کوزه گری است  و اما چون نیکو مریدانی هستید بر شما فاش می کنم و بدانید من جز نوعي بی دسته گانم بسان بی مهره گان که انعطاف زیاد داشته تا هر آن بتواند به شکلی در بیاید و هر روز از برای بهره کشی شما مریدان به شکل جماعتی از شما در می آیم و بر خیزید و گم شوید که کنون مرا دارید به سمت سیاست سوق می دهید و بدانید شیخ   هیچ اهل سیاست نیست.که مریدی به آهستگی گفت اهل دیانت هم نیستی یا شیخ که شیخ گفت چه گفتی ای مرید؟ و مرید گفت هیچ شیخ!دعا کردیم بر قرار باشی

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 9:1 |

اول: نه اينكه ما يك جورهايي  ولي امر مسلمين و مسلمات در امر وبلاگ نويسي و كامانت پراني هستيم و گاهي اوقات با امت خودفروش پرور(شهيد پرور) از همين جايگاه حرف مي زنيم  فلذا با توجه به اين مقام شامخ گاهي به برخي از استفتائات و درخواستهاي مريدان پاسخ مي دهيم و از آنجائيكه ما يك  كامانتنيگ اختصاصي داريم مي توانيد از اين طريق سوالات سياسي و شرعي و مسائل مبتلا به خود را از ما بپرسيد قطعا ما در هر كدامشان صاحب نظر بوده و برا هر كدامشان  فتوايي خواهيم داشت.

همين ديشبي بود  يك كامانت بطرز فجيع! محترمانه اي توسط يكي از نسوان  استاد دانشگاه برايمان كتابت شده بود  كه همينجور عرق شرم بر پيشاني ما قنديل بسته است  وبه قاعده سه بطري عرق! گرفتيم(گران شده لاكردار)  و فقط گفتيم چشم تعديلش مي كنيم، درستش مي كنيم. يا اينكه  تا ما و شما يك فقره كامانت دو پهلوي بي ادبي مي نويسيم اين آناي فراهاني كه انگار كاري جز اين ندارد گوشي تلفن را بر مي دارد ومارا سكه ي يك پول مي كند و  حسابي مي شورد و مي گذارد كنار كه اين چيزها چيست نوشتي اصلا هم عين خيالش نيست كه ما شيخ فرشيد ولي امر مسلمين و مسلمات در امر وبلاگنويسي هستيم.

از طرفي نه اينكه ما كلا معتقديم مالكيت يك چيزي مثل روزنامه يا وبلاگ يا راديو تلفزيون نبايد حق سانسور برايمان ايجاد كند مگر در مواقعي كه تشويش اذهان عمومي!به قصد براندازي نظام و از همين اتهاماتي كه هيچ كيلومتر ندارد و هر كدامش به تنهايي مي تواند سري بالاي دار بدهد باشد.آنوقت است كه ما تيغ بي رحم سانسور را بر مي داريم و هر جاي نابدتر آن نوشته را از دم تيغ مي گذرا نيم حالا مي خواهد نويسنده اش خوشش بيايد مي خواهد نيايد.

اينست كه قويا دستور مي دهيم، فتوا مي دهيم ، تقاضا مي كنيم، درخواست مي كنيم، التماس مي كنيم اول از خودم و بعد از شما كه آقا ننويسيد اين نوشته ها و  كامانتهاي بي حرمتي را .آقا وادار نكنيد ما را همه تان را از دم تيغ بگذارنيم ها. اصلا فتوا مي دهيم از امروز هر كه با زبان و قلم و نيش و كنايه به  انبساط خاطر و ياانقباض خاطر! حرف بي ربطي بزند كه خاصه نسوان محترم را وادار كند  گوش مارا بكشند و سكه ي يك پولمان كنند حرام و نويسنده بايد كفاره آنرا كه  سه  عدد پيتزا در سه روز متوالي باشد به  ما بدهد.لااقلش اينست كه از دست ور ور هاي اين فراهاني خلاص مي شويم.اه زنمان اينقدر غر نمي زند كه اين مي زند.

دويم:در خصوص كامانتي كه در مورد شير زن عشيره ايراني بر من خر مرد همشيره ايراني! در كوهنوشت قلمي نمودند بسيار باعث تعجب ما شده بود كه نويسنده گفته بود اين كامانتهاي بي نام و نشان مال مثلث پسر خاله ها عباس جعفري، سيزيف و فرشيد داوودي است.حالا خوب است حسين رضايي بلافاصله با يك حديث قصه را مهار كرد.آخر ما نمي دانيم شيخ فرشيد از چه چيز و چه كس ابا دارد؟ كه اصلا حيا دارد؟  نخواهد با نام خودش بنويسد.ضمنا خدمت آن اخوي يا همشيره عرض مي نماييم تا جايي كه ما يادمان مي آيد هيچ قرابتي اعم از سببي و نسبي با  هم نداشتيم مگر اينكه يك جورهايي متلك بارمان كرده باشيد اما توصيه مي كنيم يك نفر ديگر هم براي ما سه نفر جور بفرمائيد بلكم بتوانيم گروه چهار نفره دالتون ها را در مقابل اين همه لوكهاي خوش شانس! در كشورمان تشكيل دهيم.

سيم:آهاي كامانت نويس ابرقويي! آقا تو ديگه از ما پاچه ور ماليده تري عزيز جان اينها چيست نوشتي؟ ما كلي روضه خوانديم برا شما عزيز! بنويس طنزت قشنگ بود اما حرفايت را بابا جان يك جور درز بگير آخر ما زن و بچه داريم ميان مي خوانند فحشش را به من بي نوا مي دهند. ضمنا اينباراگر بي چاك و دهني  بنويسيد فتواي مهدورالدم بودن شما را صادر مي كنيم تا مثل سلمان رشدي پانصد تا نگهبان برات بگذارند هي حالش را ببري ها. ضمنا در خصوص وصل خط موبايل به ابرقو پيغام شما را به مسئولان رسانديم.گفتند در سند چشم انداز بيست ساله طرحش را ديده ايم يك چند سال ديگه صبر بفرمايند.

آخر الامر از لجمان چون خودمان نه پول داريم و نه حالش را اين چند روز هر كه كوه رفت الهي كوفتش بشود و حرامش باشد.اصلا حقتان است دلم خنك شد جاده چالوس را بستند. اين همه امور مهم را ول نموديد يا مي خواهيد به كوه برويد يا تن به آب بدهيد.

ضمنا پاسخ سوال شرعي يكي از خوانندگان كه پرسيده بود با توجه به حلال شدن ماهي ازون برون وحرمت عرق سگي حكم كساني كه قبلا آنرا خوردند چه مي شود و آيا قانون استثنائا در اينجا عطف به ماسبق مي شود؟ عرض كنيم كه طي تبصره اي كه براي اين دسته از ماهي خواران عزيز آمد قانون عطف به ماسبق شده و همگي آنها طي تشريفات اداري و بطرز كاملا عذر خواهي شده از جهنم خارج و به بهشت هدايت شدند! و در خصوص آن دسته از افرادي كه اين ماهي را با عرق سگي خورده اند طي ابرام همان تبصره در منطقه ايي بي طرف كه از نه آتش خبري هست و نه از آتش پاره هاي بهشتي(حوري) نگهداري مي شوند تا چنانچه فتوايي مبني بر حليت عرق سگي آمد وارد بهشت شده در غير اينصورت به جهنم عودت داده مي شوند.لازم بذكر است مدت ماندگاري در اين مكان از عذاب  ويا ازدياد كيف آنها در جهنم و بهشت كاسته و اضافه نمي كند

+ نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 12:0 |
آقا ما قرار کرده بودیم یک دو هفته ای گورمان را گم کنیم و هیچی ننویسیم و فقط بخوانیم شب هم برویم کپه مرگمان را بگذاریم ولی مگر می گذارند یک جورهایی آدم را قلقلک می دهند که مجبوری زیر حرفت بزنی این را می نویسیم گورمان را گم می کنیم بلکم خدا توفیق دهد برا همیشه گم بشویم.

خبر اول

-----------------

آفتاب: سیداحمد علم‌الهدی در خطبه‌های دیروز نماز جمعه مشهد موضع ارزشی بسیج در جامعه امروز را در حوزه امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرد و افزود: برادران بسیجی بدانید که اگر امروز روسری خواهر شما در این انقلاب و نظام چهار انگشت عقب رفته و تار مویی از سر او مشاهده شود، باید به تعداد تارهای موی او که نامحرمان دیده‌اند، کشته بدهیم تا دوباره آن روسری به جلو کشیده شود

فرشيد:

آقا ببينيد اين امت خداجوي برا يه كم جلو عقب شدن يك چيزي حاضرند كشته بدهند.يكي حاضر است كشته شود برا اينكه چند تار مو ديده نشود يكي حاضر است جان بدهد چند تار مو ديده شود.يكي كشته مي دهد كه يك روسري یه كم جلو بيايد يكي كشته مي شود كه عقب برود.ما بالاخره نفهميدم جلو برود بهتر است يا عقب!بنده خودم حاضرم كشته شوم كه عقب برود شما را نمي دانم .

البته امام جمعه مشهد فرمودند اگر چهار انگشت عقب رفت بايد كشته بدهيد ولي من بالشخصه معتقدم كه اگر حتي يك انگشت! هم به عقب رفت بايد خون به پا كنيم.البته ايشان اشاره نفرمودند حكم آن امتي كه اين موهايي كه چهار انگشت عقب رفته را ديده اند چيست؟

.......................................

خبر دوم

--------------

آفتاب: يكي از وزراي كابينه احمدي نژاد، در جمع مسئولان سازمان بهزيستي خواستار آن شده كه روابط جنسي زوج و زوجه در ساعات معيني باشد تا مطابق آيات و روايات، معلوليتها كاهش پيدا كند!

فرشيد:

منزل ساعت ده شب

مرد:عزيزم حله؟

زن:نخير تو كه نمي خواي فرزندمون معلول شه احوط  و مستحب موكده كه نزديك اذان صبح باشه كه نداي اذان هم شنيده شه تا هم  سالم باشه هم مسلمون

مرد:آخه تا اون موقع من دق مي كنم حالا بچه نخوايم نميشه

زن:نه اصلا بايد نسل اسلام زياد و سالم  تكثير بشه كلي گدا و سيگار فروش هنوز سر چهار راه ها كم داريم تازه شم با اين روش ديگه تمام مسائل ژنتيكي و معلوليتي حل ميشه. چرا نمي خواي به سلامت فرزندان اسلام   فكر كني فقط به فكر خودتي مرد!تازه قراره دولت يه ساعت رو تو مجلس تصويب كنه كه به حول و قوه الهي اين مشكل حاد كشورمون هم حل شه وقتي كرد چشم!

مرد:اي گور باباي اين دولت كه به نصف شبهاي ما هم كار داره .به جاي اين غلطا نمي دونم چرا نمي رن اوضاع زندگي رو راست و ريس كنند نشستند چيزاي ديگه مردم رو  راست و ريس مي كنند.

....................................................

خبر سوم

حسن عباسی:

شهید خود فروشی کرده و با خداوند معامله کرده است

 

وی تاکید کرد: «شهید نهادگرا است و یک ماهیت فطری دارد و خود فروشی کرده* است و با خداوند معامله کرده است متاسفانه مفاهیم قرآن استحاله شده است.»
عباسی به اشاره به اینکه خودفروشی نیز باید جهت داشته باشد ادامه داد: «خودفروشی یعنی تسلیم و خود اسلام هنر تسلیم شدن است.»

فرشيد:

اي خاك بر سر بي سوادمان تا حالا فكر مي كرديم خودفروشي يعني تكبر كردن، خودنمايي كردن ،فاحشگي كردن خودر ا بر ا فحشا فروختن! نمي دانستيم معناي مقدسي هم دارد!

اگر اينطور باشد بسياري از لغات را ما بد مي فهميديم اين بود كه  لغت نامه حسن عباسي را با ويرايش خودم به بازار عرضه مي كنم ضمنا آقا از امروز من يكي برا رفتن به بهشت آماده ي خود فروشي هستم!

لغت نامه با ويرايش جديد

هرزه گي: يعني كسي كه در عبادت زياده روي مي كند و بطور هرز وار عبادت مي كند

روسبي :بي روس! كسي كه اهل روس(روسيه )نيست،غير روسي

فاحشه:كسي كه آشكارا عبادت مي كند،عبادت بطر زفاحش!

شراب :نوشيدني بهشتي

عرق سگي:عرق سگ همسايه مان كه كلي دويده تا پاچه اينو آن را بگيرد

آبجو:ْآب گياه جو كه با آبميوه گيري گرفته مي شود

...نده خانه:خنده خانه بوده نقطه اش رو بي توجهي اشتباهي افتاده پايين! محلي كه مردم در آن زياد مي خندند!

مسلمان خودفروخته:مسلمان شهيد شده

 

*فرهنگ لغت دهخدا

خود فروشي كردن : تکبر کردن . بخود لاف زدن .درباره خود سخنان مدح آميز گفتن . فاحشگي کردن . خود را براي فحشا بديگران فروختن  ………………………………………………………………

خبر چهارم

-------------

آفتاب: «دیوید میلیبند» وزیر امور خارجه انگلیس، «جک استرا» وزیر قبلی را ناجوانمرد خوانده است. استرا یک بار باعث شده بود «کاندولیزا رایس» وزیر خارجه آمریکا روی زمین بخوابد و همین باعث شده که میلیبند از او انتقاد کند.

استرا و رایس در جریان یک سفر هوایی به بغداد در سال 2006 هم‌سفر بودند و هنگامی که رایس به استرا تعارف کرد که روی تخت او بخوابد، استرا این پیشنهاد را پذیرفت و رایس مجبور شد روی زمین بخوابد.

میلیبند در جریان یک دیدار دو نفره از کالیفرنیا، خطاب به رایس گفته است: «به نظر من که جک کاری کرد که بسیار ناجوانمردانه بود. لابد بعدش هم می‌خواست بگوید تخت تو مال اوست!»

رایس هم در جواب میلیبند گفته است: «درست است ولی جک سرما خورده بود و حالش خوب نبود و به همین دلیل از او خواستم روی تخت بخوابد. در عوض من هم در راهرو خوابیدم، مشکلی پیش نیامد.» 

میلیبند هم چنین پاسخ داده است: «شرم‌آور است! شرم‌آور است! یادت هست در آن سفری که به کابل داشتیم، من چطور قهرمانانه روی صندلی عقب خودرو خوابیدم؟

شيخ فرشيد:

همين است ديگر كه مي ترشند! شوهر نمي كنند چون مسلمان نيستند نه بلدند خود فروشي كنند كه شهيد شوند واهل بهشت! تا چهار تا غلمان گيرشان بيايد  نه اينكه ساعت مي شناسند كه چه وقت يك غلطهايي بكنند كه اين همه معلول نباشد

نه اهل روسري و حجاب هستند كه به خاطر چهار انگشت كه چه بفرمائيم به خاطره يك انگشتش هم كشته بدهند.

اي زنادقه برويد اينگونه مشكلات بسيار عظيم و بزرگ را بدهيد مسئولان ما حل  كنند! حل مشكلات پيش افتاده جهاني مثل اقتصاد جهاني، بحرانهاي جهاني، آقاي جهان شدن و تورم و مسكن و نمي دانيم اين قرطي بازيها در شان مسئولان ما نيست .

ايشان (كاندوليزا جون) را مي گوئيم مسلمان بشوند جيك ثانيه تو اين چيزها بهشان راه حل مي دهيم اصلا حليه المتقين تمام مشكلات ايشان رو حل كرده بروند بخوانند 

اما علي الحساب براي رفع مشكل عاجل ايشان پيشنهادهاي زير مفيد فايده است

ا-سفارش يك عدد تخت خواب دو نفره

2- مسلمان شدن موقتي به جهت امكان اجراي خطبه

عقد موقت(صيغه)هرچند فتوا هست براي صيغه الزاما زن ضرورت ندارد مسلمان باشد(ما مي ميريم واسه اينجور فتواها)چند وقت پيش كه در ديار كفر بوديم اين فتوا چه اندازه بكارمان آمد! اما  ما چون روي مسلمان بودن كلاحساسيم اينست كه بهتر است مسلمان شوند.تا بتوانند خوب براي ساعت معلوم و مبلغ معلوم صيغه شوند!

 

باز مي گويند ما نمي توانيم مديريت جهان كنيم بفرمائيد حل اين معضلات با فتواي ما ! ساخت تكنولوژيهاي عبث!با اين معلوم الحال هاي غربي

اينم كارت ويزيت ما

شيخ فرشيد متخصص در امور صيغه بصورت آنلاين و شبانه روزي.

فوق تخصص محلل بودن از دانشگاهها و حوزه هاي معتبردر تمام ساعات شبانه روز.

قبول سرپرستي قربت الي الله تمام بيوه گان خوشگل و آماده ي محضر!

تماس :وبلاگمان كه مشخص است.ايميلمان هم به هكذا اين هم شماره موبايلمان .....0912؟ اه اين تلفن وامانده خودمان هميشه يادمان مي رود فقط مي دانيم اولش 0912 است.

 

 

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 8:58 |

قصه ي اول

جلسه انجمن طبق معمول با تاخير مواجه شد مجري آمد پشت ميكروفن وضمن عذر خواهي اعلام نمود جلسه با 24 ساعت تاخير برگزار ميشه جمعييت نفس راحتي كشيد و گفت خوبه بيشتر نشد ميشنيم تا شروع بشه

اين تاخيرها براي مردم ايران كاملا عاديه!!!

يك نفر با خرت و پرت وارد ميشود ساندويج بستني تخمه بعد يهو داد ميزنه تگري ي ي ي

آقا قربونت يه بسته  تخمه  بده

 ملت در حال تخمه شكستنند و پوستها رو به سمت هم تف مي كنند چه كيفي مي ده هر كي تونست عقبتر پرت كنه جايزه داره

مجري: (بعد از 24 ساعت پاي ميكروفن) معذرت مي خوام آقاي علي قلمسياه قلم پاش سياه شده نمي تونه بياد اما ما به پيشنهاد آقاي ثابتيان از برنامه ي جايگزين استفاده مي كنيم حالا كي بلده جوك بگه همه دست بلند مي كنند

 خب مردم ايران هيچي بلد نباشند جوك خوب بلدند اين همه اس ام اس كه پولش تو جيب مخابرات مي ره واسه كاره درست و حسابي كه نيست واسه جوكه!

مجري: آقا آهان شما نه نه شما اونی كه ته نشسته آره هموني كه انگشتش تو دماغشه شما بيا جوكت رو بگو

فرد پشت ميكروفن ذوق كرده و به ابراز احساسات حاضرين پاسخ ميده

آقا جوكت رو بگو

بله آقا ما مي گيم اگه اونقدري كه عباس محمدي به فكر كاه و يونجه اين گاو و گوسفند ها بود به فكر نظم انضباط اينجا بود كلي تا حالا ترقي كرده بود

خنده ي حضار

آقا مام بياييم جوك مشعل المپيك رو بگيم

مجري: نه آقاي سيزيف شما به همه چي گير مي دي عزيز مارو از نون خوردن ننداز بگذار بزها!هم به علفهاشون برسند!!!

يك بز:هوم در گلستانه چه بوي علفي مي آمد

خب قرار بود يك فيلم از يه صعود زمستاني پخش كنيم كه حاضر نيست دوستان چه فيلمي دوست داريد به جاش پخش كنيم؟

جمعيت: آقا فيلم صخره نورد يكي داد ميزنه آقا عشقي باشه يكي ميگه نميشه فيلم زهرا امير ابراهيمي رو پخش كنيد

مجري: كي بود اين پيشنهاد رو كرد زود از جلسه بره بيرون فيلمش رو هم توبيخ كنيد بياريد بديد من تا رسيدگي كنم !

برق يك دفعه مي ره همهمه ي جمعيت اي آقا چيكار مي كني پاتو از رو سر من بردار، اي بابا آقا شمع نداريد دوباره برق وصل ميشه محمدي هاش صلوات!

يك نفر وارد ميشه آي نفس كش من فك هر كيو كه حرف بزنه ميارم پايين

مجري: آقا بعد جلسه انجمن آش نذري مي ده

خانم اسفندياري شما تشريف مياريد بالا برا تشريح فعاليتهاي نانگاپاربات

ليلا: خير بدون اسپانسرم هرگز!

خانوم اسفندياري برا بار دوم مي پرسم آيا تشريف مياريد بالا؟

آنا :عروس رفته نانگاپاربات گل بچينه

جمعيت: لي لي لي لي لي

مجري: خانوم اسفندياري برا بار سوم مي پرسم آيا تشريف مياريد بالا؟

ليلا: با اجازه بزرگترها پدرم و مادرم،اسپانسرم و آقا كاظم بله

مجری:مباركه انشالله

ليلا :بنام خدا و اداي احترام به كاظم اولين فاتح كي 2!!! و اولين زنان مسلمان شيعه اثني عشري فاتح  اورست! و اولين زني كه خودم باشم از همين الان فاتح نانگارپاربات!

فرامرز نصيري:آقا من اعتراض دارم كاظم اولين فاتح كي2 نيست.

دماونديها:باز اين كلاغ غار غار كرد!پسر بده من اون تير كمون رو بزنم بال اينو

ليلا(در ادامه):والله اولش خواستيم پياده صعود كنيم  اما ديديم با مترو زودتر ميرسيم اينه كه با مترو مي ريم.و بعد يك لبخند ژوكوند به جمعيت

قصه ي دوم

توی ده وبلاگ رود،
.
سيزيف  تک و تنها بود
سيزيف نگو، بلا بگو،
تنبل تنبلا بگو،
زبون دراز، روی سیاه،
فحشهاي ناجور، واه واوه واوه
نه فلفلی، نه قلقلی، نه كلاغ سياه

زاغ زاغي
هیچکس باهاش رفیق نبود
تنها روی سه پایه، رفته بود

تو نخ  دختر همسايه
 کره الاغ  طنز  كوهها،
یورتمه میرفت تو وبلاگ ها
-
الاغه چرا یورتمه میری؟
-
دارم میرم  طنز بنويسم، دیرم شده، عجله  

دارم
-
طنز كوه خوب و  نازنین،
ماتحت به هوا، سر بر زمین،
یک کمی بمن سواری میدی؟
-
برو بابا من به بابام هم سواري ندادم
-
چرا نمیدی؟
-
واسه اینکه شرعا حرامه!
غازه پرید تو فدراسيون
-
تو اردکی یا غازی؟
-
من غاز خوش زبانم
-
میای بریم به بازی؟
-
نه جانم
-
چرا نمیای؟
-
واسه اینکه من، صبح تا غروب، میون

فدراسيون
کنار جو، مشغول کار و گفتگو

و ماله كشيدن كار اينو و اون
اما تو چی؟

در واشد و یه  كلاغه
دوید و اومد تو وبلاگه
قارقار كنان، گردش کنان
اومد و اومد، پیش سيزيف
-
كلاغ  کوچولو، کوچول موچولو،
میای با من بازی کنی؟
مادرش اومد،
گفت الهي درد بگيري سيزيف بي ادب!

برو خونه تون، تورو بخدا
كلاغ ریزه میزه
ببین چقدر تمیزه؟

ببين چه وبلاگي داره!
اما تو چی؟
خاك بر سرت ذليل مرده ي بي ادبت!!!
سيزيف با چشم گریون،
پاشد و اومد تو میدون
-
آی عباس ثابتيان، آی فرشيد داوودي،
میاین با من بازی کنین؟
-
نه که نمیایم
-
چرا نمیاین؟
داوودي  گفت
-
من و داداشم و بابام و عمومو زن عموم
هفته ای دوبار میریم حموم

نه ببخشيد زن عموم فقط با عموم ميره!
اما تو چی؟
سيزيف گفت

من با عباس جعفري ميرم اما هر چي مي شوريم تميز نمي شه!!!

واه و واه و واه

سيزيف دويد پيش باباش

باباش گفت سيزيف مياي بريم حموم
-
میام، میام
-
سرتو میخوای به باد بدي؟
-
میخوام، میخوام
-
سيزيف نگو، یه دسته گل
تر و تمیز و تپل مپل

قابل توجه غلامبارگان!!!
الاغ و خروس، جوجه و غاز و ببعی
با فلفلی، با قلقلی، با  كلاغ سياه زاغ زاغي و با فرشيد داوودي

و خلاصه همه وبلاگنويسها
حلقه زدن، دور سيزيف

نتيجه گيري:كاش همه ی کثافت کاری همین جوری بود و میشد با یه آب شست!من دوست داشتم صاحب منصبها صبح تا شب فحش خواهر و مادر بار کنند اما این همه زجر به معیشت و زندگی مردم ندند لااقل کارشون رو درست انجام می دادند.دروغگویی بسیار از هرزه گویی بدتره.

چي چي شد سياسي بود يا اجتماعي؟!

 

قصه ي سوم

 

ملت مهربان و ساده و گاگولی در كشور كوچكي زندگي مي كردند يك شب كه رختخوابشون رو پهن كرده بودند بخوابند و شنیدند تق تق صداي در مياد از پشت در گفتند كيه؟ گفت منم نفتي يك بشكه نفت آوردم واستون .ملت بيچاره هم گول خوردن و در رو باز كرد ووووو

آقاي نفتي كه حالا صاحبخونه شده بود شامش رو كه خورد گفت حالا وقت خداحافظيه مي خوام تنها بخورم و برينم

خروس  گفت:من كه زرت وزورت مي كنم برات .تورم هر روز بيدار مي كنم برات من برم بيرون؟

مشاورگفت:من كه قد قد مي كنم برات تخم دوزرده مي كنم برات من برم بيرون؟

آقاي نفتي دلش سوخت گفت نه نه شما بمونيد شما زياد نمي خوريد و نمي رينيد!

زارعي گفت:من كه واق واق مي كنم برات .دزدارو چپو مي كنم برات، نماز جماعت احيا مي كنم برات، لنگارو هوا مي كنم برات من برم بيرون؟

گاو گفت:من كه ماع ماع مي كنم برات قيمت شير و ماست هر روز مي برم بالا برات من برم بيرون

الاغ گفت:من كه عر عر مي كنم برات بارهاتو و دلارهاتو جا به جا مي كنم برات بشكه هاي نفت ميارم سر سفره هاي عمه ي مردم!برات من برم بيرون؟

آقاي نفتي گفت نه نه همتون بمونيد و به كمك هم يك كابينه بسازيم

نتيجه گيري:شما الزامي نداري در خانه و کشورت را به روی هر کسی باز کنی 

توضیحات:

 ۱-قصه ی اول گزارش انجمن. تلفیقی از گزارش جناب نصیری وبلاگ کلاغها و جناب ثابتیان وبلاگ آرامکوه کرده و با تغییرات خودم نوشتم

۲-قصه دوم و سوم برگرفته با تغييرات از قصه هاي زير:

 

توي ده شملرود...شاعر منوچهر احترامي

مهمانهاي ناخوانده

نوشته ي فريده ي فرجام

 

پ.ن:مدتي است  به علت مشغله ي بسيار زياد ذهنم ياراي نوشتن نمي كنه .نوشته هاي ما كه افت داشت نگرانم بيش از اين هم افت كنه اينه كه تصميم دارم مدت كوتاهي ننويسم و صرفا خواننده باشم واسه همين دو سه پست رو يكي كردم گمانم يك پانزده روزي به خودم مرخصي بدم.شايدم بزودي حل شد و ما دوباره سر حال شديم و كلي خلاصه شرو  ور بار كرديم .ديديد ما هم بلديم مثل بعضيها ازاين پ.نون ها بزاريم

 

 

+ نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 9:47 |