عکس:رضا آموزگار
آنچه اين روزها مشاهده مي شود آنست كه كوهنوردي مستقل ايران بصورت يك تشكل هم عرض و رقيب با
نهاد رسمي و دولتي آن يعني فدراسيون كوهنوردي قرار گرفته است و اين دو تشكل نه در تعامل كه در تقابل
با يكديگر قرار دارند و هر كدام سعي بر آن دارد تا آن يكي را از مشروعيت ساقط كند! نمونه اش عدم ارائه
برنامه نانگاپاربات به فدراسيون توسط باشگاه دماوند و در مقابل عدم حضور مقام رسمي و يا نماينده آن در
اعزام و بازگشت اين گروه در فرودگاه و سانسور حداكثري اخبار آن است.آيا براستي با اين روند اميدي به
پيشرفت كوهنوردي وتوسعه و پيشرفت آن وجود خواهد داشت؟
تحليل حادثه نانگاپاربات از يكسو مي تواند به رفع اين معضل در صعودهاي بعدي و كاهش حداكثري تلفات
منجر شود و از سوي ديگر بهره گيري از تجربيات تلخ و شيرين مي تواند به رشد و ارتقاء اين ورزش كمك
شاياني كند هر چند اگر صعود نانگاپاربات بدون حادثه بود بازهم نمي توانست سرپوشي بر معضلات نهفته
اين ورزش باشد و دير يا زود در جايي ديگر حادثه اي تلخ رقم مي خورد. چه بسا كه آن حادثه در گاشربروم
براي زنده یاد اوراز و يا ادم ريوي و تا مرز مرگ رفتن براي ليلا بهرامي در صعود بانوان به اورست اتفاق افتاد وبه
جرات مي توان گفت اين حوادث درس عبرتي براي شناسايي و رفع نقطه ضعفها و معضلات موجود نشد.
تاكنون كوهنويسان چه وبلاگ داران و چه كامنت نويسان با توجه به ديدگاهها و تخصص و تجربيات خود
سعي در مو شكافي و تحليل اين حادثه و حوادث قبلي داشته اندكه به نوبه خودقابل تقدير و ارج نهادن است
خاصه آن نقدهايي كه بدور از هر گونه حب و بغض و صرفا با هدف بيان معضلات و مشگلات بر سر راه اين
ورزش نوشته شده است.
در اين تحليل اميد دارم با طرح سوالات و ابهامات و دريافت احتمالي پاسخهاي شفاف و روشنگر گامي در
اصلاح وضع موجود برداشته شود تا با رفع مشگلات موجود بوسيله نهادها و تشكلهاي ذيمدخل در اين امر
روز به روز به رشد و بالندگي اين ورزش افزوده شود مشروط بر آنكه نقش افراد و تشكلها درفرايند گردش
كار در صعودهاي ورزشي بخوبي مورد تجزيه و تحليل اهالي فن قرار گيرد.اين مقال در پي يافتن مقصر در
حادثه نانگاپاربات نيست بلكه به طرح سوالاتي مي پردازد كه بتوان بوسيله ي آن ضعفها را شناساي كرد و
قطعا يافتن پاسخ آنها مي تواند به كاهش مشگلات موجود در سر راه اين ورزش مفرح كمك كند.
به يقين در صعود تيمهاي ورزشي عوامل زير موثر باشند:
1- فدراسيون كوهنوردي و هياتهاي كوهنوردي استان
2-باشگاهها و تشكهاي كوهنوردي
3-سرپرست يا مسئول فني
4-اعضاي تيم
1- فدراسيون كوهنوردي و هيات هاي كوهنوردي استان:
هياتهاي كوهنوردي و در راس آنها فدراسيون كوهنوردي نقش به سزايي در سياست گذاري و هدايت و
نظارت بر كوهنوردي كشور را دارد و بعنوان نهاد مسئول و رسمي و با توجه به بودجه اي كه در اختيار
دارد نقش غير قابل انكاري در رشد و ارتقاءورفع معضلات موجود را دارد.بنابراين آيا:
فدراسيون كوهنوردي و هياتها بعنوان تشكل رسمي تاكنون نسبت به تعامل با باشگاهها و كوهنوردان مستقل
چه تمهيداتي انديشيده است.
آيا اقدام به برگزاري نشستهايي جهت بررسي مشكلات و معضلات كوهنوردي كرده است ؟چند بار؟
آيا در خصوص تعامل با باشگاهها اقدامات لازم انجام داده است و چنانچه به هر دليل باشگاهها ز اين تعامل
سر باز زده اند علت اين امر را بررسي نموده است؟
چرا فدراسيون بعضا بعنوان تشكل رسمي مورد بي مهري باشگاهها قرار مي گيرد؟آيا فدراسيون در اين
خصوص آسيب شناسي نموده است ؟
آيا فدراسيون و هياتهاي كوهنوردي به تبع آن، موسسان باشگاهها و خود باشگاهها را بطور مستمرمورد
بررسي و ارزيابي تخصصي و فني و كيفي قرار مي دهد؟
آيا بر كار باشگاهها و آموزشهاي آنها نظارت مستمر دارد؟
2- باشگاهها و تشكلهاي كوهنوردي
باشگاهها و تشكلهاي كوهنوردي بعنوان نهادي مستقل كوهنوردي كه افراد در دل آنها پروش يافته و بالنده
مي شوند از اهميت ويژه اي برخوردار هستند. در اين خصوص لازم است باشگاهها بطور مستمر با علم
روز كوهنوردي آشنايي داشته باشند و بعنوان نهاد مستقل با باشگاهاي داخلي و خارجي و فدراسيون و
هياتهاي كوهنوردي در تعامل باشند و در كنار يك رقابت سالم به تبادل اطلاعات بپردازند با اين شرايط:
آيا باشگاهها در تعليم و تربيت كوهنوردان از برنامه هاي مدون و به روز استفاده مي كنند؟
نحوه و فرايند انتخاب قلل و اعضاي تيم و واگذاري سرپرستي تيم هاي اعزامي بعهده افراد از چه ضوابطي
پيروي مي كند؟
آيا سرپرست و اعضاي تيم را از جهات فني و تكنيكي و توانايي رواني مورد تجريه و تحليل و بررسي قرار
مي دهند؟
آيا باشگاهها كميته اي براي بررسي تخصصي و اختصاصي برنامه هاي ارائه شده براي صعود دارند تا
بوسيله آن سرپرستان و نفرات انتخابي تيمها را مورد ارزيابي قرار دهند؟
باشگاه بر اساس كدام ضوابط و معيار سرپرستي و مديريت فني يك تيم را به شخصي واگذاري مي كند؟
3- سرپرست و مدير فني
سرپرست و مدير مسئول بعنوان كسي است كه مسئوليت يك صعود را بر عهده مي گيرد و بايد پاسخگو باشد
اين سرپرست بايد از توانمندي هاي جسمي و رواني كافي بر خوردار بوده و داراي تجربه زيادي باشد و
صعودهاي موفقي را رهبري كرده باشد و قابليت نفوذ رواني ميان اعضاي تيم داشته باشد و بتواند در شرايط
بحراني بهترين تصميم را اتخاذ كند. يك سرپرست كه قرار است رهبري يك صعود دشوار را بر عهده بگيرد
مي بايست از داراي ويژگيهاي منحصر به فردي برخوردار بوده و از توانايي مديريت كافي بر خوردار
باشد.بنابراين:
آيا سرپرست بعد از انتخاب شدن اقدام به ارائه تمام برنامه اعم از زمان و هزينه و نفرات انتخابي و ساير
موارد به باشگاه مي كند؟
آيا پيش بيني صحيح براي بودجه و زمان را بطور صحيح انجام داده است همچنين بودجه اضطراري در نظر
گرفته است تا چنانچه به هر دليل برنامه طولاني و بالتبع هزينه هاي مورد نظر افزايش يافت بتوان نيازها را
برطرف كرد؟
انتخاب افراد تيم را بر چه اساس و ضوابط انجام مي دهد؟
اردوهاي آماده سازي چگونه است و آيا به تاييد باشگاه رسيده است؟
آيا پزشك و روانشناس در صعودهاي خطرناك در كنار تيم توسط سرپرست يا مدير فني تعريف كرده است و
اگر امكانش نيست آيا خودسرپرست و يا مدير فني از اصول اوليه اين فنون آگاهي دارد؟
آيا با مديريت بحران در شرايط بحراني آشنايي دارد؟
آيا سرپرست يا مدير فني قابليت ذهني و عملي براي مقابله با شرايط بحراني را دارد ويا اصلا حائز چنين
شرايطي هست؟
آيا افراد انتخابي از نظر توانمندي بدني را مورد ارزيابي قرار داده است تا در صورتي كه برنامه با شرايط
جديدي مواجه شد توان بدني آنها تحليل نرود؟ يا به قول فوتباليستها در فوتبال نود دقيقه اي بازيكن
120 دقيقه اي هستند؟
4- نفرات انتخابي
يك تيم براي صعود از نفراتي تشكيل مي گردد كه اين نفرات در داخل يك تيم داراي هدف واحد و مشترك
هستند.بنابراين شرط اول يك تيم بودن همدلي و دوستي و وفاق ميان اعضاي آن است.
در يك نگاه كلي و در هرصورت نفرات براي اينكه به عضويت تيم در آيند نبايند صرفا به سابقه كوهنوردي
خود اكتفا كنند و بايد ببينند در حال حاضر از نظر روحي و رواني و آمادگي جسماني در سطح مطلوب قرار
دارند. نفرات قبل از اعزام بايد در اردوههاي مختلف توسط سرپرست از نظر آمادگي جسمي و ميزان حرف
شنوي و غيره مورد ارزيابي قرار گيرند.از طرفي اين اردوها موحب مي شود نفرات مدتي را با هم زندگي
كرده و از روحيات و اخلاقيات يكديگر آگاهي بيشتري بدست بياورند.
بنابراين افرادي كه مي خواهند به عضويت تيم در آيند بالشخصه
آيا از روابط عمومي خوبي در بر قراري ارتباط با ساير اعضاي تيم بر خوردار هستند؟
آيا اين ظرفيت روحي و رواني و جسمي را در خود مي بيننند؟
آيا از نظر رواني براي مواجه با خطرات احتمالي آمادگي كامل دارند؟
آيا سرپرست و مدير فني انتخاب شده مورد قبولشان هست؟
آيا اين آمادگي را دارند كه در هر زمان و شرايط اگر سرپرست از ايشان كاري غير از صعود بخواهد قبول
كنند؟
توانايي جسماني نفرات مي بايست به قول فوتباليستها نه براي يك بازي نود دقيقه اي كه زمان قانوني فوتبال
است مهيا باشد بلكه لازم است براي يك فوتبال 120 دقيقه اي آماده شوند در كوه هم همينطور چرا كه
حوادث غير مترقبه جر لاينفك كوهنوردي است. بنابراين نفرات لازم است توانايي بسيار مضاعفي داشته
باشند .همچنين لاجرم نياز نيست سرپرست و يا باشگاه تعداد زيادي نفرات رابراي ر تيم انتخاب كند
فلذاچنانچه با محدوديت بودجه مواجه هستند نفرات كمتري را همراه خود ببرند بعنوان مثال نميشد آيا نمي شد
بودجه نانگاپاربات را براي تعداد كمتري هزينه كرد و افرادي را با خود برد كه داراي ويژگيها و توانمنديهاي
بالاتري باشند..در يك سخن نبايدبه هر قيمت صعود كرد!
خاطرم هست در صعود بانوان ايراني به قله ي اورست وادم ريوي ليلابهرامي بود كه به گفته بهاره سينكي
يكي از اعضاي خط خورده اين تيم در مرحله ي نهايي هيچكدام از اردوهاي در بالاي ارتفاع بيش از
چهارهزار متر نبوده است آيا براي كسي كه قرار است مدتي در ارتفاع بيش از چهار هزار و پانصد متر بماند
وجود اين اردوهها الزامي نيست؟ در هر صورت اعلام برنامه ها و صعود ها و انتخاب نفرات و تمرينات
آنها مي بايست از يكسري ضوابط مدون كه به آن عمل شود برخوردار باشد نه اينكه اين ضوابط صرفا بر
روي كاغذ يا در حرف باشد .
يك نكته را نمي شود از نظر دور داشت كه هميشه يك بازيكن يا يك كوهنورد قابل و توانا لاجرم نمي تواند يك
سرپرست يا مدير فني و يا يك مربي خوب باشد.ما بسياري افراد داشتيم كه در محيط ورزش بهترين بازيكن و
ورزشكار بودند اما در زمينه ي مربيگری هيچگاه فرد موفقي نشدند.




