تبليغاتX
< head> طنز کوه
 

عکس به قرینه جایگزین شد!!!

نقل است كه شبي يكي از مريدان، شيخ فرشيد را در خواب بديد كه در بهشت بود و كارتي

بدست داشت و به تعجيل مي رفت گفت اي شيخ كنون  به كجامين!سو چنين شتاباني؟و اين

 كارت چيست كه بر دست   داري ؟

شيخ لختي درنگ نمود و بفرمود هان اي مريد اين "حوري كارت"است و داني كه يكصد حوري

 سهميه ماه رمضان بهشت است كه به حساب ريخته اند و مي روم تا از "حوري بانك" بگيرم

 كه شب ميهمان داريم!

 مريد گفت هان اي شيخ تصدقت گردم چرا پاي چشمت كبود است؟ فرمود هيچ ديشب اين

 فرامرز حوري ربا!(نصيري)با چند غلمان نتراشيده و نخراشيده آمده بود مي خواست يكي از

 حوري هاي ما را تك بزند اما خب به قول فردين مرد ايروني و غيرتش كم نيورديم . اما ناكس با

 كف گرگي گذاشت پاي چشممان خدا تقاص مارا از ش بگيرد الهي آمين.

و مريد گفت اي شيخ هاله نور به رخت مي بينم پس كدامين و کجامین روز رخ از نقاب  بر

كشي و بر مريدان روي بنمايي؟ و شيخ فرمود گفتي هاله! و چه اندازه دلمان براي هاله كه

نام يكي  از حوريانمان است  تنگ شده  و بفرمود همانا هر گاه رئيس جمهور تان هاله اش را

بگذارد ما هم  آنرا خواهيم گذارد! و رويت مي شويم.

مريد گفت اي شيخ از جبالنوردان و جبالنويسان ديار فاني چه خبر داري در بهشت؟

  و فرمود مي دانيم كه محمود شعاعي هر هفته اينجا به نماز جمعه و هر روز به جماعت

مي شود  و وقتي گفتيم اي محمود اينجا اين چيزها خريدار ندارد و سران تو نيز دين بگذاشته

اند و كنون به دوزخ تاديب مي شوند به كدامين سوداي چنين مي كني؟ كه گفت ترك عادت

 موجب مرض است اي شيخ! و گمان مي بريم هنوز رئيس فدراسيون جبال هستيم! و از بهر

حفظ كلاس و پست و مقام به جماعت مي شويم. و حسين رضايي  به پاداش حمل زباله از

 دماوند جبالي! بدينجا به عنوان رئيس حمالان زباله بهشت منصوب و بر كار جمع آوري زباله

نظاره مي كند و عباس جعفري لعنت الله عليه! با پارتي به بهشت شد و يك تور سياحتي راه

انداخته است و سيزيف كه به بهشت بود در پي ساختن فيلمي تحت عنوان" از خدا بالاتر"!!!

 مغضوب واز بهشت رانده و به دوزخ شد و تعداي از نسوان جبال نورد اينجا هم نتوانسته اند به

شوي روند چون در بهشت هيچكس مغز خر نخورده است!و عباس محمدي انجمن بز چرانان

مقيم بهشت! به راه انداخته است و صبح تا شام بز مي چراند و محيط زيست بهشت را به گند

 كشيده است و داعيه حراست محيط زيست هم دارد! و فاريابي هر روز با كمري اش دور از

 چشم عيالش در بهشت گردش مي كند و حوري تور مي كند و به نیمه شبها با یار پیمانها می

کند  لعنت الله عليه! و مي دانيم احسان در اينجا بالاخره بزرگ شد و حامد بدون اجازه مامانش

 يك دفعه به جبال شد! پس بدان ظهور و رويت شيخ شما هفت شرط دارد و اگر اين شروط و

 حتي يكي از آنها به منصه ظهور رسد شيخ نقاب از روي بر كشد وبر مريدان ظاهر شود به

عيان.

كنون  بدانيد اينست آن شروط

1- در كشور شما مردم روي رفاه ببينند و صبح تا شب به نام خدايت دروغ نشنوند!

2-كشور ايران ابر قدرت جهان شود كه اين نيز بسيار خنده دار است!

۳-استبداد از کشور شما رخت بر بندد!

۴-مردم دست از خرافه پرستی بر دارند!و به نام دین به حمارت نروند!

۵-محمود شعاعي كمتر از ده سال رئيس فدراسيون شود!

۶-سيزيف آدم شود!

۷-فرامرز هدايت شود

۸-آن شرلي! به شوي رود!

۹-كاظم قله اي صعود كند و جنازه اي تحويل ندهد!

۱۰-ليلا مرض بگيرد كه بادمجان بم آفت ندارد!

مرید گفت ای شیخ اینها که شد ده تا؟و شیخ فرمود ای ابله چه چیزمان درست و حسابی و

حساب کتاب دارد که این یکیمان به قاعده باشد!

و همانا يقين داريم هيچكدام از اين شروط كه حتي يكي از آنها هم ميسور نشود پس بدانيد

 شيخ تا پايان عمر بر مريدان نهان خواهد ماند.

پس مريد هراسان از خواب برخاست آنسان كه جاي خود را خيس نموده بود!!!

 

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 11:11 |


سیزیف در حال خوردن شهد شیرین راه اندازی وبلاگش

ما در اين دنياي مجازي علاوه بر همه غلط كاريها كه مي كنيم و مي نويسيم.يك صفحه هم باز

 مي نماييم تحت عنوان تبريك و تسليت.حالا چرا واسه اينكه روزه ايم ريا نشه قربت الي الله

 مثل اين ليلا اسفندياري نيستيم كه كيلو كيلو روزه مي خوره بدون اينكه به آتيش جهنم فكر

 كنه.يا اين سيزيف كه افطارشو با عرق باز مي كنه!ذلیل مرده ها

تبریک وتهنیت و تسلیت

برادر فرشيد داوودي حلول هلال طنز كوه در پايين وبلاگ كلاغها را به شما و تمامي مسلمين و

 مسلمات روزه دار تبريك عرض نموده و از بازگشايي دفتر حافظ منافع شما در وبلاگ كلاغها

استقبال مي كنيم. اميدوارم روابط روز به روز تر حسنه تر بشود. انشالله تعالي و الفرجه

الشریف بزودي هم دفتر حافظ منابع كشور دوست و برادر امريكاي جنايتكار! هم در كشورمان

 گشايش يابد اين دفعه ديگه راست راستي الهي آمين.

برادر عباس جعفری عبور به سلامت از میان تپه های شهر قزوین به گفته ی خودتان را

صمیمانه تبریک عرض نموده توفیق بیشتر خدمت به کفار و اهالي خدوم ديار قزوين را براتان

آرزو مندیم

برادر سیزیف شهد شيرين نصب و راه اندازی وبلاگتان در کنار مستراح طنز کوه گواراي

وجودتان ضمن تبريك به شما  به جامعه کوهنوردی تسلیت عرض می نماییم

سرکار خانم فراهانی کسب رتبه ی اول ورزش بلاگ را به شما تبریک و به حامعه ورزشی

کشور تسلیت  عرض می نماییم وتاسف عميق خود را ابراز مي داريم

سرکار خانوم اسفندیاری ضایغه جبران ناپذیر نقد شدن شما توسط فرشید دواوودي  در پیتی را

 به شما و جامعه نقد نویسی تسلیت عرض می نماییم

برادر عباس محمدی خرید زورق یقین و پیشه جدید ماهیگیری مبارک باشد چی بود با بز و

پشگل حشر و نشر می كردید.اه اه اين همه بو گند! اين بز ها هم نوبر بود والله(خدا مي دونه

 اقدس جون اين حرفا گفتن نداره يه دفعه با اين بزهاش اومد خونه ي ما از بو گند بزهاش دل و

 روده سگ بالا ميومد)

برادر حسین رضایی حمل موفقیت آمیز یک کیسه پر زباله از قله دماوند به پایین را به شما و

 سایر همکارانتان تبریک عرض می نماییم.توفيق روز افزون در پاكسازي محيط زيست و محل

 کارتان را برا شما مسئلت مي نماييم

برادر محمود شعاعي كسب پست رياست فدراسيون كوهنوردي در سال گذشته  را به شما

تبريك عرض مي كنيم! ببخشيد يادمان رفته بود اون موقع بگيم.راستي چرا اينقدر محويد به

چشم نمي آييد؟

برادر فاریابی خرید یک دستگاه تویاتا کمری از صدقه سری پول تبلیغ نانگاپاربات را تبریک عرض

 می نماییم!توفيق بوق زدنهاي متوالي با آن ماشين را برا شما مسئلت مي نماييم ضمنا كليد

 ماشين را دم دست خواهر زاده گرام(احسان جان) نگذار بچه اس ديگه يهو ديدي ميره باهاش

 قاون قاون مي كنه.

برادر افشین یوسفي اي يوسف جوانان بني دماوند و  وبلاگنویس باشگاه دماوند الهی که شام

آن شب به همراه سه نفر در رستورانی در مرزداران به جهت عدم دعوت از من! کوففتان شود

 خصوصا کوفت همونی که خودت می دونی.

خواهر عزیز کوهنورد  .... شایعه بودن خواستگار داشتن شما موجبات تالم روحی ما گردید آرزو

 داریم هر چه زودتر ازدواج كنيد به هر حال تا شصت سالگي فرصت داريد از دعا غافل نشويد.

برادر امير  چايچي تولد يكسالگي وبلاگتان مبارك ماشالله شكل باباشه كر خر!

برادر احسا ن نوپتسه آزاد نشدن دانشجوهاي مورد نظرتان را تسليت عرض نموده.انشالله

 خودت بزودي بري پيششون.انشالله تعالي .ضمنا شما تا كي قراره در حسرت مدال بمانيد؟

آخ آخ یادمان رفت برادر رامین شجاعی اثاث کشی از شهر ونکور و رویت شما در دیسکوهای

تورنتو را تبریک عرض نموده و خوردن همون چیزهای خیلی گران در اینجا گوارای وجودتان. تو

رو خدا اومدید اینطرفها یک بطری اصلش را برا ما هم بیاورید برا بعد ماه رمضانمان می خواهیم

 اینجا آب قاطیش می کنندلاکردارها. مزید امتنان است انشالله تعالی و المنه دست خالی نیایید

 ها.راسیتش می خواهیم یه ته استکان بزنیم و نانگاپاربات رو باز نقد کنیم درد گرفته هارو.بد

خواه مد خواه هم داشتید اسم بدید جنازه چرخ کرده تحویل بگیرید یعنی بعد اینکه اون

 چیزهارو خوردیم!

سرکار خانم فرانک

همینجوری بیخودکی فدای شما تا ببینم باز ملت چی می گن!

 

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 9:17 |
شرمنده من چند روز درگير  بودم فرصت نشد اينجارو ببينم .

ما گاهي دوست داريم تنوير افكار عمومي كنيم. و از اينكه تو كار منور واينچيزها باشيم هم يك

 كيف خاصي مي بريم.حرف سر كامانتي است كه شخصي با نام راپورتچي نوشت و اسم چند

 تا خانم رو با مقداري جون قاطي كرده بود و برا ما به قول سيزيف پرانده بود.البته الزامي به

 دفاع از خود نمي بينم و اگر بيشتر از اينها هم چيزي ببندند بي خيالم اما چون اسم چند خانم

 نام آشنا توش بكا رفته مجبورم بخاطر احقاق حقوق اينها هم اين مطلب رو بنويسم.ضمنا من

در جاي جاي وبلاگم گفته ام كه همسر و فرزند دارم توان تجديد فراش هم نداريم ووواينه كه

 دنبال ازدواج با كسي نيستم!

خدمتتان عرض شود ...................................... اما

خانمهايي كه اسم برديد

اقدس اصلا وجود خارجي نداره بيشتر برا طنز از اين اسم استفاده مي كنم

فرانك دوستي ناديده است و تاكنون من ايشون رو نديدم اما احترام فوق العاده اي براش قائلم

 و اصلا كوهنورد هم نيست و رابطه اون با كوهنوردي صرفا از طريق طنر كوه و يكي دو تا

 وبلاگ ديگر است.گاهی ایمیلی و یا کامنتی اختصاصی جهت جویای حالی برای من می

 گذارند.

پري يا پروين ابراهيمي كه مدتي وبلاگ جاي رسيدن رو مي نوشت دختري با ارزش اخلاقي

بالا گاهي با من در دوران وبلاگنويسيش چت مي كرد و آخرين خبر كه ازش دارم اينه كه بعلت

 مشگل زانو كوهنوردي رو مدتي هست كنار گذاشته ممكنه بر گرده و مكنه هم نه و همينطور

 وبلاگ هم نمي يسه و مشغول فيلمبرداري يك فيلم بلند سينمايي است

ليلا اسفندياري با توجه به اينكه در بيمارستان شاغل بوده و با طيف پزشك آشنايي داره اعلام

 كرد چند دكتر متخصص قلب خوب مي شناسه و خواست اگر موافقم يك وقت سريع براي من

 بگيره و براي اينكار اصرار زيادي داشت همينجا هم باز ازش تشكر مي كنم.ضمنا تاکنون با

ایشون هیچ دیداری نداشتم.

آنا فراهاني کوهنوردی نام آشنا و حرفه ای بيش از اوني كه من بخوام چيزي بگم بواسطه

 وبلاگنوس بودن از من پيش كوهنوردها سر شناستره.گمون كنم نياز به توضيحي نباشه و

اكثريت به ارزشهاي اخلاقي اين خانم واقفند.

اينها در اين دنياي مجازي دوستان منند و همينطور بقيه  كوهنوردها . نه جوني اين ميان هست

 نه چيزي ديگه اي و همين ديگه.

راستي يه كامانت هم تو وبلاگ برادر سيزيف برا من نوشته بودند به اين مضمون

سیزیف جان به فرشید {من باهاش قهرم} بگو رامین شجاعی تورنتو زندگی میکنه نه ونکور"

بنا به دلايلي خيلي دوست دارم نويسنده اين كامنت رو بشناسم اگر شد بهم يه ايميل بزنه.

يه طنز كوچيك هم بنويسيم و دیگر ملالي نيست جز زنده بودن

 

نه اینکه ما همه رقمه شیخ فرشیدیم اینه كه دوستان بعضا یواشکی از ما سوال و استفتاء و

 راهنمایی هاي  می خواهند و ما هم با سعه صدر!جواب آنها را می دهیم

برادر ح

خیر قربان خانم آنا ماشين پرایدشان را با پول دزدی نخریدن کلاه بانک را برداشتند

سرکار خانم لیلا.ا.س.ف.ن.د.ی.ا.ر.ی

خودكشي  با طناب دار را به شما توصیه نمی کنیم برای این منظور می توانید از سیانور

استفاده کنید سریعتر و بدون درد و خونریزی است

خواهر ....

شما چرا هی می پرسید حال همسر ما چطوره؟ نخیر خانم بنده بعد از صدو بیست سال اگر

 همسرم طوریش بشود قصد ازدواج ندارم ای بابا این هزارمین سوال از دست بودها

برادرا.ب

خیر قربان ما رقیب عشقی شما نیستیم بروید هر غلطی خواستید بکنید

برادر ک.ف

خیر قربان آدم که ماشین نیست اگر تو کوه انرژیش تخلیه شد هول بدیم سرازیری روشن شه

 همینجوری گمونم این کوهنوردها رو می کشید دیگه

خانم ...

ای بابا همه متاسفند چرا سامان این اتفاق براش افتاد شما می گید کاش قبلش ازدواج کرده

 بود

برادرپ.ت

 خیر قربان حذف لینک ما از کلاغها به این خاطر نبود که ما کلاغها رو با تیر کمون  زدیم به این

 دلیل بود که ما از حالت عدالت دمکراسی ایشان خارچ شدیم!

برادرپ

بنده چه میدونم رامین شجاعی چه حال و حولهایی تو دیسکو های ونکور می کنه مگه

 فضولیم ضمنا مگر نديديد گفتند ايشون تورنتو زندگی می کنه  ای بابا

خانم ...

بله آقای ثابتیان مثل وبلاگشان مرد آرامی هستند و لی ایشون سنشون بالای پنجاه ساله روی

 کیس دیگه ای بررسی کنید

آقای ف

خیر قربان وبلاگ ننوشتن اقای حامد حصاری واسه این نیست که مامانشون اجازه نمی ده

وبلاگ که مثل کوه خطر نداره عجبا

برادر ر

نخیر قربان خانم پروین ابراهیمی ازدواج نکردند هنوز ! ضمنا مشغول فیلمبرداری یه  فیلم

سینمايي هستند

برادرج.چ.ح.خ.د.ذ

یله قربان آقای حسین رضایی هنوز رییس روابط فدراسیون هستند مگه هر کی یه کیسه

آشغال دستش بود تو شهردار ی استخدام شده کمی فکر کنید

خواهر عزیز

خیر قربان ما در خصوص آشتی شما با دوست پسرتان کاری نمی توانیم بكنیم ضمنا دوست

 پسر حرام است جانم نداشته باشید

و پاسخ سوال بعديتان نخير از تو لپ لپ نميشه شوهر در آورد اون احمدي نژاد هم جوك بود

برادر فلان فلان شده

چشم بزودی دستور العمل چگونگی زدن مخ دخترها رو انتشار خواهم داد صبر داشته باشید

 

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 11:12 |

ابتدا سه چيز عرض كنم البته يكي دوتاش رو نمي دونم بگم يا نگم اما خب مي گم

اول اينكه من تشكر مي كنم از همه ي دوستاني كه به نوعي براي مشگلات من همدردي

 كردند.برخي از دوستان با توجه به بیماری همسرم پيشنهاد هر نوع همكاري را دادند

جاي تقدير و تشكر داره آدم گاهي از اين همه محبت بغض تري مي كنه

دوم اينكه برخي دوستان محبت مي كنند به طريقهاي مختلف پيشنهاد سوژه و مطلب ميدن

 من همه اش روذخيره دارم و به مرور و با توجه به فراخور مطلب رو خواهم نوشت دير و زود

 داره سوخت و سوز نداره اينم از اون بابت گفتم كه دوستاني كه پیشنهاد مي كنند گمون نكنند

 ما بي خياليم و اين چيزا

سوم من وبلاگهايي كه بيش از سه ماه فعاليت نكنند لينكشون رو حذف مي كنم اينه كه بعضا

 دوستان گله مند نباشند خلاصه به هيچ كس رحم نداريم حتي شما دوست عزيز!

واما

این تصویر رو یکی از دوستان برام ایمیل کرد احتمالا بعضی بدونند کیه اما چون سیاسی نیست و احتمالا نخواد که من اسمش رو بگم اینه که نمی گم آگه خواست خودش تو کامنتینگ بگه

 

در راستاي سوژه شدن مدرك علي كردان و بحثهاي پيش آمده ما يك مكاتبه محرمانه در

خصوص مدرك ايشان گيرمان افتاد كه به بصر شما مي رسانيم

از: محمود مفلس الله رييس جمهور ايران اسلامي

به:جكي جان! رييس دانشگاه آكسفورد

همانگونه كه مستحضريد پيرو مذاكرات در دانشگاه كلمبيا و ضايع شدن اينجانب توسط رياست

 دانشگاه آنجا اعلام ميدارد اين علي ما منظور كردان فاقد مدرك دكترا مي باشد خواهشمند

 است ترتيبي اتخاذ نماييد تا يك مدرك دكترا سريعا به نامبرده اعطا شود.اگر شما اينكارا بكنيد

 من هم قول مي دهم در مديريت جهاني كه قرار است بزودي ما بر عهده بگيريم يك عدد

پست وزارتي يا مشاورتي چيزي به شما بدهيم

امضاء محمود

جواب رياست دانشگاه آکسفورد

جناب محمود خان

رئيس جمهور همونجايي كه خودتون گفتيد

اولا جكي جان هنرپيشه است و شرقي و ما غربي! ضمنا آخه اگه قرار بود ما به هر كس كه

از راه مي رسه يك مدرك چيز ماتيك! بدهيم كه كشور ما را هم مثل شما گند گرفته بود.در

اينجا اگر كسي قرار است يك مدرك تحصيلي بگيرد هفت لا جر و واجر مي شودو جد و آبادش

 جلويش پياده وري مي كنند ما كه قرار نيست در كشورمان گوساله پروري كنيم قرار است

رشد كنيم و توسعه يابيم آمارهاي دروغكي هم به خورد خلق الله نمي ديم.ببخشيد كه اينقدر

 لمپن برايت مي نويسم آخه در گفتمان سران شما جز زبان لمپني چيز ديگري نيست  و صبح

 تا شب برا سوار شدن به ملت به هر كس و ناكس و هر كشورو به نام شرع بدترين توهين ها

 را مي كنند.در زندانهايتان براي اعتراف گيري انگ هر رابطه ي نامشروعي را به هموطن

 مسلمان خود مي زنيد.

خيال كردي اينجا هم مثل كشور شماست كه مدرك تحصيلي را تحت هر عنواني مثلا كادوي

 تولد به اعوان و انصارخودشون بدهند در كشوري كه  هفتاد و دو دولت است صبح يه رئيسش

 بيانيه صادر مي كند شب اون يكي رئيسش مي گويد فلاني گه زيادي خورد اينو گفت! اين تاييد

 مي كنه اون يكي  تكذيب.

همه جور غلطي در كشور شما مي شود. شده شتر سواري دو لا دولا همه شب تو خونه

 هاشون عرق مي خورند صبح دهنشون رو آب مي كشند مي گن روزه ايم قربت الي الله

آره قربانت گردم راه را اشتباهي آمده ايد نكنه فكر كرديد ما هم مثل شما گاگوليم.ضمنا شما

 چرا نگران مدرك ايشان هستيد يك حكم حكومتي بگيريد خلاص! مگر نه اينكه حكومت در

كشور شما عشيره اي است و همه ي سران به نوعي با هم فاميل هستند.رياست در كشور

 شما مثل قانون بقاي ماده است كه مي گويد ماده از بين نمي رود بلكه از شكلي به شكل

ديگر در ميايد در كشور شما هم، رياست و مقام از بين نمي رود بلكه از شكلي به شكل ديگر

در ميايد.

پاشو عزيز جان برويد در همون گندستاني كه واسه خود ساخته ايد با هم بلوليد و حال كنيد و

 منتظر ظهور باشيد و با اين توجيه همه ي گند كاريهاتان را توجيه كنيد

الحق كه از خريت تعريفي نو ارائه داديد

ايام سگيتان به كام

رياست دانشگاه آكسفورد

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 10:16 |

اقدس کلاغه راپورتچی ما

 

اليوم كه به كتابت راپورتهاي خفيه اشتغال داريم ملالي نيست!جز دور بودن از بلند مويان سر

حداد پارس!

يكم:راپورت رسيد ميرزا رضا خان كامانت پران الدوله ملقب به سيزيف السلطنه بعد  مفارقت از 

 بعض تالمات جسمي و روحي اقدام به تاسيس يك فقره وبلاغ مسمي به رجعت سيزيف

نموده است كه جميع رعيت التفات نمودند كه اين كنيه استعارت از سينما توپوغراف صمد و

بروس لي مي باشد كه رجعت اژدها را تداعي مي نمايد.في الحال رعيت جماعت به جشن و

پايكوبي پرداخته از آن حيث كه يحتمل كامانت دانيشان از وجود وي خلاصي مي يابد.يحمتل

 است  علي الرغم اخ و تف رعيت اقبال از وبلاغ ايشان سير تصاعدي يابد.

دويم:ميرزا حسين خان رضائي الدوله ارباب روابط عمومي فدراسيون جبال نوردي و

تصاعدهاي بي حد و حصر اسپرتي ملقب به فدراسيون جبال نوردي شعاعي و شركاء  به

 جهت ممارست با اين فدارسيون جبرا جبال نوردي هم پيشه كرد. چندي پيش به قله ي دماوند

 صعود و مقادير متنابهي زباله اعم از تفاله ي ماكولات و مستعملات متنوع با خود آورد.جميع

رعيت ملك به جهت اشتهار ايشان و اشتغال حال حاضر تقاضا دارند حال كه به دنبال جمع

كردن زباله بوده و قصد تطهير محيط زيست را دارند يك سر هم به هيات دولت فخيمه زده

مطمئن باشند دست خالي باز نمي گردند و يحمتل يك كاميون زباله با خود خواهند آورد انشالله

 تعالي.

سيم:راپورتي توسط اقدس فالگوش همسايه بيت فاريابي شنود شده كه ضعيفه بيت فاريابي

 درخواست مفارقت و جدايي داده و پا را در يك ارسي كرده كه طلاق مي خواهد و و مدام به

 وي گفته است كه كسي كه تو در وبلاغت نوشته اي به نيمه شبها باهاش داري پيمانها تا بر

فروزي آتش در كوهستانها كيست و تا نگويي ولت نمي كنم و هر چه نامبرده ضجه زده كه اين

 شعر است عيال مكرمه اذعان داشته است خ...خودتي .كه ميرزا فرشيد خان وبلاغباشي هم

 فغان آورده حالا كه اينطور شد مهرم حلال جونم آزاد!

 راپورتهاي ضد و نقيض حكايت دارد  كه گويا در ديار ايشان همه چيز بر عكس است و اين رجل

 هستند كه مهر مي ستانند و نسوان جان!الله اعلم

چهارم:گويند بعد حادثه نانجاباربات تعدادي از جبال نويسان نقدي زدند و رامين خان شجاعي

 ونكور السلطنه هم به هكذا نقل است وي وقتي اين نقد بنوشت گفت آخيش دلم خنك

 شد،حالا بازم دارم برات كاظم! و همچنين در سر حداد شايع شده ميس ليلا اسفندياري كه

 چون اسفنديار روئين تن بوده مقادير متنابهي سكه زر در حلق فرشيد(داوودي) نان به نرخ روز

 مشهور بلاد ريخته تا مي تواند از وي تعريف و تمجيد  كند و گفته است وي را مورد تفقد قرار

 دهد ليك فرشيد اذعان نموده ما هر كار مي توانيم انجام دهيم الا تفقد كه از حوزه تخصصي

ما خارج است و در اين باب ميتوانید از ميرزا محمود خان شعاعي السلطنه كه يكبار مورد تفقد

 قرار گرفته اند استعلام نمايند بلكم راه كار مناسب يافت شود.

پنجم:ميرزا عباس خان محمدي بز پرور! اخيرا يك فقره زورق يقين ابتياع نموده و به امر

سماکی(ماهي فروشي)اهتمام ورزيده و اذعان داشته نان تو ماهيست نه بز .يك سياهه اي

 تحت العنوان نافرماني در جبال تحرير نموده و در آن گفته است هر وقت جبال نورد از فرمان

 ارباب خود تمرد كرد گوشش را بپيچانيد و بگوييد كره خر ايني كه من مي گم.بعض مغرضان!

اذعان نموده اند كه اين سياهه به نوعي در دفاع از عملكرد سرپرستان نانجاباربات است الله

 اعلم

ششم:آنا خاتون وبلاغباشي ملقب به بنت الجبال اخيرا بعنوان برترين وبلاغنويس اسپرتي

منتخب شده است عنقريب داديم يك كاميون خشت به انضمام مقادير متنابهي گل درب

وبلاغمان خالي كنند گل بگيريم برود پي كارش ! استماع شده بود ورزش و مملكت و بلاد خر تو

 خر است اما نمي دانستيم تا اين حد .ليك آنا خاتون گفت فرشيد چرا تو مشاركت ننمودي

عرض كرديم خانم جان همينجوري دنبالمان هستند همينمان مانده بود بعنوان وبلاغ سياسي

 تحت الحفظ به امنيه برده و از استعمال هيچ فقره آلات و ابزار و ادوات اعتراف كشي فرو گذار

 ننمايند .مگر افاضه نفرموده بوديم كه خر ما از كره گي دم نداشت.

هفتم: ميرزا عباث!خان جبال نورد و فتوغرافچي مشتهر به رافضي! كه شهر رمضان را ماه

كسالت وبي حالي و ريا خوانده است و به كنايت بر ما تبريك حوالت نموده.چند روز پيش موفق

 گرديد تني چند از رعيت ديار خاج پرستان كه به سير و تفحص به سر حداد بلاد محروصه ما

 آمده بودند به سلامت از ميان جبالهاي قزوين عبور داده و با صحت كامل بدست والدين

بسپارد.خود چنين گفت الله  اعلم.هر چه نكني جبال است و خلوتي و....معاذالله

مطابق با شعبان المعظم سنه ۲۹

میرزا فرشید خان راپورتچی

 

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 11:0 |

این مائیم که داریم دنبال ماهرخ! یعنی همان رخ ماه می گردیم

 

اسعدالله ايامكم يا شيخ

معكم يا مريدان

پس شيخ كمر راست نمود و گفت هان اي مريدان چگونه است چنين گستاخ

 شده ايد و مگر شيخ را در حال عبادت نمي بينيد كه مريدي گفت اي شيخ

 چگونه است اين عبادت كه بر فراز منقل چمباتمبه زده ايد؟و گفت اي بوجهل

 و اي غافل! شيخ شما هر گاه خواهد به عالم خلسه وارد شود پس به اين

 طريق ره مي گشايد و طي الارض مي كند و شما بوجهلان چه دانيد طي

الارض چيست.كنون گويي كه مي خواهيم تجديد وضو كنيم چرا كه در عالم

 خلسه تلنگمان در رفت و وضو بر ما واجب گرديد و چه خوب آمديد كه بيم

داشتيم چنانچه ديرتر مي آمديد غسل هم بر ما واجب ميشد.

پس مريدان گفتند اي شيخ دانيد كه شهر رمضان نزديك است و نيك مي دانيد

 كه ثواب اعمال مومن در اين ماه بسيار است و چنانچه به غسل رود هر

قطره آبي كه از وي بريزدحوري شود در جنات! و جنت دانيد كه چه جايگاهي

 است و آنقدر حوري هست كه به هر كه يك عالمه مي رسد. و وايييييي

 چقدر حوري!

و شيخ ندا داد خموش! كه شيخ عبادت از بهر حوري نمي كند و صرفا قربت

 الي الله به نماز مي ايستد! و زير لب گفت ارواح مشگ مادر زن مكرمه مان!

و شيخ به منبر وعظ شد و چنين گفت و اما عبادات شما علاوه بر عبادت

 مرسوم رمضان چنين است:

 اعوذ بالله من الفرامرز رجیم. پناه می برم به خدا از شر فرامرز رانده شده!

(بعضي مفسران نوشته اند كه اينجا منظور رانده شده از كلوپ دماوند و

 برخي گفته اند رانده شده توسط وبلاگنويسان است البته روايات متواتر است

 ولي آنچه مسلم است بالاخره ايشان از يكجايي رانده شده است حالا كجا به

 ما ربط ندارد!)

 

همانا بدانيد عبادات شهر رمضان بسيار است و بدانيد جبال نوردان و

 جبالنويسان علاوه بر  عبادات معمول رمضان عبادت خاص ديگري هم

 دارندكه از آن جمله اند.

و همانا در شهر رمضان شیخ دوست می دارد که به شبها به جبال شود

 بسان فاریابی که  در بلاغ خود نوشته به نیمه شبها دارم با یارم پیمانها و ما

 ندانیم که این فاریابی لعنت الله علیه در نیمه شبها با یار چه غلطها می کند

 که ما نمی توانیم! پس وی را سب کنید و عظیم لعن که يكاره به نيمه شبها

 بر می خیزد و آتش هم می افروزد. و هرکه زاغ سیاه فرشید فاریابی چوب

 زند ببيند به نیمه شبها با یارش که دارد پیمانا تا بر افروزد آتش در کوهستانها

 چه مي كند کلی مواجب نزد ما خواهد داشت.

و بدانید در شهر رمضان نیز به نیمه شبها باید به طعام شوید و این شیخ

 خوراک ماکول مرغ بسیار دوست می دارد خاصه از آن میان ران و سینه را و

 شما را توصیه می کنیم به خوردن آنها که عظیم لذتی دارد. ويادمان آمد در

 سحر خوردن هايمان در غزوه ي ميان ما و دشمنان بعثي اسبق و برادران

 مسلمان شيعي مسلك حال حاضر عراق كه تا سيمارو لخت نمي كرديم و رو

 مينا نمي رفتيم عمرا سراغ سحر مي رفتيم!و گاهي بي سحر مي گرفتيم و

 خود اتكا بوديم قربت الي الله

و هر که از شما روزی صد مرتبه بعد ار فراغت صلوه بگوید" اللهم احفظنا

 فرانكنا"(ترجمه:خدايا فرانك مارا حفظ كن) و روزی صد مرتبه سوره لیلا

 بخواند و در روايت آمده است که

 دخترکان دم بخت اگراین سوره را صد بار بخوانند و بر آب فوت کنند و

 مقداری از آنرا در چهار گوشه اطاق خوابشان ریخته و مابقی را لاجرعه سر

 کشند در پایان ماه جوانی نیکو به خواستگاريشان خواهد آمد و چنانچه اين

 سوره را به زبان يوروپ!(همان اروپايي) خوانند جواني بورموي! بر ايشان وارد

 مي شود.و خواهد گفت "آي ام يور هازبند"يعني من شوهرتم!

و بدانید مبطلات روزه بسیارا ست از جمله حدث اكبر(مدفوع) وحدث اصغر

(بول) و خورانيدن حدث اكبر که هر چند از ماکولات نیست ولی در این ملک هر

 که زر و زور كند بدينسان روزه ي اورا باطل كنند و اگر زيادي زر زند پس به

 داروي نظافت حاوي آرسينك اصل طعامش كنند تا ريقش در آيد تا گه زيادي

 نخورد.

پس در شبهای قدر بعد از هر نماز هزار مرتبه بخوانید "یاکاظم! یا اولا اولین و یا

 فاتح کی ثاني والنانكاباربات"(ترجمه:اي كاظم اي اول اولينها و اي فاتح كي 2

 و نانگاپاربات) و خداوند در بهشت 14 قله ی بالای هشت هزارمتری به نیت

 14 كشته! در اين كوهها  نصیبش می کند و یک نانگاپاربات اشانتیون!

بدانید دروغ بستن و قسم خودن مبطل روزه است مگر قسم حضرت عباث!که

 از معاندین و مخالفین نظام است و هنوز یک شوربا که قولش را داده بود به

 ما نداده لعنت الله علیهم اجمعين وهر جا تنها بدون ما خورد پس حرامش

 باشد آن شوربا!

و همانا در این ماه سیزیف بسیار لعن کنيد و هر روز هزار مرتبه بگويید" اللهم

 العن سیزیف والنقطع لسانه بل ما اینجا کیفورا"(ترجمه:خدايا لعنت كن

 سيزيف را تا ما اينجا خيلي كيف كنيم) و بدانید خداوند ثواب این لعن بر شما

 بسیار دهد و هر لعن یک حوری سوپر در بهشت نصیبتان می کند پس غافل

 مشوید(اين ناكس هم قرار بود يه پياله شراب بهشتي!به ما بدهد كه اينم

 زيرش زد)

 

پس در اين ماه  دعا بسیار کنید که خداوند آن دخترک مسلمانی که نام

 زرتشتی با خود دارد هدایت کند و به او بگویید نام خود را ا زآناهل به ام

 الآناهل باز گرداند بل از رستگاران شود.

و هر کس در این ماه یک کلاغ! بکشد خداوند صد هد هد در بهشت پاداشش

  دهد.

و بدانید شیخ شما از نیکو کاران است و در این ماه هیچ ماهواره نبید و ال ام

 بی به هیچ سو راست نکند

 و در این ماه بخوانید" اللهم الرزقنا دیسکوه الونکور کالامثال رامین

 شجاعی"(ترجمه:خداوندا روزي ما بگردان ديسكوهاي ونكور بسان رامين

 شجاعي)و هر چه توانید این ادعیه و اذكار بخوانید و بدانید هر نماز از نوافل و

 واجب گرفته بر شما نیکوست جز نماز سردار زارعی که مبطل روزه است و

 چون مددی معاون دانشگاه زنجان با دخترکان به خلوت نروید میانه روز و فقط

 به نیمه شبها با یار پیمان کنید و هر غلط خواستید بکنید.

 وبدانید هر آنکس در این ماه روزه خواری کند پس بر هر روزه شصت روز کفاره

 و قضا و چنانچه از عهده بر نیاید باید شصت بنده آزاد کند و ما که شیخ

 شماییم توصیه می کنیم بنده گان مذکر خود را آزاد کنید که به هیچ دردی

 نمی خورندولی بنده گان مونث را در حبس كنيد که در زمره کنیزکان ملکی

 شماست و شما می توانید به حکم از آنها بهره جویید!

مريدان عرضه داشتند پس كنون اي شيخ مي دانيد كه ايام متعلق به خانم

 ليلا و شش تن از ياران با وفايش در نانگاپاربات است پس مريدان را فيضي ده

 و روضه ي ليلا را بخوان كه باز دانيد  هر قطره اشك هزار حوري شود در

 بهشت!

و شيخ گفت اي مريدان اين شيخ در ره حوري جان دهد چه رسد اشك پس...

السلااااااااااام عيك يا ليلاااااااااااو علي الارواح التي حلت بفنائك كه فقط

 يكيش از دست بشد.خدايش بيامرزد.

آقا مي گن اين خانم تو خرابه هاي باشگاه دماوند نشسته بود..... كه يك

 دفعه حالش بد شد.... اصحاب صدا زدند آقا به داد خانم ليلا برسيد.كاظم اومد

 بالاي سرش عرق از جبين پاك كرد دويد سمت بوفه گفت آب قند بياريد

 (روايت هست تو اون لحظه فشار خانم ليلا افتاده بود گمونم.... اصلا به ما

 چه!!! ادامه روضه) همه بگيد ليلااااااااااااااااااااااااا

آب قند رو گرفت يك دفعه خورد زمين آقا آب قندرو به دندان گرفت سينه خيز

 اومد طرف ليلا اااا....آقا تا اومد آب قند رو بده يك دفعه دست اون نانجيب

 نصيري(بعضي تو روايت گفتند منظور نصيري رئيس ساواك شاه بوده بعضي

 هم گفتند فرامرز نصيري روايات متناقضه اينجا هم)دستش خورد به آب قند

 همش ريخت رو زمين.يكي گفت براش پپسي بياريد يكي گفت كي مي خواد

 پولش رو بده.... اما بميرم تا كاظم  رسيد بالا سر ليلا ديد از حال رفته گفت

 بني دماوند بريد برام بوريا بياريد.افشين يوسفي اين يوسف جوانان بني

 دماوند گفت حاج كاظم بوريا براي چه؟ گفت مي خوام بزنم جلو پنجره كه

 آفتاااااب.......

خدايا مارا بيامرز

تا دختران را شوهر ندادي از دنيا مبرشان

خدايا زيارت خانم ليلا را نصيب عاشقانش بگردن

فرج كاظم در قله اي ديگر را نزديك بگردان

شر اشرار فرشيد، فرامرز، رامين شجاعي از سر دماونديها كوتاه بگردان

نام آناهل را از زرتشتي به اسلامي تغيير بده

و في فرج شوهرنا براي دختران دم بختنا اجماعا فاتحه مع صلوات

 

 

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 11:16 |

این غرفه سبزی پاک کنی هست چون خواهرها بی حجاب بودن سانسور شد یه کاغذ چسبوندیم روش

..........بیماری همسرم تقریبا منو از پا انداخته و فرصتم کم شده و دل و دماغ ناچیز.البته چه ربطی به شما داره نمی دونم انگار دردو دل کردیم

تصور کنید چند تا خانم کوهنورد دور هم  نشتسته اند و کلی سبزی ریختند دارند پاک می کنند و قراره در مورد تبادل تجربه نانگاپاربات برای صعودهای بعدی حرف بزنند

خانمها:ليلا اسفندياري-آناهل فراهاني_مينوضابطيان-مژگان خلیلی

آنا:خب ليلا جان يه خرده از تجربيات نانگاپارباتت بگو عزيزم واسه ما و آيندگان خوبه

مژگان:لیلا جان این همه سبزی قرمه واسه چی گرفتی آخه؟

لیلا:والله خب چه کنم فعلا که کوه و موه خبری نیست گفتم یه خرده سبزی فریز کنم بعدشم یه دفعه دیدی سر و کله ی یه سر خر! چی می دونم خواستگار پیدا شد یه خرده آت و آشغال تو یخچال باشه که یه کوفتی جلوش بزارم نه آناهل جان!

مینو:آناهل!!!چه تیارتایی! تو که آنا بودی چی شد آناهل شدی اومدی شهر اسم عوض کردی خانم؟

آنا:ولله ما از اول اسممون همین بود مثل بعضیها نیستیم صد تا قرو اطوار اومدند تا اسم سکینه شون رو بکنند مد روزی والله

لیلا:قربون دستتون خانمها بعد اینکه سبزیها رو خرد کردید چند تا بسته اش رو کنار بذارید واسه صعود بعدی می خام .مینو جان اون گلهای گشنیزهارو بگیر خانمم

مینو:مژگان راستی لباسهایی که سهند برات از پاکستان آورد بهت نمیاد همچین تو تنت زار می زنه

مژگان :چشات زار می زنند عزیزم (یواشکی در گوش لیلا از حسودی داره دق می کنه)

آنا:راستی لیلا چی شد تورو بردند نانگاپاربات و سرپرست کردن

لیلا:خدا ذلیلشون کنه اسم سرپرست گذاشتند تا بیگاری بکشند ازم! همش یا پخت و پز مي كردم براشون یا رخت و لباس می شستم ذلیل مرده ها واسه کلفتی برده بودند منو ...دست به سیاه وسفید نمی زدند

مژگان:بمیرم الهی دیدم سهند جونم چاق شده بود

لیلا:حالا مژی جان یکاره پا نشی اینو بزني تو سایت بعنوان خبر خدايي با خبر رسونیت گند زدی

مینو:الحق که آره آبروریزی کردی همین مونده بود بهونه دست این فرامرز ذلیل مرده بدی

لیلا:خب دربدر شده این خبر چی بود دادی که اینا از جاذبه های توریستی دیدن کردن. اصلا حال واسه ما مونده بود با اتفاقی که برا سامان افتاد دنبال این غلط کاریها بریم

مژگان:خب چه می دونستم خواستم مثل اخبار تلویزیون با کلاس گفته باشم

آنا(با بغض):الهي بميرم برات سامان كاش مي موندي لااقل زن مي گرفتي ...فيخ... ليلا جان یه کم تره بریز اینطرف بی زحمت

لیلا:بیا آناهل جان بعععععععععععع(همه می خندند)

آنا:بز خودتی!

مژگان:گفتی بز یاد عباس محمدی افتادم شنیدی بز چرونی رو ول کرده رفته ماهیگیری خودم دیدم تو وبلاگش نوشته بود سواربودن بر زورق یقین فهمیدم قایق خریده!

لیلا:بفرما آخه دانشمند اون مقاله بود نه اینکه رفته قایق خریده من نمی دونم این سهند چی می کشه از دست تو

مینو:من بگم؟ کرک می کشه(خنده)

لیلا:کسی که به ما بعله همین کلاغ ..... حالا حکایت این فرشید دربدر شده است واسه من مقاله نویس شده چغولیشو به کاظم کردم اونم یه ایمیل نوشت و سکه یه پولش کرد ذیل مرده رو تا بفهمه در افتادن با لیلا و کاظم اولین فاتح کی 2 ....

آنا :شب جمعه است برای آمرزش اموات خصوصا سامان فاتحه مع الصلوات

لیلا:آخه آناهل جان فاتح چه ربطی به فاتحه داشت

آنا:نمی دونم گفتي فاتح و فتح و اين چيزا ياد فاتحه و سامان افتادم همينطور یاد مادر بزرگ خدا بیامرزم

لیلا:گفتی مادر بزرگ! بخت هم بختهای قدیم دوتا از این خانمها رفتن اورست رو فتح کردن بعدش ازدواج کردن اما ما چی

مینو:ای بابا حالا ما که شوهر کردیم کجارو گرفتیم یکیش این سعید یه قرون خرجی نمی ده درد گرفته

مژگان:اما سهند من واسم یه لباس از پاکستان آورد چشمای یه عده داره در می آد!

آنا:راستي ليلا راسته فرشيد فاريابي پول ازتون گرفته تبليغ كنه

ليلا:تو هم عقلت كمه ها ما نون نداريم خودمون بخوريم بعد بديم پول به اين فاريابي برا ما تبليغ كنه

مژگان:به نظر من كه كوه رفتن و قله فتح كردن اين چيزا مثل همين سبزي پاك كردنه اوني كه سخته خبر رسانيه

ليلا:والله منم همين نظر رو دارم راسيتش يه عده اي خيلي بزرگ كردن و شلوغش به نظر من سرپرستي كردن تو كوه مثل همين سبزي پاك كردن راحته مديريت فني هم درست مثل سبزي شستن و خرد كردنه همين!!! حالا اون يه خرده بگي نگي سختره

مژگان:اوا چه خوب برم اينو بزنم تو سايت

ليلا:لا اله الا الله نه بابا هر چيزيو كه تو سايت نمي زنند عزيز من بجاي اينا هي برو از من تعريف كن تا پوز اين كاظم زده شه مي خواست اون بالا يه پرچم ديگه ببره عكس بگيره كلي قسم آيه اش داديم تا قبول كرد

نتيجه گيري:به نظر من سبزي پاك كردن دور هم خيلي خوب چيزيه فكرهاي بزرگ از همين دور هم نشيني ها درست ميشه!

درخواست فرشید:سركار خانم فراهاني مطابق پيش بيني آقا رضا چله نشين دماوند شما در كي 2 مي ميري كي انشالله قراره بريد كي ۲

پيشنهاد:يك مجلس سبزي پاك كني راه بندازيم صعود نانگاپاربات رو تحليل كنيم بهتره از تحلیلهای وبلاگیه

 

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 14:22 |