این مائیم که داریم دنبال ماهرخ! یعنی همان رخ ماه می گردیم
اسعدالله ايامكم يا شيخ
معكم يا مريدان
پس شيخ كمر راست نمود و گفت هان اي مريدان چگونه است چنين گستاخ
شده ايد و مگر شيخ را در حال عبادت نمي بينيد كه مريدي گفت اي شيخ
چگونه است اين عبادت كه بر فراز منقل چمباتمبه زده ايد؟و گفت اي بوجهل
و اي غافل! شيخ شما هر گاه خواهد به عالم خلسه وارد شود پس به اين
طريق ره مي گشايد و طي الارض مي كند و شما بوجهلان چه دانيد طي
الارض چيست.كنون گويي كه مي خواهيم تجديد وضو كنيم چرا كه در عالم
خلسه تلنگمان در رفت و وضو بر ما واجب گرديد و چه خوب آمديد كه بيم
داشتيم چنانچه ديرتر مي آمديد غسل هم بر ما واجب ميشد.
پس مريدان گفتند اي شيخ دانيد كه شهر رمضان نزديك است و نيك مي دانيد
كه ثواب اعمال مومن در اين ماه بسيار است و چنانچه به غسل رود هر
قطره آبي كه از وي بريزدحوري شود در جنات! و جنت دانيد كه چه جايگاهي
است و آنقدر حوري هست كه به هر كه يك عالمه مي رسد. و وايييييي
چقدر حوري!
و شيخ ندا داد خموش! كه شيخ عبادت از بهر حوري نمي كند و صرفا قربت
الي الله به نماز مي ايستد! و زير لب گفت ارواح مشگ مادر زن مكرمه مان!
و شيخ به منبر وعظ شد و چنين گفت و اما عبادات شما علاوه بر عبادت
مرسوم رمضان چنين است:
اعوذ بالله من الفرامرز رجیم. پناه می برم به خدا از شر فرامرز رانده شده!
(بعضي مفسران نوشته اند كه اينجا منظور رانده شده از كلوپ دماوند و
برخي گفته اند رانده شده توسط وبلاگنويسان است البته روايات متواتر است
ولي آنچه مسلم است بالاخره ايشان از يكجايي رانده شده است حالا كجا به
ما ربط ندارد!)
همانا بدانيد عبادات شهر رمضان بسيار است و بدانيد جبال نوردان و
جبالنويسان علاوه بر عبادات معمول رمضان عبادت خاص ديگري هم
دارندكه از آن جمله اند.
و همانا در شهر رمضان شیخ دوست می دارد که به شبها به جبال شود
بسان فاریابی که در بلاغ خود نوشته به نیمه شبها دارم با یارم پیمانها و ما
ندانیم که این فاریابی لعنت الله علیه در نیمه شبها با یار چه غلطها می کند
که ما نمی توانیم! پس وی را سب کنید و عظیم لعن که يكاره به نيمه شبها
بر می خیزد و آتش هم می افروزد. و هرکه زاغ سیاه فرشید فاریابی چوب
زند ببيند به نیمه شبها با یارش که دارد پیمانا تا بر افروزد آتش در کوهستانها
چه مي كند کلی مواجب نزد ما خواهد داشت.
و بدانید در شهر رمضان نیز به نیمه شبها باید به طعام شوید و این شیخ
خوراک ماکول مرغ بسیار دوست می دارد خاصه از آن میان ران و سینه را و
شما را توصیه می کنیم به خوردن آنها که عظیم لذتی دارد. ويادمان آمد در
سحر خوردن هايمان در غزوه ي ميان ما و دشمنان بعثي اسبق و برادران
مسلمان شيعي مسلك حال حاضر عراق كه تا سيمارو لخت نمي كرديم و رو
مينا نمي رفتيم عمرا سراغ سحر مي رفتيم!و گاهي بي سحر مي گرفتيم و
خود اتكا بوديم قربت الي الله
و هر که از شما روزی صد مرتبه بعد ار فراغت صلوه بگوید" اللهم احفظنا
فرانكنا"(ترجمه:خدايا فرانك مارا حفظ كن) و روزی صد مرتبه سوره لیلا
بخواند و در روايت آمده است که
دخترکان دم بخت اگراین سوره را صد بار بخوانند و بر آب فوت کنند و
مقداری از آنرا در چهار گوشه اطاق خوابشان ریخته و مابقی را لاجرعه سر
کشند در پایان ماه جوانی نیکو به خواستگاريشان خواهد آمد و چنانچه اين
سوره را به زبان يوروپ!(همان اروپايي) خوانند جواني بورموي! بر ايشان وارد
مي شود.و خواهد گفت "آي ام يور هازبند"يعني من شوهرتم!
و بدانید مبطلات روزه بسیارا ست از جمله حدث اكبر(مدفوع) وحدث اصغر
(بول) و خورانيدن حدث اكبر که هر چند از ماکولات نیست ولی در این ملک هر
که زر و زور كند بدينسان روزه ي اورا باطل كنند و اگر زيادي زر زند پس به
داروي نظافت حاوي آرسينك اصل طعامش كنند تا ريقش در آيد تا گه زيادي
نخورد.
پس در شبهای قدر بعد از هر نماز هزار مرتبه بخوانید "یاکاظم! یا اولا اولین و یا
فاتح کی ثاني والنانكاباربات"(ترجمه:اي كاظم اي اول اولينها و اي فاتح كي 2
و نانگاپاربات) و خداوند در بهشت 14 قله ی بالای هشت هزارمتری به نیت
14 كشته! در اين كوهها نصیبش می کند و یک نانگاپاربات اشانتیون!
بدانید دروغ بستن و قسم خودن مبطل روزه است مگر قسم حضرت عباث!که
از معاندین و مخالفین نظام است و هنوز یک شوربا که قولش را داده بود به
ما نداده لعنت الله علیهم اجمعين وهر جا تنها بدون ما خورد پس حرامش
باشد آن شوربا!
و همانا در این ماه سیزیف بسیار لعن کنيد و هر روز هزار مرتبه بگويید" اللهم
العن سیزیف والنقطع لسانه بل ما اینجا کیفورا"(ترجمه:خدايا لعنت كن
سيزيف را تا ما اينجا خيلي كيف كنيم) و بدانید خداوند ثواب این لعن بر شما
بسیار دهد و هر لعن یک حوری سوپر در بهشت نصیبتان می کند پس غافل
مشوید(اين ناكس هم قرار بود يه پياله شراب بهشتي!به ما بدهد كه اينم
زيرش زد)
پس در اين ماه دعا بسیار کنید که خداوند آن دخترک مسلمانی که نام
زرتشتی با خود دارد هدایت کند و به او بگویید نام خود را ا زآناهل به ام
الآناهل باز گرداند بل از رستگاران شود.
و هر کس در این ماه یک کلاغ! بکشد خداوند صد هد هد در بهشت پاداشش
دهد.
و بدانید شیخ شما از نیکو کاران است و در این ماه هیچ ماهواره نبید و ال ام
بی به هیچ سو راست نکند
و در این ماه بخوانید" اللهم الرزقنا دیسکوه الونکور کالامثال رامین
شجاعی"(ترجمه:خداوندا روزي ما بگردان ديسكوهاي ونكور بسان رامين
شجاعي)و هر چه توانید این ادعیه و اذكار بخوانید و بدانید هر نماز از نوافل و
واجب گرفته بر شما نیکوست جز نماز سردار زارعی که مبطل روزه است و
چون مددی معاون دانشگاه زنجان با دخترکان به خلوت نروید میانه روز و فقط
به نیمه شبها با یار پیمان کنید و هر غلط خواستید بکنید.
وبدانید هر آنکس در این ماه روزه خواری کند پس بر هر روزه شصت روز کفاره
و قضا و چنانچه از عهده بر نیاید باید شصت بنده آزاد کند و ما که شیخ
شماییم توصیه می کنیم بنده گان مذکر خود را آزاد کنید که به هیچ دردی
نمی خورندولی بنده گان مونث را در حبس كنيد که در زمره کنیزکان ملکی
شماست و شما می توانید به حکم از آنها بهره جویید!
مريدان عرضه داشتند پس كنون اي شيخ مي دانيد كه ايام متعلق به خانم
ليلا و شش تن از ياران با وفايش در نانگاپاربات است پس مريدان را فيضي ده
و روضه ي ليلا را بخوان كه باز دانيد هر قطره اشك هزار حوري شود در
بهشت!
و شيخ گفت اي مريدان اين شيخ در ره حوري جان دهد چه رسد اشك پس...
السلااااااااااام عيك يا ليلاااااااااااو علي الارواح التي حلت بفنائك كه فقط
يكيش از دست بشد.خدايش بيامرزد.
آقا مي گن اين خانم تو خرابه هاي باشگاه دماوند نشسته بود..... كه يك
دفعه حالش بد شد.... اصحاب صدا زدند آقا به داد خانم ليلا برسيد.كاظم اومد
بالاي سرش عرق از جبين پاك كرد دويد سمت بوفه گفت آب قند بياريد
(روايت هست تو اون لحظه فشار خانم ليلا افتاده بود گمونم.... اصلا به ما
چه!!! ادامه روضه) همه بگيد ليلااااااااااااااااااااااااا
آب قند رو گرفت يك دفعه خورد زمين آقا آب قندرو به دندان گرفت سينه خيز
اومد طرف ليلا اااا....آقا تا اومد آب قند رو بده يك دفعه دست اون نانجيب
نصيري(بعضي تو روايت گفتند منظور نصيري رئيس ساواك شاه بوده بعضي
هم گفتند فرامرز نصيري روايات متناقضه اينجا هم)دستش خورد به آب قند
همش ريخت رو زمين.يكي گفت براش پپسي بياريد يكي گفت كي مي خواد
پولش رو بده.... اما بميرم تا كاظم رسيد بالا سر ليلا ديد از حال رفته گفت
بني دماوند بريد برام بوريا بياريد.افشين يوسفي اين يوسف جوانان بني
دماوند گفت حاج كاظم بوريا براي چه؟ گفت مي خوام بزنم جلو پنجره كه
آفتاااااب.......
خدايا مارا بيامرز
تا دختران را شوهر ندادي از دنيا مبرشان
خدايا زيارت خانم ليلا را نصيب عاشقانش بگردن
فرج كاظم در قله اي ديگر را نزديك بگردان
شر اشرار فرشيد، فرامرز، رامين شجاعي از سر دماونديها كوتاه بگردان
نام آناهل را از زرتشتي به اسلامي تغيير بده
و في فرج شوهرنا براي دختران دم بختنا اجماعا فاتحه مع صلوات