تبليغاتX
< head> طنز کوه

فرشید داوودی پس ازنوشتن آخرین پست" سنگ و کوهنوردان"

ايسنا:مودب ترين و بي ادب ترين شهرهاي جهان!

"مجله پر خواننده "ريدرز دايجست"مودب ترين و بي ادب ترين شهر هاي جهان را معرفي كرد.

شاخصه هاي اين انتخاب حول چند محور بوده مثلا بررسي كنندگان اين پژوهش ابتدا پشت سر ديگران وارد

جايي مي شدند تا ببينند اين افراد در را پشت سر خود مي بندند يا خير و دومين شاخصه اين تحقيق خريد از

 بیست فروشگاه بوده تا ببنند فروشندگان به آنان لبخند مي زنند يا خير و سوم اينكه در محلهاي شلوغ پوشه

حاوي تعدادي كاغذ را از دست خود رها كرده تا ببنند چند نفر درجمع كردن آن كمك مي كنند بر اساس....."

خدمتتان عرض شود ما هم تصميم گرفتيم یک بررسی کنیم  ببينيم اگر يك وقت یک  اتفاق هايي در

کوه بيوفتد كوهنوردان ما چه عكس العملي احتمالا بروز مي دهند و بهترین و بدترینشان راانتخاب کنید کنند

کنیم !  حالا نگوييم بي ادب ترين و با ادب ترين کوهنوردها را!

فرض كنيد رفتيد كوه و در حال صعود يك جوان خريت مي كند و يك سنگ به طرف شما مي غلتاند عكس

العمل  کوهنوردان زیر احتمالا  چنين خواهد بود.

محمود شعاعي:مردك سنگ طرف ما كه مورد تفقد رهبري قرار گرفتيم مي اندازي؟ نمي دوني توهين به من

يعني توهين به رييس سازمان تربيت بدني و توهين به رييس سازمان يعني توهين به رييس جمهور و توهين

به رييس جمهور يعني توهين به رهبر و توهين به رهبر يعني توهين به امام زمان و اسلام و مسلمين.پدرت

رو در می آریم تشویش اذهان عمومی می کنی به قصد براندازی نظام!

حسين رضايي:اوهوي بي هويت و رفيق فرشيد داوودي! به من سنگ انداختی انگار به داور پور انداختی ها !

حنيف يه عكس ازش بگير بزنيم تو وبلاگم  یه چند جمله سیاسی هم بزنیم کنارش

رامين شجاعي:بسيار بسیار عذر مي خواهم جناب نمي دانم چرا اين بي فرهنگي را مرتكب شديد در هر

صورت لازم است ملاحظات را در نظر بگيريد مثل ما که در تورنتو هستیم من شمارا نمي شناسم ولي اگر

فريديان بودي غلط كردي سنگ انداختي عقده اي متلك پرون برودپيك صعود نكرده بدبخت!

كاظم فريديان:مردك مي داني به طرف كي سنگ پرت كردي هان؟ به طرف فاتح كي 2 اونم هشت باراز هشت

 مسیر  هشت هزاري متري به تعداد هشتاد بارو  نانگا سوسك كرده و  برودپيك پوز زده

عباس جعفري :حيف كه من همه شما كوهنوردها رو ريز مي بينم و گرنه يه حالي ازت مي گرفتم حال كني

 الاغ.یه موقعی من شورتم با شما تو یه آفتاب خشک میشد الان دیگه رو شوفاژ خشک می کنم من کجا و

شما ها کجا گاگولها!

سيزيف:آخه خواهر مادر ....زن فلان ،بي شرف گوساله مثل الاغ سرتو انداختي پايين داري ميري چيزيتم

نيست كه يه نفر داره اين زير راه مي ره ديوس مادر به .....

فرامرز نصيري:چرك ترين رفتار انساني كوهنورد نما كه نمي داند كلاغهاي ما همه جا همه را زير نظر دارد

 اگر مرد هستي كه خاك بر سرت اگر زن هستي ايملت را بده اهل گفتمان هستم با اينكه هنوز خاطره غار

 پراو بدست فريديان جنايتكار يادمان نرفته.

فرشيد فاريابي:اوهوي اده الاخ تو مي فهمي به كي سنج! انداختي بي فرهنگ فدراسيوني من کوه موه بیلمیرم

 بیر دفعه دیدی سین دیرا رام !

عباس ثابتيان:آرام جانم آرام! تو كه سنگ اندازيت ! خوبه اين هفته بيا انجمن كوهنوردها بلكه بتونيم تو

 انتخابات هيات مديره انجمن عضوت كنيم!راست کار خودمون هستی یعنی خوراک سنگ اندازی تو کار!

عباس محمدي:ايراد نداره بچه ها شايد اين سنگ رو يه بز گرسنه انداخته باشه يكي بره يه خرده علوفه

واسه اين زبون بسته بياره! مععععععع

آنا فراهاني:آقا مراقب باش مگه نمي دوني من آناهل هستم نويسنده وبلاگ آنا پورنا كه چند جاهم اول شدم

 دويستا دويستا برام كامنت مي گذارند!!!

سنگ انداز:اي خانم فراهاني شما بوديد معذرت می خوام من هميشه وبلاگتون رو مي خونم خيلي خوب مي

 نويسيد! به وبلاگ منم سر بزن.

عزيزالهي:آهاي برج مراقبت يه نگاهي بنداز ببين كدوم خري سنگ انداخت.

احسان بشير گنجي:همين شماها هستيد كه با اين كارتون آدم رو از دنياي وبلاگ نويسي خسته مي

كنيد.دپرس شدم  خداحافظ وبلاگ! خداحافظ دنيا! ديگر نخواهم نوشت!(هنوز دو روز نگذشته از این خداحافظی

 برج سینا به روز میشه)

رضا زارعي:اوهوي به يه فوق تخصص هيماليانوردي سنگ ميندازی؟ انگار نمي دوني كه من مربي تيم ملي

 بانوان بودم اسم آبجيت رو بگو از تيم ملي جيك ثانيه واست خط بزنم اسم همسرم رو جایگزین کنم.

رضا آموزگار:دادش ضمن اینکه وبلاگ فقط آناپورنا لطفا یواش .آنا جان ايميلت رو چك كن عزيزم

فريد عباسي:آهای بیمار سرما زده  اين همه حادثه تو كوه داره اتفاق مي افته برات عبرت نميشه تورو خدا

 به خاطر جون ما و خودت هم كه شده به وبلاگ پزشكي كوهستان بياو پستهاي "سرمازدگي قاتل خاموش"

 رو بخون به همه فاميلا تم توصيه كن والله اگه سرماز ده نشده بودي اينكارو رو نمي كردي!

حامد حصاري:(بغض مي كنه و با گريه)به من سنگ ميندازي اگه به مامانم نگفتم بهم هميشه مي گفت

 كوچولوي من كوه نرو ها خطر داره مامااااااااااان

لیلا اسفندیاری:اوا آقا جان یواش نمی بینی نشستیم اینجا پایین کوه داریم کلی سبزی خورد می کنیم خاک بر

سر.همه شنبلیله هام ضایع شد!

+ نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 و ساعت 9:34 |

 

در ستایش گوسفندها!

خبر اول: نماز جمعه هاي استاني: ما مي خواهيم مثل سفرهاي استاني رئيس جمهور كه به

 استانها مي روند و هي مصوبه از خودشان صادر مي كنند و هيچكدامشان هم انجام نميشود

الحمدالله والمنه چرا كه رفاه با زندگي ساده زيستي ما در تضاد است! ما هم مي خواهيم در

همين راستا  به نماز جمعه هاي استاني و شهري برويم و اولش هم از تويسركان شروع مي

 كنيم چرا كه  خلق الله به هدايت ما بسيار نياز دارند و بعد در آنجا از خودمان مصوبه صاد ركنيم

 كه

ا-هر كه خواست صيغه شود اول بيايد پيش ما صيغه اش كنيم ببينيم شرايط احراز دارد

2-هيچكس حق ندارد غير از ما در هيچ جا  محلل شود و صرفا خودمان يا محللهايي كه از

طرف ما احيانا  تعيين ميشوند. در واقع محللي را در انحصار خود در مي آوريم

3-هيچكس حق ندارد از زير مبل از محلل بودن ما فيلم بگيرد چون مي خواهيم كارهاي خير را

در خفا انجام دهيم تا ريا نشود.

4-طبق مصوبه مجلس دو شغله بودن ممنوع به استثناي شغل شریف محللی

خبر دوم: مطهری دليل سوم احمدی نژاد در مورد به صلاح نبودن استيضاح کردان را اينگونه

توضيح داد: رييس جمهور به من گفتند که «اگر فرضاً مدرک آقای کردان جعلی باشد، مسئله

ی مهمی نيست زيرا ده ها نمونه از اين امر در کشور وجود دارد»(تابناك)

به گفته آگاهان كه ما نمي دانيم چه خرهايي هستند و اصلا آگاه در كشور ما وجود دارد كه به

آنها استناد كنيم  اول كسي كه از دهها مدرك قلابي در كشور بهش شك كرده اند همان مدرك

 دكتراي خود رييس جمهور است. باز همان آگاهان! گفتند اصلا مدرك ديپلم ايشان هم احتمالا

افتخاري بوده و سپاه در زمان جنگ به خاطر آبرساني به خطوط جنگي به وي همينطوري

اهدا كرده و گفته فعلا برو خوش باش تا رييس جمهورت كنيم.

خبر سوم: نيروي انتظامي در ادامه نصب دوربين در مناطق جرم خيز اقدام به نصب دوربين در

 اطاقهاي خواب بعنوان يكي از مناطق مستعد خيزش جرم! اقدام نموده است. رييس پليس

 اعلام كرد با اينكار ما سه هدف دنبال مي كنيم يكي نظارت بر روابط صحيح زناشويي دوم

جلوگيري از روابط ناصحيح نازنا شويي!!! و سوم كنترل جمعيت به نحوي كه همسراني   كه

 بيش از دو بچه داشته باشند و احيانا رعايت موارد ايمني لازم را نكنند اين دوربينها به محض

 مشاهده عدم استفاده از تجهيزات ايمني و بازدارنده آلارم داده و اعلام مي كند خطر ازدياد

 نسل لطفا وسايل! خودرا به موارد ايمني تچهيز نماييد!!! اداره راهنمايي  زناشويي و پليس

 خانواده!

در ستایش گاوها!

خبر چهارم: در پي شايعه اخذ چك پانزده ميليون تومانی  از اعضاي تيم اميد جهت عزيمت به

قله تیلي چوپيك  به گفته ي آگاهان كه وجودشان در مملكت ما خنده دار است و بيشتر به

شايعه شبيه است فدراسيون براي جلوگيري از حوادث احتمالي  و جلوگيري از شكايت

احتمالي  خانواده حادثه ديده از اين پس هر كس را بخواهد به خارج اعزام كند علاو بر اخذ

وثيقه پانصد ميليون توماني و همچنين دريافت ده سند ملكي اقدام به گروگان نگه داشتن

حداقل دو نفر از اعضاي خانواده كوهنورد اعزامي مي كند  .چنانچه كوهنورد به سلامت بر

گشت كه تمامي وثيقه ها و گروگانها آزاد ميشوند در غير اينصورت اگر كسي جرات دارد برود

شكايت كند تا يكي  يكي گروگانها را بكشيم و وثيقه ها را هم خرج تبرئه فدراسيون مي كنيم

 رييس فدراسيون در توجيه اين مسئله گفت كوهنوردي كه شوخي نيست!

خبر پنجم: شعاعي: در هیمالیانوردی باید فرهنگ‌سازی شود  

محمود شعاعي گفت ما بايد در تمام زمينه ها فرهنگ سازي كنيم حتي بايد براي فرهنگ هم

فرهنگ! بسازيم مثلا شما وقتي مي خواهيد كالايي را وارد كشور كنيد ابتدا بايد فرهنگ

استفاده از آنرا ا وارد كرده و سپس كالا را وارد كنيد وي گفت هيماليا هم همينطور ما اول بايد

 در موردش فرهنگ سازي مي كرديم بعد هيماليا ساخته و و ارد كشور مي شد كاري كه

دولتهاي پيشين بايد مي كردند و نكردند.مثلا همه بايد بدانند كه اگر قرار است بروند هيماليا بايد

 فرهنگ مردن آنرا هم بدانند و خيلي با كلاس سقوط كنند و اگر مردند بازماندگان فرهنگ گير

ندادن و شكايت نكردن از آنرا بدانند

 

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 و ساعت 11:2 |

این ماییم که داریم ابو عطا می خوانیم آخه آب سر بالا رفته است!

يكم :اليوم كه به كتابت راپورتهاي خفيه اشتغال داريم شعف زايد الوصفي بر ما مستولي شده

 از آن جهت كه مستر باراك متخلص به اوباما! به رياست ولايات متحده موسوم به امریكا

 انتخاب و همين امر مشت محكمي بر دهان ياوه گويان شرق و غرب خصوصا سر حداد ينگه

 دنيا امريكاي جنايتكاربود!!!و ناخرسندیم  از ان جهت كه پيش بيني رئيس الوزرا صاحب هاله

 نور به قاعده سه گز در سه گز به حريمش غلط از آب در آمد كه افاضه نموده بودند نخواهند

 گذاشت ايشان رييس جمهور شوند که  انتخاب ايشان مشت محكمي بر دهان خودمان

 شد.مطلعين كه ما كل اليوم نخواهيم فهميد كيا هستند اذعان داشتند قدر اين رييس الوزرا را

 بدانيد كه نيكو سياست مي داند و سياسيت داني ايشان به قاعده همان اقتصاد داني ايشان

 در سياق ريده ماني است كثرالله امثالهم!

دويم: والده مستمرا بعنوان ناصح مي فرمايند ميرزا فرشيد من! هر گاه خواستي خبطي

 بكني و خوب كذب گويي و راستي را ناراستي كني دولتي شو چرا كه آنقدر پول داري كه

 روفو كني و آنقدر قدرت داري كه ماله كشي! و چه كشتار ها به  نام حفظ كيان كني و چه

 خرابيها بار آوري كه با پول رعيت جبران كني و اگر به جبال شدي و شخصي را بمردي چنانچه

 مستقل باشي به سيخ سرخت كشند و چنانچه دولتي باشي تحسينت كنند و اگر دولتی

 باشي به بازگشت چون به دسته گل  بيارايندت و چون مستقل باشي به دسته! بدون گل

 تاديبت كنند و عظيم مواخذه شوی و چنانچه دولتي باشي از مفاخر ملي شوي  و منتقد وجود

 نكند نقدت كند كه اگر نقدت كند  تنبان منتقد بر منار شود.و اگر مستقل باشي منتقدان تنبانت را

 به منار آويزند

سيم: نقل است ميرزا فرامرز خان كلاغ الدوله كتابتي دارد مسمي به "در ستايش نقد" كه

 رعيت را از اين كلام خنده بر لب مي نشاند چرا كه هر كه را وي دوست مي داشته باشد

 تكريمش مي كند و هر كه دوست نداشته باشد تكفيرش مي كند و هكذا در نقد مفقودي دكتر

 تيم به خاموشي رفته است آنكه در نقد تنبان نانگا به همان نانگا آويخت و في كل اليوم قربان

 صدقه حسين خان رضايي ارباب ارتباط با رعيت فدراسيون جبال نوردي و تصاعدهاي بي حد و

 حصر اسپرتي مي رود و در گزارش  انجمن جبال نورادن ميرزا عباس خان بز پرور! ميس

 خاتون جعفري را چنين معرفي كرد

شاعر،نويسنده،حقوقدان جذاب ،دوست داشتني،ناز،خواستني ؛عالمه،چبالنورد،استاد و بطور

 كلي ماماني!

چهارم: يک چند روزي است كه ميان تني چند از جبال نوردان الفاظ ركيك تبادل مي شود و از

 هر چه درست و نادرست هست به يكديگر حوالت مي دهند و رعيت جماعت در شگفت شده

 است! گويي هنر ما مردان فقط در همين مايه گذاشتن از چيزي است كه ما داريم و نسوان

 ندارند و اگرهمين يك چيز را هم ازمان بگيرند چيزي براي اثبات مردانگيمان نداريم همين شده

 است كه ميان نسوان رعيت سر شكسته شده ايم كه اينكه خودمان مي فرماييم " ارزش مرد

 به مردانگي است نه نشان مردانگي"

.....................................

-          آقا ما عيالمون حالش زياد خوب نيست جايي نيست طرح تعويض زنهاي فرسوده مثل

 خودرو داشته باشند  اسقاطش كنيم يك نو بگيريم؟ من هميشه با خودم مي گم كاش عمر

 مفيد يك زن پنج سال بود بعد پنج سال به خودي خود پودر مي شدند مي رفتند و اگر قرار

 باشه بيشتر عمر كنند با درخواست مرد و تصويب خدا براي يكسال و مجموعا سه نوبت اين

 طول عمر افزوده ميشد حالي مي كرديم ها!

-          سرقفلي اين وبلاگ را واگذار مي كنيم با روزي پنجهزار بازديد كه بررسي كرديم ديديم

 چهار هزار نهصد و نود پنج بازديدش متعلق به خودمونه! اون پنج بازدید را هم باز خودمان

 یواشکی می آییم .چقدر بيكاريم ها

 

 

+ نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 10:53 |

 

امروز وقتي اين خبر رو در کوهنوشت خواندم بلافاصله چرتكه برداشتم و آن را به ريال تبديل

كردم بالغ بر پنجاه ميليون تومان.به هر حال براي خودش رقمي است اما اگر قرار باشد براي

 نجات جان انساني هزينه شود هيچ رقمي نيست و جان انسانها بيش از آن مي ارزد كه در

 قالب اين اعداد و ارقام جا گيرد.اما نكته و سوالي كه برايم طرح شد اينست كه اين رقم و

ساير ارقام و هزينه ها در قاموس دولت جمهوري اسلامي و فدراسيونش بعنوان يك تشكل

دولتي كه از بودجه بيت المال هزينه مي كند براي حفظ جان انسان است؟ و يا اعاده ي حيثيت

 از دست رفته؟ فدراسيون كوهنوردي بعنوان متولي امر كوهنوردي چرا چنين انرژي و هزينه

 اي در جهت يافتن و نجات جان مرحوم سامان نعمتي نكرد؟ و آن مبلغي كه  توسط شركت اي

 تي پي  هزينه و سپس مطالبه شد فاكتورش كه آمد ارجاع و رفت  رو ميز باشگاه دماوند ؟

مگر فدراسيون كوهنوردي تقسيم بندي كوهنوردان دولتي و غير دولتي دارد؟ كه اين چنين  دو

 گانه كاري را حادث كرده است . البته جان انسانها در اين ملك به ثمن بخسي نمي ارزد و

سالانه بسيار از افراد در حوادث جاده اي ناشي از سوء مديريت جان به جان آفرين تسليم مي

 كنند و هيچكس هم ككش نمي گزد.بنابراين استنباط اين حقير اينست كه اينگونه هزينه ها در

 جهت اعاده حيثيت متوليان امر است و سرپوش گذاشتن بر ضعفها و نارسائيهايشان.وگرنه چه

 كسي دلش به حال امثال ما سوخته است و مگر جان انسانها با هم تفاوتي دارد كه براي

يكي اينقدر هزينه و براي ديگري فقط گريه!!!.نمي دانم من وتو و ما تا كي بايد از جيبمان تاوان

بي مسئوليتي و مديريت غلط صاحب منصبان دولتي را بپردازيم و براي اعاده حيثيت آنها اين

 پول ماباشد كه هزينه شود.و اگر قرار است هزينه شود چرا براي همه نشود.مگر بازهم

 شهروند يك و دو داريم؟

پ.ن:چون مجبور شدم دو حادثه رخ داده شده يكي در بخش خصوصي و يكي در بخش دولتي

 را ذكر كنم به ناچار نام باشگاه دماوند را بردم باز هم به چوب دماوندي و طرفداري آنها نواخته

 نشم.

+ نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 و ساعت 13:59 |

خبر: تیم ملی امیدکوهنوردی بر فراز قله ی « تیلیچو پیک » هیمالیا
در بازگشت ؛ حادثه برای پزشک تیم !

نشست اضطراري فدراسيون براي بررسي حادثه پيش آمده و صدور اطلاعيه وبیانه هاي لازم!

اطلاعيه فدراسيون كوهنوردي

 

شهيد نظر مي كند به وجه الله!!!

امروز بار دیگر دست استكبار از آستين كوه بيرون آمد و دکترسعيد بهاء لو عضو اعزامی تیم

 کوهنوردی کشور را به تير خشم و غضب خود به خاك و خون كشيد.ملت كوهنورد و غيور و

 شهيد پرور و كوهپرور! بدانيد ما تا آخر ايستاده ايم و تا آخرين قطره ي خون خوداز پاي

 نخواهيم نشست امروز هر قدر فرياد داريد بر سر كلوپ دماونديها بكشيد دكتر زنده است تا

 تاريخ زنده است.

كلاغها:دكتر سعيد بهاء لو از  تيم اعزامي قرباني شهرت طلبي ها ي دماونديها!!!

باشگاه دماوند بارديگر با هدف قلع و قمع كوهنوردان به منطقه اعزام و طي يكسري عمليات

 پيچيده دكتر را بالا برده و ارتفاع زده اش كردند و بعد خفه اش كردند و پرت كردند تو دره من

 نمي دانم اين دماوندي جنون آدم كشي هاشان كي خاتمه پيدا مي كند.

امروز كوهنورد رها نشده! سعيد با افتخار خود را از دره پرت كرد تا ساير همنوردانش زنده بماند

 اين حركت جسورانه و دليرانه مشت محكمي بر دهان ياوه گويان دماوندي بود. كوهنورد ها

 بدانند بار ديگر برگ زريني بر تارك كوهنوردي اين كشور نقش بست  من ضمن حمايت از

 فدراسيون اين هفته در نماز دشمن شكن جمعه شركت و انزجار خودم را از دماونديها اعلام

 مي كنم

مرگ بر فريديان

مرگ بر ليلا اسفندياري

اطلاعيه روابط عمومي فدراسيون :

با شنيدن خبر اين حادثه بلافاصله با دستور محمود جون(شعاعي)و از جيب ملت! صد ها فروند

 بالگرد و جنگنده هاي تيز پرواز به همراه پانصد شرپا و دو هزار راس قاطر و بهمراه شش ماه

 آذوقه به منطق اعزام شد تا هر چه بيشتر اين دماونديها بسوزند.دماوندیهای بی پول بدبخت !

 پول نداريد نريد كوه!

محمود شعاعي در ميان خبرنگارها

يك خبرنگار: آقاي شعاعي ايشون كه دكتر ارتفاع بودند چطور خودشون نفهميدند كه دارند

 ارتفاع زده ميشند اونوقت ايشون چطور مي خواستند ديگران رو مداوا كنند؟

شعاعي:گفتيم كه اين كار عوامل دشمنه! داشم. ناكسها  دكتر رو با ارتفاع مسموم كرده

 بودند!ضمنا مگه هر كي اسمش اينه كه يه تخصص داره خودش بايد متوجه قضايا باشه مثلا

 شما خودت خبرنگاري اما نمي دوني داري چيكار مي كني؟خنگول!

خبرنگار ديگه :جناب شجاعي چرا براي نانگا شخصا به پاكستان نرفتيد و لي اينجا شخصا

 رفتيد؟

اولندش ما رييسم هر چي عشقمو بكشه ريديف مي كنيم

دويمندش شوما رو سنه نه

سيومندش حالا واسه اينكه واسمون حرف در نكنيد مي گيم كه اولندش كشور پاكستان در

 پيتي بود حال نمي داد. دومندش يه چند وقت بود كه دوست داشتيم يه جاي باحال! آب و هوا

 عوض كنيم. سيومندش وقتي ملت خودشون دارند هزينه سفر مارو مي دند به شوما چه

 ربطي داره و چهارمندش اونجا اگه كار با موفقيت تموم ميشد به اسم دماونديها تموم ميشد

  ما باس مي رفتيم غاز چروني سيومندش!!! اينجا به اسم ما تيموم ميشه  و خلاص

نتيجه گيري: قربون برم خدارو يك دو بوم دو هوارا

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه یازدهم آبان 1387 و ساعت 13:20 |

 

در راستاي اينكه اين طنز كوه ملغمه اي از مشتي مزخرفات شده.يكي ديگه از آموزشهاي آن

 را براي دوستداران مي آوريم و در واقع يك پاورقي تازه جهت آموزش كوهنوردان مي باشد!

اين پاورقي جديد آموزش آشپزي است

طرز تهيه يك كشور خر تو خر و با مزه

مواد لازم

پست رياست جمهوري  يك عدد

وزارت كشور يك عدد

لپ لپ چند عدد

ملت گاگول هر چه بيشتر بهتر

راي به تعداد كافي و با توجه به ذائقه

كاپشن يك عدد ترجيحا نشسته

پول نفت زياد

وزير و وكيل به تعداد دلخواه

طرز تهيه

ابتدا چند نفر را بعنوان مترسك كانديد مي كنيم سپس مقدار ي زيادي دروغ و نفت سر سفره!

 به آن اضافه مي كنيم و خوب بهم مي زنيم تا قوام بيايد سپس لپ لپ هارو يكي يكي باز مي

 كنيم و مي ريزم تو تابه ي انتخابات تا خوب عمل آيد بعد مقدار لازم راي هاي از قبل ساخته

 شده و عده اي گاگول كه نمي دونند به چي و كي دارند راي مي دند به آن اضافه مي كنيم و

 مي گذاريم حسابي داغ شود.بعد يكي از آنها را در آورده و يك كاپشن نشسته تنش مي كنيم

 و پول نفت زيادي را به آن اضافه مي كنيم تا حسابي گند بزند به كشور و بوي تعفن آن بلند

 شود. در اين موقع اين كشور آماده ي سرو مي شود!

طرز تهيه ي آش اجلاس جهاني كوهنوردي

مواد لازم

كوهنورد خارجي و داخلي يه عالمه

هتل چند ستاره يك عدد

شام و پلوي حسابي و بريزو به پاش به قدر تركيدن

دوگ اسكات يك عدد

رئيس فدراسيون و رئيس روابط عموميش نوع داخلي از هر كدام  يك عدد

كوهنورد جهت تقدير چهار نفر خودي

كوهنور جهت تقدير نكردن هيچ نفر نخودي

سالن قشنگ يك عدد

مجيز گويي كوهنوردان خارجي به مقدار زياد

طرز تهيه

ابتدا سالن را خوشگل كرده و هتل را آماده مي كنيم سپس كلي كوهنورد داخلي و خارجي را

 رو ي هم ريخته و با شام ونهار مجاني حسابي پذيرايي مي كنيم و شب در هتل چند ستاره

 خوب مي خوابانيم تا خيس بخورد. بعد يك عدد دوگ اسكات را كه قبلا ديگران آماده كردند

  براي مزه بهتر و بيشتر به آن اضافه مي كنيم و بوسيله رئيس فدراسيون داخلي و مدير

 روابط عمومي اش حسابي آنرا تفت مي دهيم و چهار نفر كوهنورد خودي را تقدير كرده و

 مقداري كاه هم بار كوهنورد غير خودي مي كنيم و تمام. آش اجلاس آماده ي سرو است

طرز تهیه  آش صعود به يك قله براي چند نفر

مواد لازم

سرپرست يك نصفه

مدير فني  يك دوم قاشق چايخوري

قله يك دانه دراز

سختي قله به مقدار زياد

كشته! یک نفر

گزارش برنامه يك دانه بلند و خوب

رئیس فدراسیون یکی به نعل زن و یکی به میخ زن یک نفر

طرز تهيه

ابتدا چند نفر را با هم خوب مخلوط مي كنيد و بعد همه روي كوه پخش مي كنيد تا حسابي

 خيس بخورند.بعد سرپرست برنامه و مدير فني را براي مزه بهتر! به آن اضافه مي كنيد و مي

 بريد تا نوك قله و همانجا پهن مي كنيد. مقداري كه سرما بخورد بهش كم كمك يك نفر ازش

 كم ميشه.سپس رئیس فدراسیون را آورده و یک سخنرانی که یکی به نعل بزند و یکی به میخ

 به آن اضافه می کنید آش صعود آماده سرو و ارائه گزارش ميشه.

طرز تهيه ي يك وبلاگ در پيتي با هر طعم و مزه

مواد لازم

بلاگفا يا پرشين يا هر كوفت ديگر يك عدد

آدم علاف يك عدد

مزخرفات نوشتاري براي حداقل شش ماه به قدر كافي

اظهار فضل تا مي توانيد

عكسهاي در پيتي و عشق و عاشقانه به مقدار زياد

لينك به تعداد زياد

جيش بچه و ريده موني كلي به مقدار كافي

كامنت نويس چند نفر

طرفدار يك نفر! ترجيحا اراكي

طرز تهيه

ابتدا در يكي از اين دامنه ها  يك عدد وبلاگ مفتي ثبت مي كنيم و سپس با عكسهاي آت و

 آشغالي حسابي آنرا تزئين مي كنيد بعد كمي لينك به آن اضافه كرده و در آن اظهار فضل

 مي كنيد و برا خالي نبودن مزه از شاش و پشگل و كهنه بچه و شب زفاف و حاملگي پيش از

 موعد و يائسگي زود هنگام مادر بزرگ نود ساله! و چند روز عقب انداختن بي علت ماهانه و

 غيره به اندازه كافي گفته و براي ملت سرو مي كنيم نوش جان علاقه مندانشان!

طرز تهيه ي طنز كوه؟!!!

اين را ما بلد نيستيم هر كس دانست بگويد.اگر كسي بلد بود دست پختش را بگويد آدم

 گاگولش را من دارم!!!

كي؟ خب .....فرشيد!

در جلسات بعد آموزش پخت ساير غذاها و دسر ها و اردورها را به شما تعليم خواهيم داد.

 

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 12:21 |

راسيتش داشت حالمان از اين طنز كوه بهم مي خورد ديروزي داشتيم به خودمان مي گفتيم

فرشيد اين مزخرفات چيه صبح تا شب برا خلق الله آسمون ريسمون مي كني.و يك ريز مطالب

 چيز ماتيك سمبل مي كني كه چه؟ آمديم بنويسيم گفتيم ولش!!! بگذار احساس هوايي

بخورد.نشستيم تو اين هيري ويري به وبلاگ خواني گاهي از اين غلط ها مي كنيم و يك سري

 به بعضي وبلاگها دور و نا آشنا براي خودمان و آشنا براي بعضي مي زنيم راسيتش يه وبلاگ

 از يكي از اين نسوان مثلا كوهنورد! هم رفتيم كه خير سرمان دو تا مطلب بخوانيم دو زار

بيارزه اما جز مشتي چيزهاي كه فقط به درد خودشان و مادر بزرگشان مي خورد چيزي

نيافتيم .واقعا جاي تاسف داره اين همه وقت و انرژي بگذاري و وبلاگ بنويسي و كوه بروي و

 بعد اين نوشته هارو به خورد خلق الله بدهي.آقا ما به خودمان اميد وار شديم از اين به بعد

مي نويسيم باز

حالا چرا ما اين وسط به اين مسئله حساس شديم خب كفرمان در آمد!!!

بخوانيد دغدغه هاي يك كوهنورد كشور مارا

اين نقطه چينها ي پايين غالبا نام فرزند ايشان بوده كه حذف شده است

 

(....نام فرزندشان را ذكر كرده اند )من سه ماهگیش را پاس کرد, ....................
 
چند شبی که به خاطر زردی بیمارستان ..... بودیم, آن هم بعد از اینکه چهار بیمارستان به ما گفتند دستگاه خالی ندارند ............. و یک حمامی که وجود داشت چاهش گیر بود, من که تهران خانه داشتم مجبور بودم از حمام آنجا استفاده کنم, چون طاقت نداشتم چند ساعتی دور از ........(منظورفرزندشان است ) باشم, شهرستانی ها که حسابشان معلوم بود.
 
....................., مساله جیش..........هم قسمتی از ذهنم را گرفته بود که همه می گفتند ختنه کنی خوب می شود و اینگونه بود که من حماقت کردم و .......... نازنین را سپردم به تیغ جراج, طفلک به روش حلقه حتنه شد و متاسفانه خون داد و دوباره مجبور شدند نخ را باز کنند و ببندند و وقتی .......... را به من دادند آنچنان جیغ می کشید که اصلا دهانش بسته نمی شد,آنچنان اشک می ریخت که من آرزو کردم کاش به دنیا نیامده بودم که چنین صحنه ای را شاهد باشم, شاید پنج دقیقه به همین حالت جیغ می کشید و اصلا سینه نمی گرفت, تمام تنم می لرزید و اصلا هیچ کنترلی روی عضلاتم نداشتم, دکتر که اوضاع را خیلی وخیم دید اسپری بی حس کننده زد اما گفت تکرار آن خطرناک است و ممکن است با خونش ترکیبی سمی به وجود آید,
 
جیش .......... با ختنه کردنش خوب نشد

هر چه مامان از طب سنتی می دانست به کار برد که هیچ دردی را دوا نکرد, هنوز ختنه .........خوب نشده بود که دیدم جوش های قرمزی روی صورتش پدیدار گشته, با دکترش در میان گذاشتم, پیشنهاد روزی دو بار هیدروکورتیزون را دادند که اگر چند روز نزنم تمام دو طرف لپ هاش قرمز قرمز می شود که خارش هم دارد, جدیدا هر نوزادی میبینم حسودیم درد می گیرد که چرا .......... من سفید نیست, حالا سفید نیست هیچ, چرا لپ هاش مثل بچه های دیگه صاف نیست, تازه فاجعه این جاست که ما حق نداریم .......... را ببوسیم و عملا هر چی حس داریم در وجودمان بغض می کند.الان دو ماهی هست که ..........صورتش قرمز هست, کشفیاتی که من کرده ام اینکه دایم باید مرطوب باشد و ترجیحا در جاهای خنک, چند روزی که رفته بودیم زیراب, صورت .........کاملا خوب شده بود که به نظر به خاطر رطوبت بالای منطقه بود

این روزها ............کم شیر میخورد, رشد قد و وزنش کم شده است و شده دقدقه(دغدغه) ذهنی من, برگشت به سر کاروچگونگی دل کندن از این فرشته آسمانی شده است علامت سوالی در ذهنم, مهد کودک یا پرستار هم قسمتی دیگر از ذهنم را گرفته است

نتيجه گيري۱:جيش فرزند در كوهنوردي بسيار چيز مهمي است و دغدغه آفرين
 
نتيجه گيري ۲:بعضي بچه هایی که مال ما هستند  بچه هستند مال بقيه نه
 
نتيجه گيري ۳:حتما قبل از ختنه فرزندتان با دكتر در ارتباط با نوع جيشش مشورت كنيد
 
نتيجه گيري۴:طنز انواع و اقسام دارد نوشته ي ايشان هم يكجورش است گاهي نمي داني بايد بخندي يا زار بزني
 
بفرماييد اين هم كلي مطلب آموزشي مفتي كه ياد گرفتيد شما ياد گرفتيد كه
 
- بچه تان به اهل فن بدهيد ختنه كند چون به جيش و آينده اش ارتباط تنگاتنگ دارد
 
- فكري بايد براي چاههاي حمام بيمارستانها كرد
 
- هواي مرطوب براي جوشها قرمز خوب است
 
- ختنه انواع و اقسام دارد
 
واييييي خدا داره حالم بد ميشه ديگه
 
خودتان بخوانيد هر نتيجه اي كه خواستيد بگيريد
 
وبلاگ را هم معرفي نمي كنم
 
مي دانيم عصبيت هم در اين نوشته ام موج مي زند
 
......................................
تصميم داريم به يك بخش از ايميل پراكني هاي كه بين چند نفر از جمله خود ما بوده هم بپردازيم و آن خانمي
 
 كه در ايميل داني ما يكسري چيزها به كس ديگر در مورد ما گفته است و ايمليش به عده اي رفته است و ما
 
 كلي از اين بابت به قلقلك آمده ايم.يك چند روزي فكر كنيم ببينيم صلاح هست؟
+ نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه ششم آبان 1387 و ساعت 9:58 |

این عکس را نشان دادیم که بگوییم گول این چیزها را نخورید بروید جمعیتتان را کنترل کنید!

ما نه اينكه بچه بالا شهر هستيم واهل تهذيب نفس!اينست كه غالبا از منزلمان تا متروي

ميرداماد پياده گز مي كنيم نه اينكه خيال كنيد ماشينمان خراب است و موتورمان را هم توقيف

 كرده اند آنهم به خاطر يك تخلف كوچك! و آن هم يه طرفه رفتن يك اتوبان! ها...خير! اين

ماموران راهنمايي و رانندگي هم كه اصلا جنبه ندارند! بابا فساد داره بيداد مي كنه تو مملكت

 بعد شما موتور مارا مي خوابانيد!!!چه ربطي داشت خب يك ربطي بدهيد ديگر توي اين

 مملكت چه چيزش به چه چيزش يك ربط درست و حسابي دارد كه اين یکی داشته باشد.

 عرض كنيم كه اين پياده روي ما چند حسن دارد

اول اينكه ورزش كرديم! و دوم اينكه در توليد ناخالص ملي در تمام زمينه ها اعم از صرفه

 جويي و كمك به كاهش آلودگي هوا و غيره كلي كمك نموديم! سوم اينكه هي فكر مي كنيم

 و هي به همه چيز مي خنديم! و چهارم اينكه يك پست در ذهنمان مي نويسيم! و پنجم اينكه

 كلي چشم چراني مي كنيم!!!(اي خاك بر سرت فرشيد خان آدم نمي شوي تو كه اهل نماز

 جمعه بودي خير سرت! دم خروس را باور كنيم يا قسم حضرت عباست را)

البته در اين خلال به خيلي چيزها توجه مي كنيم مثلا اينكه ترافيك در خيابانها بيداد مي كند و

اغلب ماشينها تك سرنشين هستند و با ارزاني خدمات خودرو هر آقا پسر و دختر خانم تازه

سر از تخم در آورده يك فقره اتول زير پايش انداخته و هي پزش را به ما و ساير امت هميشه

در صحنه مي دهد. اين موضوع باعث شده است كه مردم ايران از كم تحركي زيادي رنج

ببرند.دقت كنيد اكثر آقايان اير بگ! يا همان شكم دارند با شانه هايي تحليل رفته و قيافه هاي

عبوس.خانمها كه بايد دعا به جان حجاب اسلاميشان كرد كه خيلي نقصهايشان را مي پوشاند

 و اگر روزي كشف حجاب شود خواهيد ديد اكثر آنها چقدر كج و كوله اند.امت خداجوي غالبا

 هميشه وسيله نقليه شان را در نزديكترين جا متوقف مي كنند تا كارشان را انجام دهند حتي

 اگر شده دوبله وبا اخلال در عبور و مرور.البته ما به مديريت شهر و اشكالات حمل و نقل

عمومي و غيره واقف هستيم ها.ولي اينجا به خودمان پرداختيم.ما هزينه هاي زيادي براي

 چشم هم چشمي در خريد خودرو  با يك كيفيت اما قيمت بالاتر مي پردازيم  و اخيرا هم مد

 شده كه آقاي خانواده يك خوردو و خانم يكي و دختر  خانم و آقا پسر هم يكي.الان مد چشم

هم چشمي اينست.هر كه يك ماشين دارد عقب مانده است مثل ما.

دويم اين كم تحركي هم بيداد مي كند در مملكت ما  مثل اين زن ذليلي!آقا زن ذليلي كه اصلا

به يك تراژدي دارد تبديل ميشود . علي ايحال مردم تهران را كه ما مي بينيم غالبا از ورزش و

 تحرك به بهانه هاي مختلف طفره مي روند.مثلا شما مي بينيد صبحها يك دختر خانم يك

 ساعت براي اينكه به سر كار برود جلوي آيينه بزك دوزك مي كند كه انگار مي خواهد به

 عروسي برود اما نيم ساعت ورزش نمي كند يا مثلا آقا پسری كلي وقت صرف حرف يا مفت

زدن با تلفن مي كند اما نيم ساعت به ورزش نمي رود.

سيم يكي ديگر از چيزهايي كه ما بسيار توجه نموديم جلوي اين مترو اين همه آدم بود كه

 توليد مثل شده است و هي مي لوليدند و مي رفتند تازه خوب است كنترل جمعيت شده

است.آقا ما تو درس مشق اين مدرسه مي خوانديم كه دوتا بچه كافي است هر چند اخيرا

برادر رييس جمهور فرمودند كه امت اسلامي بايد زياد شود و بخشي از مردان و زنان اين ملك

 را به اضافه كاري واداشته اند.اما هميشه فكر مي كرديم براي كنترل جمعيت بايد يك

غلطهايي كرد كه دو تا بچه! سه تا نشود. مثلا يك جراحييهاي خاص كه ما نام نمي بريم و يا

استفاده از ساير ابزار و ادوات جلوگيري و غيره كه بي ادبي است اگر ريز به آن بپردازيم. اما

 ديديم علاوه بر تمام اين شرايط علمي موجود! دولت جمهوري اسلامي يك شيوه جديد و بدون

 هزينه اختراع كرده است كه در نوع خود بديع است و آن اينكه قديمها اين مرغهاي تخم گذار

 هر وقت مي ترسيدند ديگر تخم نمي گذاشتند و اصطلاحا مي گفتند از تخم رفته است حالا

اين دولت احمدي كاري كرده است كه امت هميشه در صحنه در روز! و هيشه پنهان در شب!

خود بخود از تخم رفته اند و هيچ غلطي نمي نمايند و اينكه كنترل جمعيت خود بخود شده

است طيب الله انفسكم برادر احمدي.

چهارم يك چيز ديگر كه برايمان خيلي جالب بود و هست و احتمالا خواهد بود اينست كه گاهي

 كه ميانه روز براي كاري مجبور به خروج از محل كار مي باشيم جمعيت عظيمي از پير و جوان

 در خيابانها مي بينيم كه آويزان مترو و اتوبوس هستند يا با ماشينهاي شخصي در حال گذر و

 ترافيك هم چنان پابر جا. با خودمان فكر مي كنيم اين همه آدم وسط روز با اين همه ماشين تو

 خيابان چه مي كنند مگر اينها كار ندارند حالا بخشي از ماشينها تاكسي و آژانس است بقيه

 چي؟ كارشان چيست از كجا در مياورند و مي خورند و هزار چيز ديگر. دوست داشتيم يك

 دفعه از هر كس تو خيابان هست مي پرسيديم اين وقت روز چه مي كنند تو خيابان و اصلا

 كارشان چيست از كجا مي آورند و مي خورند. ما يادمان هست چند سال پيش كه در اين

كشور خارجه برادر انگليس اين استعمار پير بوديم و هي كيف مي نموديم صبحها ساعت نه

 صبح كارها آغاز ميشد و ساعت هشت صبح مترو و اتوبوس و خيابان شلوغ بود اما ساعت نه و

 نيم جز مشتي پيرو پاتال تو خيابانها نبود و پرنده پر نمي زد خب بقيه سر كارشان بودند اين

 همه علاف نبود در خيابانها كه.خب همینست كه اين خرها! اينقدر پيشرفت مي كنند و ما باز

 اينجا پس رفت .خدا كند برادر احمدي در مديريت جهان كه قرار است بزودي بر عهده بگيرند به

 اين نكته هم توجه كنند!!!

چيزهايي ديگه اي بود كه مي خواستيم بگيم اما چون داريم ظهر گورمان را گم مي كنيم و به

سفر مي رويم اينست كه باشد براي بعد ضمنا ما دورادور هواسمان به وبلاگمان هست ليچار

ننويسيد ها! ولي خب هر قدر بخواهيد دري وري كامنت بنويسيد از خودمان كه بدتر نميشوداين

 يك  فقره را اعتراف مي كنيم

و آخر چه ربطی به کوهنوردی داشت؟آها خواستیم بگوییم که كوهنوردي و ورزش خوبست

 برويد کوه و ورزش كنيد.

خدايا فرشيد خان را هدايت بفرما!!!

+ نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 11:22 |