عکس ارسالی توسط دوستی بنام خان خله
...............................
تا نمیسوز داغ است اماله باید کرد با دود!!!
البته خب گاهی وقتها شعر های سهراب یک جورهایی تغییر می کند و مثلا تا شقایق هست
زندگی باید کرد و زندگی سیبی است گاز باید زد با پوست! وقتی این دوتا را قاطی کنی
میشود آنی که ما نوشته ایم!
پر واضح است! این روزها بزرگترین دغدغه کوهنوردی کشور ما این شده است که برج
مراقبت عزیزالهی است یا عزیزالهی برج مراقبت ! یا اصلا هیچکس هیچکس دیگر نیست
و جامعه کوهنوردی تو حل این مسئله غامض و پیچیده عین خر تو گل مانده است.
کوهنوردان هم که برای مردن تخته گاز کرده اند و دارند یکی یکی خود را به کشتن می
دهند لابد قرار است از غافله ی دوستداران احمدی عقب نیوفتند و قبل از ایشان به بهشت
در آیند!!! این وسط فعلا آنا فراهانی دارد هی چوب خط می اندازد و شمع روشن می کند
خب طفلک کار بهتری که ندارد.بشیر گنجی هم که تا چهار سال به سکوت رفت و با این
کارش مشت محکمی به دهان یاوه گویان شرق و غرب زد!!!احمدی نژاد هم تاسف خود را
از این عمل وی اعلام داشت و آنرا حواله داد به یک چیزهایی از اسب حضرت عباس!از
طرف دیگر بزرگترین دغدغه عباس ثابتیان این بود که تا حالا درحال موز خوردن عکس
نینداخته بود که الحمدالله حل شد و ایشان هم توانست یک عکس با موز بیندازد! کاظم که
سر به نیست است دلمان برایش تنگ شده به قول کوهنورد خفن کاظم کجاییییییییییییییی؟
فرشیید فاریابی را احتمالا دارند همین گوشه کنارها چوب تو آستیش می کنند برود حالش را
ببرد و احتمالا بعدش نوشابه گاز دار!هم به خوردش می دهند البته شیشه اش را. سیزیف
را هم گفتند یه وبلاگ بزن و هر که خواست بیاید توش آدرس و مشخصاتش را بگیر تا
دارو دسته ات شناسایی شوند و بعدش آره واینا. و اونوقت تو آزادی از هفت دولت برو
حالت رو بکن!کما فی السابق مخ نرم تنان را بزن.
عباث! هم برایمان کامانت میندازد به هر حال همیشه یک جورهایی کارهایش را بلد است
ماله بکشد .البته ماهم که چیزی برای زر و ور کردن نداریم فعلا روزگار می گذرانیم و به
قول سید صالحی حال همگی ما خوب است اما تو باور نکن!
فرامرز هم که کار خودش را می کند گیر می دهد به نانگا ، با نرم تنان کوه می رود
عکسش را میندازد گاهی هم عکسهای روز.
بعضی ها هم که تو این هیرو ویر عاشق می شوند و طوق خریت به گردن میندازند.در
طرف دیگر بعضی ها بخاطر مسائل اخیر دارد چوب تو آستینشان میشود.خب به ما چه می
خواستند خریت نکنند.
فعلا هم که دارند دماوند را آسفالت می کنند تا کی نوبت ما برسد اساسی آسفالتمان کنند!
البته آسفالت کرده اند مانده است روکشش را بکشند و بعد خلاص .حسن این آسفالت
دماوند لا اقلش این بود که ما فهمیدیم هنوز شعاعی رییس فدراسیون کوهنوردی است و
رضایی وبلاگ می نویسد! بالاخره یک بیانه داد و همین الان هم دارند کلی تره برایش خرد
می کنند و آسفات را متوقف کردند اروح خیک عمه مکرمه مان!!!بالاخره رییس فدراسیون
باید یک جاهایی به درد بخورد مثل همین قضیه آسفالت. حالا کوهنوران دارند یکی یکی
آسفالت میشوند به ایشان چه ربطی دارد.ایشان رییس فدراسیون است خب!
وا مصیبتا که این روزها حماقت جای عقلانیت را در جامعه ما گرفته است و طلابی که
قرار است روزی مرشدان این جماعت فلک زده شوند شرط بهشت رفتن خود را احمدی
گذاشتند آدم می ماند دردش را به که بگوید.به دکترفرید عباسی! بگوید.او هم که فقط
آمپول زدن بلد است!
ما هم تصمیم گرفتیم جایی برویم که جنیفر آنجا باشد بهشت یا جهنمش فرق نمی کند.فکر
می کنم حماقت ما حد اقل ازحماقت بعضی ها بهتر باشد لا اقل توش یک چیزی می ماسد!
و با یک چیز خوشگل یک جایی میوفتیم.
خدایا به دادمان برس این چه بندگانی است خلق کردی با این افکار چیزماتیک!!!
زیاده جسارت است باقیش بقای عمر فرانک!
