تبليغاتX
< head> طنز کوه

ساخت بازداشتگاه جدید به جای کهریزک

فرمانده ناجا با تاکید براینکه بسته شدن بازداشتگاه کهریزک نباید فضای امنی برای

 اراذل و اوباش به وجود آورد، گفت: البته بازداشتگاه دیگری ساخته ایم که

 استانداردهای لازم در آن لحاظ شده است و برای بازگشایی آن نیاز به مجوزهای لازم

 داریم.

بازداشتگاه كهريزك با نام جدید كرمريزك آغاز بكار كرد!

فرمانده  ناجا اعلام نمود اين بازداشتگاه از استانداردهاي لازم برخورداربوده و داراي چند

 سوييت و پنت هاوس و سونا و جكوزي بوده و از امکانات پزشكي كاملي برخوردار است

امکانات  این بازداشتگاه عبارت است از:

 بخش  زنان و زايمان و بخش ترميم آسيبها بعد از تجاوز بطوري كه با فابريك اولش مو

 نزند

 بخش شكسته بندي و ترمیم بلافاصله استخوانهای شکسته همراه با گچ گرفتن رایگان  بعد از

 اينكه فك و استخوانهاي متمهمان را اساسي خرد شدن بشود به سرعت گچ گرفت.

بخش فك و دهان

سرويس كارواش دهان

بخش از توليد به مصرف شيشه نوشابه  مرغوب كه در سريعترين زمان براي بازجوهای

 متهمان ارسال می شود تا جهت  استعمال متهمان مورد استفاده قرار گیرد

بخش سقط جنين كودكان ناخواسته هر چند بعضا كلمات صيغه شنيده شده است كه مابين

 كار خوانده مي شود

بخش توليد كابلهاي مرغوب از لاستیک محکم و شلاق از موي اسب اصيل عربي

بخش ناخن كشي رايگان

مامو گرافي و مامو خوري

بخش سوخت و سوز جنازه تا ناچار نبوده به بيابانها برده شوند و سوزانده شوند با اینکار در

 هزینه ها صرفه جویی هم می شود

اتاق عقد براي اينكه اعمال انجام شده غير شرعي نباشد

قسمت اعتراف گيري هاي مدرن

پزشکی قانونی و انجام اقدامات صدور جواز کفن و دفن در محل

استخر و سونا براي رفع كبوديهاي ناخواسته روي اندام متهمان

و دهها بخش و امكانات جديد پذيراي جنبش سبزيهاي عزيز هستيم.این بازداشتگا بصورت

 شبانه روزی پذیرای شما عزیزان است

هم اكنون نيازمند كتك خوردن سبزتان هستيم

توضیح:تمامی این موارد توسط عوامل خودسر خاک بر سر انجام می شده است به ما ربط

 ندارد

 

+ نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت 11:10 |

عکس: ایسنا

مراسم ازدواج نمادين دو نفر از اعضاي گروه كوه‌نوردي كوهسار بر فراز قله‌ي توچال

خبر:اونم تو ایسنا و چند تا وبلاگ کوهنوردی

..................................................

حاج آقا: سرکار خانم کوهنورد زاده عروس خانم آيا من وكليم شمارا با مهريه  معین به

 قرار يك جلد جي پي اس ساخت امریکا و يك شاخه سنگ و كلوخ یزد و آيینه بغل ميني

 بوس ویک جفت شمع بوش آلمانی فابریک و  يك عدد شرپا اصل نپال به عنوان نوكر در

 خانه!  به انضمام يك تخته سنگ علم کوه و 14 قلوه سنگ اورست به نيت 14 قله بالاي

 هشت هزار متري همچنین سه دانگ از یک چادر کوهنوردی بعنوان پشت قباله به عقد

 ازدواج دائم آقاي كوهنورد توچال زاده شهرستاني فلک زده اصل تهراني در بياورم ؟

وكيلم؟

مهمانها: عروس رفته کوله ی حمله شو ببنده!

حاج آقا: برا بار دوم می پرسم آيا من وكيلم؟

مهمانها: عروس رفته چادر شب ماني شو نصب كنه!

حاج آقا: براي بار سوم می پرسم وكيلم؟

عروس خانم: با اجازه ادمون هيلاري ُعمو مسنر و بانوان فاتح اورست آقاي شعاعي ریيس

 فدارسيون  پدر و مادرم و همه توچال روها و کوهنوردها  و همه دخترهاي دم بخت

 شوهر نكرده ترشيده و تمام پسرهايي كه خر ميشند ميان ما دخترارو مي گيرند

 بعلههههههههههه

لي لي لي لي لي

حاج آقا: آقای داماد آيا من وكیلم كه....

داماد :بله بله بله!!!

حاج آقا: خاك بر سر هولت كنن زن نديده ي بد بخت

..........................................

آهای دختر و پسرها اگر این پایین مایینا بختتون باز نمیشه یه سری به اون بالا مالا و کوه

 و موها بزنید شاید فرجی شه ها

 

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 10:18 |

احمدی مقدم: نمایش رزمی همزمان پلیس زن و مرد متوقف شود.

................................

در راستاي اينكه شما بعد از اينكه كارتان را كرديد خود بخود دستور توقفش

 صادر ميشودو ديگر نياز نيست كسي از بيرون به شما دستور توقف بدهد!

 بنابراين با توجه به عكس و اون آقاي مافوق در عكس و خواهر مادون باز هم

 در عكس صحنه مبارزه اين خواهر و برادر را برايتان گزارش مي كنيم باشد كه

 متنبه شويد تا با زنان كاراته باز همچين مزدوج نشويد و جهانیان بدانند اگر در

 جمهوری اسلامی ما اراده کنیم خیلی از آنها با جنبه تر! می شویم و آنچنان

 زنان و مردانمان را با هم اختلاط می دهیم که همچین انگشت به چیز...دهان

 بمانید  و اصولاحجاب اسلامی در انجام هیچ کاری هیچ مانعی در هیچ جا

 احتمالا ایجاد نمی نماید!

خواهر و برادر ناجا در وسط رينگ و با سوت داور مبارزه شروع ميشه

برادر:خواهر اول شما ضربه بزنيد خانمها مقدمند!

خواهر ضربه اي رو پرتاب مي كنه

برادر:آخ خ خ خواهر زشته بگم اما جای بدی ضربه زدی

خواهر:حقته نکبت

سپس برادر يك ضربه مي زنه

 خواهر: آه ه ه دردم اومد بي انصاف

برادر:آخ ببخشید کجات خورد بوسش کنم از دلت در آد!

برادريقه رو مي گيره

خواهر: (چپ چپ نگاش مي كنه) برادر تو يقه رو گرفتي يا!!!...تاهزار! مي

 شمرم اگر دستت رو برنداري جيغ مي كشم

برادر:اي ببخشيد وسط مبارزه آدم داغ ميشه هوشو حواس واسش نمي

 مونه

خواهر ميره برا فن كمر

برادر:زياد زور نزن خواهر دو دقيقه همينطور نگه داري خودم افتادم

خواهر:خفه.... خاك بر سر بي تربيتت و يك ضربه به برادر ميزنه

برادر: (چشماش سياه تاريكي ميره) خواهر مگه قرار نبود اونجا ضربه نزني لاكردار؟

خواهر:اين به اون يقه گيريت در!!!

برادر ضربه اي مي زنه

خواهر: (با درد)نامرد با زانو!!!

برادر با خواهر كلنجار ميره

خواهر: ولم كن بيشعور

برادر تا داور سوت نزنه من ول كنت نيستم

داور: (سوت مي زنه)هند شد تكل از پشت كردي برادر

برادر:دكي اينكه فوتبال نيست!

البته الحمدالله اين مبارزه آخرش به خوبي و خوشي تموم شد وفقط برادر

 احمدي مقدم يه خورده ناراحت شدن كه اونم ايشالله از دلشون در ميارن

 جنگجوهاي ناجا

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 10:8 |

به تعدادي لات و چاقو کش مسلط به کار با چاقو دسته عاجی کار زنجان و مهارت در استفاده از کف کرگی و گیس کشی با گرایش کتک زدن خانمها نیازمندیم

هيات كوهنوردي اينا و اونا

................................................

به تعدادي شوهر خوب و خر مسلط به ظرف شویی و رخت شویی با توانایی نگه داشت بچه نیازمندیم 

تعدادي از دختران كوهنورد بی شوهر

.................................................

به تعدادي شكار چي مسلط به کار با وینچستر!براي شكار كلاغ نيازمنديم

باشگاه دماوند

..................................................

به تعدادي هنرپيشه مجرب جهت بازي در فيلم روياي عمه من نيازمنديم

................................................

به چند نفر طراح عکسهای صعود به قله مسلط به فتو شاپ نيازمنديم

................................................

تعداد محدودي مدرك كوهنوردي  و مربيگري و صعود به قله همراه با عكس به فروش مي رسد

.................................................

ريیس فدراسيون با حال!ترجیحا کوهنوردی و ترجیحاتر مرد فقط جهت جوابگويي تلفن نيازمنديم

................................................

به تعدادي برج مراقبت جهت رصد امور خلق الله نيازمنديم اولويت با آقاي عزيزالهي است

................................................

تعدادی وبلاگ تعطیل شده یکجا فله ای مفتی واگذار می شود

 

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 4:48 |

 

یکم:به قرار مسموع در هیات جبال نوردی و لات پرور! متوسل به پنج تن آل

 عبا شمیران نزاعی سخت میان رعیت در گرفته و کار به گیس و گیس کشی

 کشیده  است.بنا به راپورت راپورتچی ما در این نزاع مقادیر متنابهی مشت و

 لگد آپچگی و دولیو چگی و انوا ع اقسام کف گرکی از نوع معمولی و

 معکوس و چند کشیده نر و ماده تبادل شده و بخشی از اعضای رخ یکی از

 نسوان تحت کشت صیفی بادمجان قرار گرفته و چند ضربه از نوع مشت زانو

 زیر زانو و با زانو زده شده است که یکی از رعایا حاضر در مجلس با فغان ناله

 برداشته است که   نامرد با زانو.همچین مقادیر متنابهی از فحشهای آب

 کشیده و نکشیده مطابق آخرین مزون میان طرفین تارو تقس شده بطوری

 که لپهای تعدادی از مستمعین سرخ  و آب از لب و لوچه ی برخی مستمعین

 ندید بدید که الفاظ شیک می شنیده اند سرازیر شده است.منقول است که

 این میان ضغیفه مذکوره ناله برداشته است که اگر گرو ه همت شمیران

 نمی ماند جز به کتک خوردن من پس ای مشتها  مرا دریابید!

میرزا فرامرز خان کلاغ الدوله در وبلاغ خود عریضه  ضعیفه مورد ضرب و شتم

 قرار گرفته را تحریر کرده که آن میان  تعدای از قراء بلاغ ایشان یکدیگر را به

 سیخ سرخ کشیده ا ند.

الساعه اعلام گردید در این نزاع مقادیری لنگ کفش و در قابلمه توسط

 طرفین تبادل شده و ضعیفه در این حیث غریو برداشته الهی درد بگیرید.

دويم: منقول است كه سينما توغرافي مسمی به "روياي آنا پورنا" در

 مسابقه تيارت طهران تماشا داده شده است و موفق به كسب ديپلم افتخارو

 دو عدد سكه زر گرديده است. ميرزای ما  چرتكه انداخته است جمعش شده

 است پاتصد هزارتومان و سه قران خرج در رفته. جميع تماشاچيان اين تيارت

 متفق القول گفته اند  كه حاضر بودند سه عدد ديپلم! و يك ميليون تومان

 هماندم مي دادند تا اصلا اين سینما توغراف ساخته نشود. حیف پول و وقت.

سیم:میرزا حسین خان رضایی کاتب  و ارباب ارتباطات با رعیت فدراسیون

 جبال نوردی و تصاعدهای بی حد و حصر اسپرتی نیت کرده اند به سلسله

 جبال آرارات در سرحدات ترکیه از بلاد عثمانی مشرف شوند.التماس دعا

 اخوی.خب بروند لاکن مشارالیه در عریضه ای در وبلاغ خود مسمی به

 "جبال نوشت" این مورد را اشارت داده و کلی متلک و گوشه و کنایه به

 جمیع جبال نوردان و همچنین به سینماتوغراف سازان آن بار نموده است که

 علی ایحال مزه داد و لاکن رعیتی گفت بد نبودچهارتا متلک هم بار فدراسیون

می نمودند.لاکن رعیتی دیگری معروض داشت  ای سفیه! آدم عاقل و

 زیرک و با هوش و ذکاوت! هر جایی که می خورد همانجا قضای حاجت نمی

 کند!!! و این منطق کار است.ضمن آن  ظریفی دیگر معروض داشت فعلا این

 وظیفه بر گردن میرزا فرشید خان طناز السلطنه هست و دیگر نیاز به سایر

 رعایا نیست.

مطابق با سنه یکی از همین سنوات هجری یا قمری یا شمسی!

میرزا فرشید خان طنازالسلطنه

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 9:31 |

 

فیلم "رویای آنا پورنا" با بازی آنای فراهانی در بخش مسابقه هشتمین

جشنواره فیلمهای ورزشی به نمایش در آمد

تمامی سکانسهای این فیلم در تپه هاي شمس آباد(به جاي قله آناپورنا)،

خیابانهای تهران، ماشین آنا و کافی نت حاج عبدالله خشكه پز ضبط شده

است

سکانس اول

قله ي آناپورنا پر از برف:آنا بالاي قله(تپه ی شمس آباد) ايستاده از طرف

 راست دوربين يك نفر(همنورد آنا)  با کوله و باتوم وارد میشه تا به آنا

مي رسه

آنا: (رو به همنوردش) من تورو به اندازه مارکوس دوست دارم

همنورد: مارکوس دیگه کیه

آنا:سگمه

(همنورد لپایش سرخ میشه)

همنورد:آنا! رویای تو آنا پورناست؟

آنا:نه یه خری بیاد منو به زنی بگیره جماعتي راحت شن

"پخش ترانه ي فيلم"

كوهو مي ذارم رو دوشم

رخت هر عروس رو مي پوشم

موشو از سوراخ مي گيرم

شيره ي بنگو مي دوشم

ميارم الاغو تو خونه

مي گيرم پالونو نشونه

سکانس دوم

مردی در حاليکه موهای یک دختر را گرفته و روی برفها می کشه وارد

 صحنه می شه

آنا: سلام آقای حاج حسينی این خانم کیه؟داری خر کشش می کنی؟

حاج حسينی: این مژگان کمالی نژاده آوردمش کوهنوردی یادش بدم دختره

ی زبون نفهم رو حتما بايد زور بالا سرتون باشه

پخش ترانه فيلم

باتوم تو تو دست من بود

تنت اما خيلي مي خاره تو خودت خبر نداري اما چشمات اينو مي گه

آنا: اوه

سکانس سوم

خیابون كنار ماشین: آنا در حالی که  چادر و مقنعه به سر انداخته و رویش را

 حسابی با چادر پوشونده  وفقط یک چشمش معلومه ايستاده  رضا نظام

دوست از طرف چپ تصوير وارد ميشه

نظام دوست: سلام آنا

آنا: (با تعجب و کمی عشوه) اوا آقا رضا از توی این حجاب چه جوری

 منو شناختی؟

نظامدوست :دکی این تخصص منه! قدت رو ضربدر مقدار پارچه چادرت کردم

جذرشو گرفتم بردم زیر رادیکال فهميدم تويي ضمنا تو تنها دختری هستی که

 مانتو رو روی چادر می پوشه!

آنا:به نظر شما حجاب در ورزش بانوان تاثیر منفی داره؟

نظام دوست:جهانیان همیشه تعجب می کنند و وقتی این همه آزادی! رو در

زنهای ایران میبینند شاخ در میارند و حجاب مشت محکمی است به دهان یاوه

 گویان!!!

آنا: خاک بر سر دروغ گوت به خاطر یه لقمه نون عین....دروغ می گی اگه به

پگاه نگفتم

پخش ترانه فيلم

دختر حاجي الماس ديد ميزنه چپو راس

ننه اش  خبر نداره چقدر سر به هواس

سکانس چهارم

 آنا در حال رانندگی كه باباش به موبایلش زنگ می زنه

پدرآنا:معلوم هست کدوم گوری هستي! هلکو هلک راه افتادی رفتی تهران!

پس این گاوارو کی بدوشه چش سفید! صبح تا شب تو این کوه و کمر ها چه

غلطی می کنی صد دفعه حاج اصغرقاطر چي با ممد فیخ فیخو پسرش یه

سطل ماست ور داشتند آوردن  تورو خواستگاری کردن بالاخره کی می

خوای جواب بدی خیال کردی پسرهای تهرون میان تورو بگیرن اينقدام دنيا خر

تو خر نشده

آنا: واه بابا این حرفا چیه من الان دارم یه فیلم بازی می کنم

پدرآنا: جدی؟ نقش مقابلت بهروز وثوقیه؟

پخش ترانه فيلم

تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته

نبودنت خوشحالي بودنت بي اهميته

سکانس پنچم

کافی نت:آنا در حال نوشتن  وبلاگ

یک کلاغ وارد میشه غار غار

آنا: اوا مگه کلاغها هم وبلاگ می نویسند؟

کلاغ :با سلام و احترام!

بعد کلی ليلارو  ضایع می کنه به کاظم فحش میده و

یه برنامه گلگشت ردیف می کنه. از آنا و ساير دخترها خانمها تعريف مي كنه

و و بلاگش رو مي نويسه

پخش ترانه فيلم

كلاغ دمسياه غار غارو سر كن

ايميل جديد مياد شهر و خبر كن

در پایان این فیلم موفق شد جایزه آفتابه بلورین ننه اكبر آقارو بعنوان بهترین

فیلم صنف آفتابه  سازان رو از آن خودش كنه

.................................

با آروزي بازگشت به سلامت عباث!

 

+ نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 13:16 |
به اميد بازگشت عباث!هنوزم اميد هست...... هر چند اين روزها منو از دل و دماغ انداخته

.................................

آه عجب روزگاريست ها همه چيز خر تو خر! اما خب  خودمان ساختميش چون كه به خنده

اش مي ارزيد!

گفتيم جبرائيل امروز رفت  تو بهشت سر نهر كوثر چند پياله از شرابهاي توپ بهشتي آورد

زديم خيلي فاز  داد الان توپ توپيم يك خداي شنگول! اينست كه به ملائك گفتيم امروز حساب

كتاب تعطيل! هر كس هر غلطي كرد به حسابش ننويسيد بگذارید ملت بروند خوش باشن.هر

كس از اموات هم توصيه اي چيزي تحت عنوان شفاعت آورد بپذيريد. بگذاريد اموات خوش

باشن. علي الحساب همه اهالي جهنم را يك قيمه بادمجان توپ بدهيد حال كنند. خب چون ما

خدائيم و امروز داريم حال مي كنيم همه هم مي توانند حال كنند .حديث داريم البته اين مال

خودمان است قال خودم تبارك و تعالي :فعلوا حالهو كيفهوا و لا تسرفوا !!!

تبصره داديم كه دعاها را امروز بپذيرن به استثناي دعاهاي شر آور!ديروز ديديم يكي داشت

تو خيابان زمين مي رفت دعا مي كرد خدايا ميشه يك باد بفرستي يك لحظه دامن اين خانمه

برود بالا واقعا كه!.... اينم دعاست خاك بر سرتان!

ديشب حوصله مان سر رفته بود گذاشتيم فيلم سخنراني احمدي نژاد در سازمان ملل را دوباره

 ديديم. درست است كه تكراري بود اما باز جايتان خالي خيلي خنديدیم خصوصا آنجايش كه از

 حقوق بشر و آزادي و صلح حرف مي زد.خيلي با مزه بود اين جبرائيل كه از خنده زیاد

ريسه رفته بود و انگار نه انگار در محضر ماست! همينجوري ولو شده بود روي زمين بارگاه.

گفتيم تازه چراغهاي بارگاه را هم خاموش كنند هاله اش خيلي پر نور بود ما كه خدائيم مجبور

 شديم با عينك دودي ببينيم حوري مقربمان مي گفت خدايا چقدر امشب جذاب و خوش تيپ

شده اي حيف كه خدائيم و بايد سر مشق قرار بگيرم و گرنه..استغفروا خودم

خب ما خداي سياسي اي هم هستيم داشتيم اين سازمان ملل را پخش مسقيم مي ديديم اين معمر

 قذافي خل و چل آنفدر ور زد كه مترجمش سرش گيج  رفت و بيهوش افتاد روي زمين اما

مترجم احمدي نژاد از بس دروغ شنيد بارها استفراغ كرد و همه سازمان ملل را به گه كشيد.

 

امروز دل دماغ نداريم اين را هم به زور حوري مقرب نوشتيم تا فعلا دست از سر كچلمان

بردارد البته اين يك مثل است و گرنه خداها مو ندارند كه كچل باشند.

به اميد خودم فعلا

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 17:2 |