تبليغاتX
< head> طنز کوه - براي ساراي كشميري!

عكس يادرگاري ساجده به اين حقير

ها! همه چيز خوبه فرشيد!!!

 اين تكه كلامش بود هر زگاهي كه تماسي داشتم باهاش و حالي مي پرسيدم

ساجده يا به قول خودم ساراي كشميري شاعره و كوهنورد ديار جنوب. دوستي ناديده كه

او هيچگاه مرا نديد.دختر با دلي به وسعت درياي جنوب. و چه اندازه روحي بزرگ و خاكي

 داشت برايش بسيار احترام قائل بودم.

اس ام اس در سه كلمه بود به نيمه شب آمد و خوا ب آشفته ام را آشفته تر كرد"ساجده

فوت كرد"من كه از هجر همسر مي سوختم از پرواز نا بهنگام اين عزيز بغضم دگر باره

تركيد و ساعتي اشك ريختم همان روز قبل از اس ام اس  تماسي گرفتم باهاش موبايلش

خاموش بود به خانه شان زنگ زدم اپراتور پيغام مي داد تلفن تا اطلاع ثانوي قطع است

اصلا نمي دانم چرا آنروز نگرانش شده بودم تا آنكه  آمد آن اس ام اس كذايي...

به هر حال

بزرگ بود و از اهالي امروز بود

و با تمام افقهاي باز نسبت داشت

و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد

به شكل خلوت خود بود

و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را

 براي آينه تفسير مي كرد

و او به شيوه ي باران پر از طراوت تكرار بود

..............................

ولي نشد 

كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند

و رفت تا لب هيچ

وپشت حوصله ي نورها دراز كشيد

و هيچ فكر نكرد

كه ما ميان پريشاني تلفظ درها

براي خوردن يك سيب

چقدر تنها مانديم

.........

كتا ب "جاي گنده يك پا"كه حالا شد برايم "جاي گنده ي يك زخم "برايم به

 يادگار فرستاد براي دوستي ناديده! و به دست خطش صفحه اي به ياد بود برايم قلم زده

بود كه "به فرشيد....

و آن عكس بالا نيز ياگاري بود كه به همراهش برايم فرستاد

روحش شاد و روح همنوردانش نيز شاد

مي دانيم كه ديگر نه سر پهنگي و نه وبلاگ پرتقالي ۲۰۶ هر گز نوشته نخواهد شد كه آن

 شاعره ي دريا دل برا هميشه به آغوش خاك خفت.

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 14:25 |