رضا زارعی در کوه قاف مطلبی زده تحت عنوان طنز تلخ انتخابات و در اون اشاره ای
داشته به یک مطلب چاپ شده در ایرنا با موضوع کوهپیمایی طرفداران دو کانديدا درخرم
آباد از اون مطلب بعنوان مطلبی خنده دار یاد کرده که البته راستش پر بیراه نگفته منم كه
خوندم خیلی خندیدم و دیدم این خبرگزاری طرفدار احمدی نژاد برای نجات از این منجلابی
که گیر افتادند به چه خود زنی و مزخرف پراکنی ها یی رو آوردند و چه اندازه ملت رو
خر فرض کردند راستش ما خر هستیم اما نه تا این اندازه که زعمای این قوم فرض کردند
۱- با توجه به اینکه ایرنا اسامی این دو کاندیدا رو درج كرده و خود زارعی لینک داده
تعجب کردم چرا در متن وبلاگش اسامی را حذف کرده والله از این تیارتش من یکی سر در
نیوردم
۲-مطلب ایرنا سراسر خنده و شادی بود خواستم همونو بیشتر بنویسم تصمیم گرفتم
خاطرات دو تا از کوهنوردهاي هر دو طيف از این ماجرا بنویسم
عکس کوهنوردان طرفدار احمدی نژاد

خاطرات میثم از کوهنوردان طرفدار احمدی نژاد
آنروز صبح قرار بود ما به اتفاق برادر ها و خواهر به کوه برویم انشالله تعالی و با این
حضورمان مشت محکمی به دهان یاوه گویان موسوی بزنیم ابتدا با برادر و خواهر ها
ببخشید فقط با برادرها به حمام رفتیم و غسل شهادت كرديم اما من شنيدم بعضي يواشكي
زير لب نيت ديگه اي براي غسل كردن هم کردند و کفن پوش شدیم و صیت نامه رو را هم
نوشتیم و راه افتادیم سر قرار مقرر شد یکساعت زودتر از اراذل و اوباش حرکت کنیم مدام
ذکر می گفتیم و صلوات می فرستادیم. برادرها وخواهرها با کفش کوه آمدند و لی قرار شد
پا برهنه مشرف شویم خواهر ها همه با حجاب چادر کامل آمده بود و ما فقط از آنها یک
چشم می دیدیم اما لاکردار همان یک چشم هم کار خودش را کرده بود و ما بدجور
خاطرخوای خواهر اقدس شدیم اما مدام استغفار می کردیم و چند بار هم انگشتانم را با آتش
سوزاندم تا یاد آتش جهنم بیوفتم نماز صبح را خواندیم و براه افتادیم ودر طول راه مدام
دعاي كميل و ندبه مي خوانديم میان راه برا استراحت نشستیم و من چرتی زدم که در
همان چند دقیقه خواب همان یک چشم لاکردار اقدس از زیر آن همه سیاهی چادر کار
خودش را کردو من محتلم شدم و مجبور شدم با همان خاک ماکها یک تیمم اساسی بکنم و
سر ظهر یک نماز جماعت و چند نافله و یک دعای ندبه خواندیم و چون همگی روزه
بودیم هیچی نخوردیم هرچند همگی داشتیم از تشنگی هلاک می شدیم اما من می دیدیم که
بعضی از برادر ها و خواهر هایواشکی شیشه ی آب از تو كوله در می آوردند و.....آره و
اینا
همراهان این برنامه
برادر ها :میثم.سلمان.ابوذز.جعفر .کلب علی .غلام اصغر....
خواهرها:رقیه .ام الکلثوم.اقدس.زبیده و.......
..........................................................................
عکس کوهنوردان طرفدار موسوی و رنگ سبز نماد معروف این گروه در تصویر کاملا مشخص است

خاطرات کیومرث از کوهنوردان طرفدار موسوی
دیشب یه پارتی خفن بود اکس زده بودیم با بچه ها اساسی همه بودند بیژن و پدرام و
داریوش سیمین و شهین و مهین الناز و همه ی بچه های با حال و خفن! چند تا استکان هم
زده بودیم توپ توپ که یک دفعه تصمیم گرفتیم گیتارو جاز رو برداریم و بریم به
طرفداری موسوی کوهپیمایی این بود که چند تا قرص اکس چند بطر مشروب با دختر و
پسر یا علی رفتیم صفا سيتي خیلی خفن بود تو راه کلی دختر کلاغ سیاه ازاین بچه حزب
الهی ها دیدیم و کلی خندیدم اونا دعا مي خوندن و ما مايكل! خلاصه قرار شد بعد اين
برنامه با همه ي بچه ها بريم برنامه!!!
توضيح دهيم كه:زعماي اين قوم ملت رو دو دسته كرده ا ند فرزندان پيامبر و فرزندان
ابليس انگار وسطي وجود نداره.

