تبليغاتX
< head> طنز کوه - از یادداشتهای روزانه خداوند 2
آخیش چه کیفی داد امروز زود از خواب بیدارشدیم! هر چند خداها نمی خوابند ولی طلبه

شدیم یک چرت بزنیم!بلند شدیم دیدیم کلی چپق بندگان مارا آن پایین چاق کردند. آن موقع

که بیداریم ترتیب ملت را خشک خشک می دهند وای به روزی که یک چرت هم بزنیم.به

خودم قسم خدایی شما امت همیشه در صحنه در روز که شبها یواشکی می روید پشت

صحنه! کلی ستمه.هر چند خداییم و نباید زیاد لا تی حرف بزنیم فردا همین حوری مقرب جز

جیگر زده ی ما به ما خواهد گفت خدایا هم خودت لات شدی هم مارا لات کردی!....خب یه

 کم آدم باشید اینقدر بخاطر پست و مقام و به نام ما این ملت را تکه پاره نکنید ما که خدائیم

 کجار ا گرفتیم که شما خاک بر سرها می خواهید بگیرید لا اله الا خودم!اصلا غلط می کنید

از طرف ما وکیل وصی مردم می شوید خونشان را تو شیشه می کنید. ما خودمان می دانیم

 چکار باید بکنیم.مگر ما خودمان نگفتیم لا اکراه فی الدین.

فیلم ندا آقا سلطان را ما هم دیدیم کلی بغضمان ترکید! گفتیم یک هفته در بهشت عزای

 عمومی اعلام کنند یک ده روز هم این هیزم جهنم را زیاد کنند این دل ما خنک شود.

جمعه گفتیم ملائک بروند بادکنک سبز هوا کنند این جبرائیل طفلی  از بس تو بادکنکها فوت

 کرده فرستاده بود  هوا  این بواسیرش زده بود بیرون! دادیم دست یک کننده کار چشم

پاک برایش جا انداخت.دیگر نمی دانم چه شد خودم اعلم

تصمیم گرفته ایم از امشب ما هم مثل بندگانمان برویم بالای برج میلاد! بهشت و هی شعار

خودم اکبر سر بدهیم

امروز کلا از کت افتادیم بس جواز تولد جدید صادر کردیم!آهای نه ماه پیش آن پایینا چه

خبر بوده.ما نمی دانیم به کدام امور شما باید رسیدگی کنیم!

ما که خدائیم هم گاهی کلی حال می کنیم دیروز این موبایلمان تو بارگاه ملکوتی جا مانده

بود و آن حوری مقرب ما کلی زنگ زده بود. فکر کرده بود ما مردیم نمی داند خداها نمی

میرن.خلاصه مزه داد. اما از لجش مارا تحریم کرد که هفته ای یکبار تلفن مارا جواب ندهد

 و چت هم هفته ای یکبار !حوری به این سخت گیری ندیده بودیم.فعلا که تحریمیم گفتیم

عزرائیل برود علی الحساب پرونده این جنیفر لوپز را یک ورقی بزند ببینیم کی قرار است

بمیرد.

 

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 9:40 |