<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>طنز کوه</title>
<link>http://tanzkouh.blogfa.com/</link>
<description>عجب رسمی داره این گله!       سر چنگال گرگ دعواست!</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 28 Dec 2009 11:31:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>قلم من!</title>
<link>http://tanzkouh.blogfa.com/post-176.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;قلمم نمی نویسد، کلمه ها روی شانه اش سنگینی می کن&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;ن&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;د،دلش بدجوری گرفته؛ دیشب زل زده بود به کنج دیوار و نمی دانست از چه بنویسد! از تو نوشتن را که شروع کرد ناگهان تمام جوهرش را روی کاغذ بالا آورد و از اینهمه تکرار ملول شد ،از صرف صیغه اول شخص  فعل دوست داشتن بر ورق پاره هایی که هرگز نخوانده ای ... برگی جدید! می خواست؛ کلامی دگر؛ قلم ساده دل من می خواهد تغییر کند؛ می خواهد از چیزی دگر بنویسد... مراقب باش: قلمم می خواهد به تو خیانت کند! دارد مرا با واژگانی که تازگی همسایه ی ذهنم شدند آشنا می کند: با مفهوم گل سرخ در دیدار اول... با لبخندی که طعم عشق لرزه می دهد...می ترسم آخرماجرا باز هم به واژه های تو برسد: به تکرار، به عادت، به ترکیب قطره اشکی و گفتن &quot; آه که اینطور... بدرود&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اگرقلمم بداند تمامی واژه های دنیا به تو ختم می شوند چقدر کنف&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;ت&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; می شود! شاید تحصن کند و ننویسد، آنوقت من می مانم با کوله باری از حرف های ناگفته ؛ قلمم بر خرخره ام نشسته  تا اعتراف کنم که روزی خواستم از چیزی دگر بنویسد:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گفتم  از &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;عشق&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;، نوشت: این نیز بگذرد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گفتم از  پول، نوشت: پاچه هایش را بالا زده تا فرق میان رعیت و ارباب مشخص شود&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گفتم از  شرف،نگویم چه نوشت بهتر است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گفتم از  ظرفیت، نوشت اگر سر آمده سوت بزن!!! &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گفتم از  کوه، نوشت اینهمه نوشتی چه شد؟؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گفتم از  سیاست، نوشت: خفه شو!!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گفتم از  جنایت،نوشت: به آن هم عادت می کنی!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گفتم از &lt;FONT color=#ff0000&gt;عاشورا&lt;/FONT&gt;:گفت در خون تفیدنُ ندیدی؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گفتم از دلخوشی هایم بنویس: از لبخند کودک همسایه نوشت،از تکه نانی که از گوشه سفره مان آویزان است،از ریز ترین سنگ قله که چشم به راه هزاران ردپاست، از روزی که می خواستم جنگل را نقاشی کنم و جای درختان نیمرخت را بر بوم بکارم، از ساز کوکم که همیشه با دل ناکوکم می سازد و دم بر نمی آورد... &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;از همه نوشت، بجز خودش: &lt;FONT color=#ff0000&gt;ن والقلم!&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;نمی داند بزرگترین دلخوشی کودکانه ام وقتیست که روی جوهرش تا ابرها پرواز می کنم.که بزرگترین شادی ام دیدن هارمونی رقصش با کاغذ پاره ها است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;روزی قلمم بزرگ  می شود و خودش مینویسد، فکر می کنی آنروز باز هم از تو بنویسد؟؟ یا شاید آنقدر شجاع شود که این جبر را بشکند، که تغییر بیافریند، که از انسانی دگر نویسد، ابر انسانی که مدتهاست منتظرش هستم...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;شروع کن! &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;قلم خوب من، بنویس!.......&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;نوشت&lt;/FONT&gt;:اندکی صبر سحر نزدیک است!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;نویسنده:&lt;FONT color=#ff0000&gt;لیلی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 11:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanzkouh&amp;postid=176</comments>
<dc:creator>tanzkouh</dc:creator>
<guid>http://tanzkouh.blogfa.com/post-176.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مضرات و فواید گوسفند بودن!</title>
<link>http://tanzkouh.blogfa.com/post-175.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;امروز داشتم از جلو یک هیات عزاداری رد می شدم این روزها هم که کوچه ها و خیابونا پر شدن از هیات های  عزاداری که نمی دونم این هیاتهای عزاداری و بر گزار کنندگان و شرکت کننده گان در این هیاتها چقدر درس گرفتن از این تجمات و برگزاری کلیشه ای هر ساله ی این مراسم و... قصد تحلیل این وقایع رو ندارم و فعلا هم نظری نمی خوام بدم اما چیزی که  می خوام بگم اینه که دیدم چند گوسفند جلوی این هیات بسته بودند و منتظر شب بودن تا جلوی دسته جات سینه زنی سر ببرند و بعدش یک قیمه امام حسنیی و غالب شکم سیرها بخورند و سیرتر شن لااقل در تهران قریب به اتفاق اینطوره و چقدر هم این وسط حیف و میل میشه به هرحال دو سه تا دختر بچه هم مشغول بازی و سر به سر گذاشتن گوسفندها بودن و گوسفندها هم بی خبر از سرنوشتشون مشغول بع بع... با خودم فکر کردم مضرات و وفواید گوسفند بودن چی می تونه باشه!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مضرات&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;1-توی مراسم عزاداری و جلوی دسته جات سینه زنی با شعار سینه زنان شاه دین خوش آمدید خوش آمدید سر می برنت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;2-کسی بره مکه و کربلا&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;3- دفع قضا و بلا&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;4-جلوی ماشین ژیانی که تازه خریدی و یه کف دست خونی که رو بلاک ماشین نقش بسته &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۵-جلوی پای عروس و داماد که ظاهرا شب دامادی هم می گند کم از صبح پادشاهی نیست!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۶-جان بدر بردن از حادثه وووو  به هر حال هر مناسبتی که پیش بیاد و ملت هر جا کم بیارند از این گوسفند بیچاره مایه می ذارند و خلاص&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اما فواید!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;هر چی فکر کردم فواید زیادی به گوسفند بودن ندیدم و فقط یک فایده دیدم که به ریسک همه ی اون موارد بالاش می ارزه و اون اینکه اگر گوسفند خوبی باشی قطعا یک روز در جمهوری اسلامی یک کاره ای خواهی شد!!!حداقل بست وزارت که خواهد بود!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ب .ن&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;در وبلاگ &lt;FONT color=#ff0000&gt;ن&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;وید &lt;/FONT&gt;شخصی تحت عنوان یک خواننده نظری داده بود در خصوص بست جنجالی که به نظرم بیشنهاد خوبی بود و گفته بود کاش ماموران نیروی انتظامی در اون گفتگو ی کذایی دیده می شد و اونها هم به چالش کشیده می شدند به نظرم بیشنهادش خوب بود و در آتی اگر مطلب  مشابه ای از این دست  نوشته شد  این مسئله هم دیده خواهد شد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 17:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanzkouh&amp;postid=175</comments>
<dc:creator>tanzkouh</dc:creator>
<guid>http://tanzkouh.blogfa.com/post-175.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و اما.....گفتمان!</title>
<link>http://tanzkouh.blogfa.com/post-174.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;سکوتی تلخ در رگهای سردش زهر می ریزد &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;بدو با طعنه می گوید&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;بعد از مرگ آزادی!!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تسلیت باد در گذشت  بزرگ مردی که دیانت را با قائم مقامی ولایت تاخت نزد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ولعن بر مزوران مرده پرستی که شیخ ساده لوحش کردند و به وقت مرگش فقیه عالی قدرش خواندند!!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;رحلت حضرت آیت الله منتظری تسلیت باد!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;.........................................................&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ساعت هفت  بعد از ظهر میدان ونک&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به اندک تاخیری رسیدم ایستاده بود به سلامی در آمدم و نگاهم را از چشمانش گرفتم به صدایی لرزان اما مصمم گفت:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; مرا ببین! و به لبخندی در آمد که مهم نیست تمرین دمکراسی است گویی! و رسیدن به آرمان شهرش تاوانی دارد و این میان ماهم نیز به هزینه اش ایستاده ایم و آن همه صبوریش و تلخندش شاید بیش از پیش شرمنده ام کرد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گفتم آن همه فحاشی به چون تویی؟ و باز به لبخند در آمد که آزرده شدم اما این نیز بگذرد!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;شرح آنچه این چند روزه بر مقالی حال به طنز یا هجو و یا هر آنچه بخوانیدش ملزوم نباشد که حکایت است آنچه عیان شدچه حاجت به بیان شد اما این میان ظرفیتها بروز کرد و عده ای به سخن متین در آمدند و عده ای به حب و بغض و کینه و حسد و عده ای به خشم بر نتافتند آنچه گفته شد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مقالی نوشته شد و پنداشته شد بر حرکتی مهر تایید است اما برخی چنان عنان از کلام کشیدند که گویی به خونخواهی پدر آمده اند و هر آنچه توانستند بستند و با نام غیر رستند. لمپنیسم را رواج دادند و آنچه خود را سزا بود بر ما گفتند که من بر نیاشوبم از آنچه بر من روا داشتند که جانم سخت است  و حالا ها کار است مرا با این جماعت. آنچه که مرا بر آشفت و شرمنده ی او کرد بستن اتهاماتی به جنس مونثی  از همان جنس که در خانه خودشان است و حتما دانند که حرمت مادر و خواهر چه اندازه باشد و بدانید آنکه حرمت دختران این مرز بوم  را  به کلام زشت نداشته باشد حتما حرمت اهل خانه ی خود  ندارد و اگر خود ندرد دیگران حرمتشان را خواهند درید که این ترویج همان هنجارشان است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;می توانستم به حذف کامنتی ویا درج کامنت به بعد از  تایید به تعدیل قصه در آیم اما خواستم بر همه عیان شود ظرفیت دمکراسی و دفاع از حقوق زنان! کجایند آنانی که در دفاع از حقوق زنان چادر به سر کردند به کوه وخیابان شدند و ندیدند اینجا دختری  از همان جنس چنین بیشرمانه به باد ناسزا و دشنام و رکیک ترین الفاظ   گرفته شده است توسط کس یا کسانی با نامهای مستعارکه چه؟ که جرمش آن شد مطلبی نوشته است در رد یا تایید آن حرکت دفاع از زنان!!!مگر نه اینکه دفاع را باید از اولین سنگر آغاز کرد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;چگونه است که نام آشنایان و معترضانی چون &lt;FONT color=#ff0000&gt; آنا فراهانی و فرانک&lt;/FONT&gt; و بعضا برخی از خانمها که برآشفته شدند از مطلب &lt;FONT color=#ff0000&gt;لیلی&lt;/FONT&gt; که حرمت زن بشکستی و جفا بر زنان مرزو بوم روا داشتی اما به شکسته شدن حرمت لیلی که از همان جنس است به سکوتی معنا دار رفتند لابد  ترسیدند دفاع و تبری جستن و تذکر دادن به آن مبتذل گو دامنشان را بیالاید! شما چطور داعیه دفاع از زنان را دارید اما همینجا در برابرتان حرمت دختری را به رکیک ترین الفاظ می درند و شما هم با سکوتتان مهر تایید می زنید. دم خروستان  را قبول کنیم یا قسم حضرت عباستان را ! و آن نامدعیان بی ادعا لااقل به کلامی و کامنتی و یا به هر طریق به دفاع آمدند که جای سپاس دارد. کجایند بعضی   مردان چادر بسر حامی جنبش سبز تا غریو برآورند چرا دختر ی را چنین بی حرمت می کنید برای نوشتن مطلبی که ذائقه تان را تلخ آمد!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;می دانم مدعیان کوهنورد و جنبش زنان  می خوانند این مطالب را و روی سخنم با برخی از آنانی است که چنین خامش ماندند . شمایی که داعیه حقوق زنان را دارید چرا اینجا به سکوت رفتید؟؟؟ بگویید نقدش کنید عتابش کنید ولی از جمله هرزه گان نخوانیدش که این از انصاف به دور است شان نوامیس غیر را حرمت بدارید تا منزلت نوامیستان حرمت داشته شود و جفا بر نوامیس دیگران جفا بر نوامیس خودتان است  بیازمایید و تصور کنید همین القاب بر خانواده شما رود اگر از غیور مردانید!!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پ.ن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تشکر از کسانی که منصافه نقد کردند و انتقاد و  به حمایت درآمدند از جفای رفته بر لیلی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ایام محرم است و ظاهرا مسلمانیم پس این کلام امام حسین را بخاطر بسپاریم که:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Dec 2009 18:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanzkouh&amp;postid=174</comments>
<dc:creator>tanzkouh</dc:creator>
<guid>http://tanzkouh.blogfa.com/post-174.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مردان لچک به سر غیور!</title>
<link>http://tanzkouh.blogfa.com/post-173.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;روز جمعه گذشته  جمعی از کوهنوردان مرد در حمایت از حرکت &lt;FONT color=#ff0000&gt;مجید توکلی&lt;/FONT&gt; و جنبش حق خواهی زنان و بطور كلي حمايت از هر اقدام اعتراضي به وضعيت فعلي جامعه و تدام اين اعتراضات. روسری به سر صعودی نمادین به توچال داشتند، این شد که ما هم تصمیم گرفتیم در حمایت از دوستان کوهنورد و برای شادی ارواحشان از اين  صعود به طنز يادي كنيم و ضمن گراميدشت و حمايت خود مشت محكمي بزنيم به يك جاهاي يك عده اي  بنابراين اين گزارشی كاملا فرضي مي نويسيم نامها واقعي نمي باشند به جان عمت شميران قسم! سگ باشند آنانيكه صبح تا شب دارند به اين مردم دروغ مي گويند. باشد که ارواح پدرانتان شاد شده و بر ما بجای نفرین درود فرستید و کمپلت به راه راست هدایت گردید&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;آمین &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ميدون سربند ساعت هفت صبح&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;غوغائیه، بروبچز دور هم جمعند و منتظر  ف ف(به فتحه بخوانيد) هستند  که بیاد و دورهمی برن بالا،  فري زاغي،  عزيزجون  و عبسی جون پچ پچ می کنن:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فری زاغی&lt;/FONT&gt;: به نظرتون چرا دیر کرده؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عزیزجون&lt;/FONT&gt;: والله خواهر از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون فکر کنم داشته میومده که اول صبحی اُتو زده و کار دست خودش داده،احتمالاً یه جایی گیره  و دیرتر میاد!مي دوني كه اين ورپريده يه خرده سرو گوشش مي جنبه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;FONT color=#0000ff&gt;ف ف  درحالی که خودشو تو چادرپوشونده و رو گرفته، کوله به دوش با عجله میرسه میدون&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ف ف&lt;/FONT&gt;: سلام به  دافی های کوهنورد، چطورید؟ خاک به سرم خیلی معطل شدین؟ این میدون سربند از چهارراه گلوبندکم بدتره، دودقه که وایسی هزار تا متلک ناجور ازین پسرا میشنوی، دوره زمونه ای شده خواهر!یه بیشعور برگشت بهم گفت عجب...(&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعد لپای ف ف سرخ میشه&lt;/FONT&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;فري زاغی داره گوش ميده و خط چشم مي كشه&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ف ف&lt;/FONT&gt;: راستی زاغی جون خط چشمتو يه دقه بده ؟ صبح خواب موندم  فقط وقت کردم کوله ببندم و به میکآپم نرسیدم.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عزیز جون&lt;/FONT&gt;: فدات شم تو چشات همینجوری هم سگ داره و پاچه هرچی جیگره میگیره،خط چشم می خوای چیکار؟حالا بیا ریمیل منم بگیر&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;نوزده ساعت بعد پس از یک مانور غیورانه در ار تفاعات توچال ، مردان کوهنورد حمایتشون رو در باب جنبش سبز لچک به سران به رخ  سنگ به سنگ توچال کشیدند و رفتند قله نشستند يك بغل سبزي خوردن هم ريختند جلوشون وافتادن به پاک کردن و اختلاط!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عبسی&lt;/FONT&gt;:بچه ها با اين  حرکتی که کردیم سوسکشون کردیما تا اینا باشند قدر ما خانمهارو بدونند ذلیل مرده ها پاش بیوفته کشف  حجاب هم می کنیم(&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعد با دندونش لبه چادر مي كشه جلو&lt;/FONT&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ف ف&lt;/FONT&gt;: درحالی که کمرشو ماساژ میده : آخ ننه مردم از درد لاكردار مثل درد چارخشت مي مونه &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عزیز جون&lt;/FONT&gt;: ف ف جون چرا رنگت پریده؟ دست به کمر نبینمت خواهر&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ف ف&lt;/FONT&gt;: تموم دل و كمرم درد مي كنه چند روزی بود عقب انداخته بودم  دیشب يهو  پ...( &lt;FONT color=#ff0000&gt;اهم اهم&lt;/FONT&gt;) شدم، منم که روزای اول کمر درد حسابي میگیرم اینه که یه کم یه جوریمه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فری زاغی&lt;/FONT&gt;: راستشو بگو بلا، دردت مال روزای اوله یا اول   صبح  و اُتو؟؟نوار مي خواي بدم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عبسي&lt;/FONT&gt; :نوارش جديده كي خونده ميشه يك كپي هم به من بدي&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فری&lt;/FONT&gt;: مرتیکه نسناس فکر کردی من ازاون مردای لچك به سر  دوزاری ام که با یه بوق سوار هر ماشيني میشن؟زير پرادو استغفرالله!!!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عزيزجون&lt;/FONT&gt;: فری جون تورو خدا حیا کن ذلیل مرده این حرفها به اين  یکی ديگه نمی چسبه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عبسي&lt;/FONT&gt;: (&lt;FONT color=#0000ff&gt;با خنده&lt;/FONT&gt;) به این نمی چسبه عزیزم اما ديگرون بهش می چسبونند&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ف ف&lt;/FONT&gt; :درد کوفت&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فری زاغی&lt;/FONT&gt; : هیس ... بابا زشته.... الان فکر میکنن خیلی سلیطه ایم!  بهمون پیشنهاد نمیدنااا!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;از اونطرف لیلی درحالی که یه کوله سی کیلویی پشتشه آروم آروم میرسه قله و با ابهت نیم نگاهی  به جمع آقایون میندازه&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;لیلی&lt;/FONT&gt;: سامولیک ضعیفه ها، خسته نباشید گو گولی مگولیا، بیبینم کسی باتوم اضافه داره؟(&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعد رو به ف ف&lt;/FONT&gt; )بلا گرفته با این رژی که کشیدی بلایی شدی ها&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عبسی&lt;/FONT&gt;: وا داش لیلی، خسته نباشی، نه بابا ما ازین وسایل خشن استفاده نمی کنیم، یکم لطیف تر باش آقا دختره .&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اونطرف نقی و تقی  د ر حال پختن مرصّع پلو روی گاز&lt;/FONT&gt;: آره می گفتم اگه پیازو زعفرونش  زیاد باشه خیلی خوشمزه تر میشه، اوه اوه مراقب باش بوش راه نیفته، یه وقت خدای نکرده مورچه خاک به سر یکی از آقایون پا به ماه باشه دلش بخواد مدیونی داره دختر.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فری&lt;/FONT&gt;: (&lt;FONT color=#0000ff&gt;به ف ف)&lt;/FONT&gt; راستی بالاخره نفهمیدیم دلیل این صعود چی بودا؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ف ف&lt;/FONT&gt;: ببین جیگر، ما ثابت کردیم حجاب مرد و زن نداره، البته این قضیه تو زندگی شخصیمونم تحول خوبی ایجاد کرده، من که از وقتی حجاب گذاشتم دنیا رو صورتی تر و رمانتیک تر می بینم، تازه احساس امنیت بیشتری هم دارم که موهای نازم از دید این چش چرونای هرزه در امانه،متلک های کمتری هم میشنوم، اصلاٌ تو فکر عمل جراحی افتادم، بابا این دنیای خانوما خیلی رمانتیکه، چیه هی از صبح تا شب کار کنی و خسته و کوفته بیای خونه و ماحصلشو بریزی تو حلق یکی دیگه، خوب عمل میکنم میشینيم خونه و خودمونو باد میزنم، آخر ماهم خرجی میره تو جیبم و منم حالشو میبرم، تازه شاید اینجوری هزینه برنامه صعود به قله گیگیژدیلی! تو مریخ رو هم جور کردم.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عزیزجون&lt;/FONT&gt;:بلا گرفته تو که دماغتو عمل کردی شنیدم می خوای پروتز هم کنی گونه هم که گذاشتی می خوای چربیهای باسنتو هم لیپو ساکشن کنی آخ که اون موقع خوردنی میشی &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ف ف&lt;/FONT&gt;: راستی نظرت راجع به خود فروشی از دید خانه عفاف  چیه؟ درآمدشم بد نیست ها!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فری زاغی&lt;/FONT&gt; : خفه شو کثافت بی ناموس، حجاب گذاشتم که عفتم حفظ بشه، ممکنه تو این جامعه به ارزشها و اعتقاداتم تجاوز بشه اما  خیالم راحته که با حجابم نمیزارم کسی به جسمم تجاوز کنه!(&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعد کمی ملایمتر&lt;/FONT&gt;)حالا کرد هم کردها تونستم مقاومت می کنم نتونستم لذت می برم تو اصلاً میدونی این حجاب چه تاثیراتی تو جامعه داشته؟ بزار برات توضیح بدم ببین...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عزیز جون&lt;/FONT&gt; :واه حالا این همه راه هلک و هلک اومدیم این بالا كه اينارو بشنويم!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ف ف&lt;/FONT&gt;:اومدیم به خامها بگیم هواوتنو داریم برید جلو تو تظاهرات گلوله هارو اول شما بخورید ما می آییم جنازتونو جمع می کنیم فازي مي ده ها!!!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;( &lt;FONT color=#0000ff&gt;جدای شوخی من هیچ مشکلی با حجاب آقایون ندارم و خوشحال میشم اونها هم گاهی طعم شیرین محصور بودن در البسه هایی اضافی رو بچشند،و البته از این حرکتشون هم حمایت می کنم به شرطی که به همین حجاب کفایت کنند و بیش ازین وارد دنیای ما خانوما نشن&lt;/FONT&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;و كليتا حمايت خود را ازاين  حركت اعلام مي كنيم و به بچه ها خسته نباشي مي گيم به اميد روزي كه هر كس بتونه حرف و عقيده اش رو بدون ترس و واهمه بيان كنه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;و آخرالامر اين حركت زيباي كوهنوردانمان مرا ياد شعر دكتر عليرضا شجاع پور انداخت كه جند بيت از اون رو با اندكي تغيير به اين حركت زيبا تقديم مي كنم&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;وطن يعني چه ؟يعني دشت،صحرا     وطن يعني چه ؟يعني رود،دريا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;ستيغ و صخره و دريا و هامون            ارس،زاينده رود،اروند،كارون&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;دنا،الوند،كركس،؛طاق بستان             هزارو قافلان كوه و پلنگان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;وطن يعني بلنداي دماوند                  شكيبا،دل در آتش،پاي در بند&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;وطن يعني شكوه اشترانكوه            به درياي گهراستاده نستوه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;وطن يعني سهند صخره پيكر            ستيغ سينه در سنگ تمندر&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;وطن يعني سراي ترك با پارس        وطن يعني خليج تا ابد فارس&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;بريدن دست غير ز گردن نفت         به ما چه كي فروخت؟كي خورد؟كي رفت&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;وطن يعني كتيبه در دل سنگ          تمدن،دين،هنر،تاريخ،فرهنگ&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;وطن يعني همه نيك و به هنجار       چه در پندار و گفتارو كردار&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;وطن يعني هوا و حال حافظ             شب يلدا و دل با فال حافظ&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;وطن يعني گرامي مرز تا مرز           وطن يعني يكايك مردم &lt;FONT color=#00cc00&gt;سبز&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;وطن يعني گذشته ،حال،فردا          تمام سهم ملت از يه رويا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;نويدي سبز و زيبا ،آرماني                كه خواهم تا ابد در آن بماني&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;كه اين يعني ما بسيار هستيم         اگه چه لب به لب خامش نشستيم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;وطن يعني چه آباد و چه ويران         وطن يعني سراسر &lt;FONT color=#00cc00&gt;سبز&lt;/FONT&gt;:ا&lt;FONT color=#009900&gt;يران&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نويسنده&lt;/FONT&gt;:&lt;FONT color=#0000ff&gt;ليلي&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 07:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanzkouh&amp;postid=173</comments>
<dc:creator>tanzkouh</dc:creator>
<guid>http://tanzkouh.blogfa.com/post-173.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از يادداشتهاي روزانه خداوند!</title>
<link>http://tanzkouh.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description>&lt;H1 align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;همانا ما خداييم و اين را خودمان هم مي  دانيم اما هي مي گوييم بلكه در كله خرتان فرو رود. و آگاه باشيد ليلي بنده ي ماست اما اين روزها دم در آورده است و دارد ادعاي خدايي مي كند مي دهيم دمش را قيچي كنند خودم آمين&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;ديشب در بارگاه كر كر خنده شده بود و اينقدر خنديديم كه نگو هر چند ما نبايد اخبار بارگاهمان را به شما بي جنبه ها بگوييم اما خب چون خداي باحالي هستيم برايتان مي گوييم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;ديروز بود يكي از ماموران جهنم سراسيمه آمد بارگاه كه خدايا چه نشسته اي در جهنم شورش شده است و عكستان را هم پاره كردن با اينكه خداي با جنبه اي هستيم اما يك دفعه از دستشان عصباني شديم نمك نشناسها.دستور داديم هيزم جهنم را زياد كنند و عده اي از ماموران حهنم مدام اين جهنميهارو  را بگردانند تا خوب تفت داده شوند و همه جايشان برشته شود كر خرها ! عده اي از گناهكارها را هم گفتيم آرد سوخاري بزنند بهشان تو روغن اساسي سرخ كنند بيندازند جلوي مار غاشيه تا یک بیفتك سوخاری حسابی بخورد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;خلاصه اساسي كلافه شديم گفتيم بروند از بهشت چند پياله از آن شرابهاي ناب بهشتي از حوض كوثر بياورند بزنيم  كه اعصابمان كلا داغان است به تمام حوريان و ملائلكمان هم اس ام اس زديم كه امشب دم پر ما نپلكند که کرک و پرشان را می ریزیم میدانند وقتی ما عصبانی میشویم نباید دم پر ما بیایند طفلکیها دستور داديم به مامور بهشت كه برود یک عده را تو  بهشت راه بيندازد و بگويد خدايتان گفت بلند شيد كفن بپوشيد و اين عمل(همانا پاره كردن عكس ما) را هم محكوم كنيد مامور بهشت گفت خدايا اينجا كسي نمي ميرد كه بخواهيم كفن و دفنش كنيم اينجا همه جاودانه هستند اينست كه در بهشت كفن توليد نمي كنيم گفتيم يه كاريش بكنيد بگوييد مومنان خودشان يك فكري بكنند چشمتان روز بد نبيند تا تنبان اين حوريهاي را در آورده بودند كفن كرده بودند تو بهشت هر چي حوري بود لخت و عورمانده بودند وسط بهشت بعد اين مومنان به جاي راه پيمايي چشم چرانی می کردند این همه حوری ریختیم تو بغلشان باز هم حريصند خاک بر سرها.   از آنور این اهالی جهنم از درو ديوار بهشت آويزان شده بودکه بیایند داخل بهشت دلی از عزای این حوریان در بیاورند که ملائک  بهشت با شلاق افتادند به جانشان طفليها از بس شلاق زده بودن از كت و كول افتاده بودند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;خلاصه آن شب رفتيم بارگاه خوابيديم صبح بلند شديم يادمان آمد اصلا كي مارا ديده است كه بتواند ازمان عكس بگيرد و ديگر اينكه اصلا ما كه شكل نداريم پس از چي عكس گرفتن و پاره  كرده اند تازه گيریم عكسي هم داشته باشيم خب پاره كردند كه كردند خوب عده اي مارا قبول ندارند خب نداشته باشند هر كس يك عقيده اي دارد  ديگر اين همه جارو جنجال ندارد تازه ما كه خدا شديم بايد جنبه داشته باشيم و چون قدرت داريم كه نبايد هر كاري بكنيم اينست كه جبراييل را خواستيم و موضوع را گفتيم و گفتيم علي الحساب آتش جهنم را كم كنند و به مار غاشيه مثل هميشه سوسيس و كالباس بدهند و بقيه رو هم ول كنند و گفتيم آن مامور جهنم را كه خبر دروغ آورده بود محض تبنيه يك عدد نيم سوز كوچلو و صاف و تمیز همرا با ليدو كائين بهش اماله كنند تا يك تنبيه كوچكي باشد برایش تا منبعد دروغ نگوید اصلا نکند کار همین مامور پدر سوخته ی خودمان بوده خواسته آب را گل آلود کند وماهی های تر و تازه بگیرد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H2 align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=2&gt;اين بود كه ديشب تا صبح خنديدیم&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H1 align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;همانا همین و دیگر هیچ باشد که رستگار شوید اما چشممان آب نمی خورد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;خودم نگهدارتان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/H1&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Dec 2009 09:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanzkouh&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>tanzkouh</dc:creator>
<guid>http://tanzkouh.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فال کوهنوردا!</title>
<link>http://tanzkouh.blogfa.com/post-171.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;البته نمی خواستم بر مطلب زیبای لیلی مطلب جدیدی بزنم و اونو به زیر این پست ببرم اما حجم مطالب کمی زیاد شده اینه که اجبارا این متن رو می زنم اما خب به هر حال می تونید باز کامنتهاتون رو برای ایشون ارسال کنید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- آقا یه فال بخرید....-&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- چنده؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- 50 تومن&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- یه دونه بده&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مرد با اشاره به پرنده ی شرطی شده می خواد که فالی رو بده و پرنده فالی رو با نوک گرفته و به طرف صاحبش می گیره و بعد یک دونه ارزن به عنوان تشویق دریافت می کنه &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;حتما دیدید کنار خیابون بعضا یه قفس با یه مرغ عشق و چند برگ فال حافظ.... پول می دی پرنده فالتو بر می داره و شعری و بعد تفسیر شعر و فال شما!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خب ما هم تصمیم گرفتیم&lt;FONT color=#ff0000&gt; فال کوهنوردا&lt;/FONT&gt; رو بگیریم اینه که  تعدادی فال و پرنده ی ما هم که عبارت است از یک  جغد شوم و باقی ماجرا&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; فال کوهنوردا احتمالا این می شه&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اول شعر!!! برا همه مشترکه مهم اینه که ما فال میزنیم!!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;شعر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;حافظ شب هجران شد بوی وصل آمد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;شاديت مبارك باد اي عاشق شيدايي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;شعاعی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;یه پست رییس فدراسیون بهت رسیده باید سفت و محکم بهش بچسبی  هر چی می تونی برو مورد تفقد مقامات قرار بگیر واسه آینده ات خوبه یه نفر مثل بختک افتاده رو پست رییس روابط عمومیت زیرابشو بزن حنیف رو بگذار جاش ممکنه جای خودت رو بگیرها حالا ما گفتیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اقبال افلاكي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اقبالت بلنده عين اسمت همه چيزت اصلا بلنده مثلا قدت.سند فدراسيون رو يه روز مي زنند به نامت همونجا بمون و ول كن معامله نباش پنج تا زن مي گيري يكيش از يكي خوشگلتر دروغ هم زياد مي شنوي ولي ذوق نكن و باور هم نكن(زن گرفتنات رو می گم)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فریدیان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اقبالت بلنده تو پیشونیت نوشته حالا حالا کوهنورده که به کشتن میدی تا آخر عمرت هم عزب اوغلی می موني تو توی کوهها کشته نمیشی شخصی به اسم نصیری دقت میده و خلاص. خیلی ها برا ختمت میان يادت باشه اگر اين دفعه قله رفتي حتما ج....اوهوم اوهوم بي نماز نباشي كه بتوني پرچم با آرم الله ببري بالا تيمم كردن رو هم ياد بگير به دردت آيندت مي خوره&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;لیلا اسفندیاری&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خاک بر سرت که عمرتو گذاشتی و هی  میری کوه  به هیچ جا هم نمیرسی اینا واست نون نمیشه. فالت می گه آخه  خنگه این روزها کی با ایران رادیاتور میره تو غار به جای این قرطی بازیها یه خرده خونه داری و زنیت گیری یاد بگیر همینجور می مونیها يه سفر در پيش داري احتمالا اينبار مي ري جنوب لبنان به حول و قوه ي الهي يه كاتيوشا بهت مي خوره و خلاص&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فرامرز نصیری&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;دنیا بهت رو کرده همین روزها یه گله دختر میان که ازت بخوان یه گلگشت باهاشون بری حتما قبول کن چون فاز خواهد داد تو طالعت هست آخر یه ماهواره با تکنولوژی جی پی اس هوا می کنی به اسم کلاغها با رمز مرگ بر باشگاه دماوند  ضمنا بازهم به باشگاه دماوند گیر بده فاز میده ما که حال می کنیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آنا فراهاني&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;همینجور پیش بره می ترشی رو دست بابا مامانت می مونی  و به حول و قوه ی الهی یه روز هم میری k2 و همونجا زیر گل میری و دیگه... پس بهتره زودتر کوهنوردی رو کنار بگذاری و به اولین خری که اومد خواستگاریت جواب مثبت بدی به فیلم بازی کردنت ادامه بده احتمالا در آینده نقش عمه نیکول کیدمن در فیلم &quot;رویای ترشیده گان&quot; رو به تو میدن&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حاج حسینی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تو طالعت هست یه بار دیگه گیس یه دخترو می گیری می کشی به این کارت ادامه بده آخر یکیش نصیبت میشه و زن می گیری هر چی هم می تونی بزن تو سر دخترای باشگاهتون روشون زیاد نشه همیشه قسم دادنت  به عمت شمیران باشه برات شگون داره و  شانس میاره اسمت تو آینده میشه حاج حسین گیس کش &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;سیزیف&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به مخ زنی هات ادامه بده همین روزا خبرای خوبی بهت میرسه احتمالا پگاه با کلنگ می زنه وسط فرق سرت شبها جاتو جدا کن در اتاق رو هم از پشت قفل کن اگه جونت رو دوست داری&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;رضا زارعی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تو طالعت هست تا دنیا دنیاست تو مربی تیم کوهنوردای اورست باقی می مونی و  از فدارسیون حتی بعد فوتت هم میان از اون دنیا برا مربیگری هیمالیا نوردی میارنت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حسین رضایی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به این مفتی ها کنار برو نیستی مثل اختاپوس افتادي رو مسئولیت روابط عمومی ادامه بده تا نا کجا آباد   یه عده بسوزه ضمنا همین روزا توبرنامه &quot; باغ کاغذي&quot; کاغذهای سبز امام دار درو می کنی امیدوار باش احتمالا در آینده جای ضرغامی رو می گیری&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;احسان بشیر گنجی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;نگران نباش بالاخره تو هم یه روز بزرگ میشی و می تونی مای بیبی چیک چیک بپوشی و مثل یه مرد سرتو بالا بگیری تو طالعت می گه هی بگو جدید ابی بی بیدی بوده  تا زودتر بزرگ شی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;برج مراقبت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;بالاخره وارد برج سازی میشی و از اون بالا دیگه می تونی زاغ سیاه همه خلق الله رو خوب چوب بزنی پس ادامه بده و آمار همه رو در بیار بعد یواشکی بده به فرشید آمارتو بالاخره همه یه روز می فهمند تو عزیزالهی نیستی و احتمالا بابای آقای عزیزالهی هستی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;رامین شجاعی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خست زیاد داری و آب از گوشه مشتت نمي چيكه  ویسکی هارو اونجا تنها تنها می خوری و همین میشه خدا یه روز این نعمت رو ازت می گیره و تو کانادا انقلاب میشه و جمهوری اسلامی به پا میشه بعد باید عین ما گرون گرون بخری طالعت میگه دل همه خنک خواهد شد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حامد حصاری&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تو پیشونیت می بینم اگه می خوای بزرگ شی باید از مامانت جدا شی تا بفهمی دنیا فقط بابا مامان نیست &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نوید عظیمی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;با سن کمت زیاد داری خلاف می کنی كر خر طالعت می گه اینطوری پیش بری به سی سال نمیرسی و دوستانت تو آینده نزدیک یه حلوای سیری خواهند خورد.نامرديم اگه واسه ختمت نياييم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;افشین یوسفی &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تو فال اومده خاک بر سرت! حالا چرا؟ همینجور عشق این فال کشیده بهت یه فحش بده اعتراض داری برو به حافظ بگواحتمالا حافظ عصباني بوده قسطاش عقب افتاده يه ريز از بانك بهش زنگ زدند وگرنه  منظوري نداشته &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;خان خله&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;از اسمت معلومه یه روز تو هم توی این مملکت یه کاره ای میشی و بین همه خان خله هاي اين كشور  سری تو سرا در میاری امیدوارم باش و به خل بازی هات ادامه بده&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;داوود هاشمی&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تو طالعت می گه یه روز یه گلخونه دار بزرگ میشی يا يه گل فروشي مي زني از بس گل مي بندي به ناف خلق الله. بس واسه این و اون گل می فرستی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ساجده&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;توكه هیچی فوت کردی فالی نداری خدا بيامرزدت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عباس ثابتیان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اقبالت بلنده عمر نوح می کنی همینجورآرام آرام پیش بری کوهنوردی در سده پنجم زندگیت رو هم تجربه می کنی زیراب عباس محمدی رو بزن میشی دبیر انجمن&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عباس محمدی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;یه روز یه گله دار بزرگ میشی.میشی رام دام دار و کلی بز پرورش میدی عاشق فن بزکش تو کشتی هستی دستت نمک نداره اینه که خیار رو باید با نمک بخوری اما ماست و خیار چیز دیگه ایه با..... اوهوم اوهوم امتحان کن میری تو کائنات&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فرشید فاریابی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تو یه روز لیدر و استاد تمام کوهنوردای دنیا خواهی شد فقط همینطور همه رو ریز ببین و هیچکس رو واسه بحث داخل آدم حساب نکن فحش خورت ملسه اما بلد نیستی فحش بدی یه کم دری وری گویی رو از فرشید داوودی یاد بگیر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مریدی از مریدان&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آخر یه روز با این لیلی یه کل کل اساسی خواهی کرد شایدم ختم بخیر شد و ما یه شیرینی ملس خوردیم فعلا همینطور برقرار بمونید شاید فرجی بشه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;محسن سعید زاده&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; یه روز می فهمی که فرشید بدت رو نمی خواست که بهت گفت زن نگیر که دیگه اون موقع خیلی دیره الان خیلی گرمی اگه زن خوب بود ما که خداییم چندتا واسه خودمان می گرفتیم آخه خاک بر سر زن می خواستی چیکار داشتی زندگیتو می کردی مثل آدم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;دکتر عباسی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آینده خوبی داری خیلی مهربونی بالاخره یه روز یاد می گیری خوب آمپول بزنی خوب هم سرم وصل كني  بعد از صد و بیست تو مي ميري یا سرمازده میشی می میری یا گرما زده&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;شهرام عباس نژاد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;بالاخره روی یه دیواره ی بلند انگشتات سرما میزنه و خلاص الحمدالله! تا تو باشی اینقدر از این کوه موها آویزون نشی آخه تو کار و زندگی نداری؟ با دوستی هم که قهری برو ببوسش از دلش در میاددعا كن دوستت مونث باشه حالش بيشتره&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;دایی علی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;سند تاریانا رو دیر یا زود به نامت زده میشه همین روزها دایی میشی تا از حسرت دایی بودن در بیایی آخرین صعود قلم رو تو بر گزار می کنی و بعد اون ما یه حلوای سیری می خوریم آخ چقدر دلم حلوا می خواد زودتر آخرین صعود قلم رو برگزار کن که کف کردیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;احسان حسين نژاد(نوپتسه)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تو فالت نوشته آخر با اين سياسي كاري ها و نوشتنات مي گيرنت مي برنت (اينجاش خوب تو فالت معلوم نيست تربيتت مي كنند يا ترتيبت رو مي دن )در هر صورت از همين الان بدنت رو چرب كن كه كتك خوردي فازاساسي بده بهت برو جانم خوش باش&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مجتبي مروج&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به ترويج افكار ضد زنيت ادامه بده يه روز همينها نسختو مي پيچن حداقلش اينكه كه ما راحت ميشيم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;لیلی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;بالاخره تو هم شفا می گیری و حالت خوب میشه و یه روز از امین آباد مرخص میشی عزيزم قرصاتو به موقع بخور بچه جان یه روز موسیقیدان بزرگی خواهی شد . از سیم ظرفشویی صدای سنتور در می آري ديگه با آرشه ويلون صداي اره در نمي آري.تو فالت گفته  استاد آوازي و عضو يه گروه آواز كر(به ضم) به نام كر يا كر خر يه چيزي تو اين مايه ها هستي آواز که می خوندی انکر الاصوات بود و یه جور عر عر اما خب ادامه بده آینده داری جانم.به فرشید نامی اعتماد نکن خر تر از این حرفاست و اند نامردها به نوشتنت ادامه بده بالاخره به همه چیز گند می زنی ليسانيس زبان انگليسی هم داري اما تو فالت اومده رفتي سفارت امريكا واسه ويزا به سفير گفتي can you speak english كه از در انداختنت بيرون و هنوز نفهميدي چرا!!!سفر در پيش داري احتمالا به يه جزيره اي به اسم خارك هر ميري و هي ميايي بهت خوش مي گذره قدرشو بدون&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فرشید داوودی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تو طالعت هست یه روز بالاخره توسط یک زن کشته میشی آمار دوست دخترات از دست رفته مرتيكه ي عوضي جزيزه رفته ي خ.....(استثنائا فال ما زياد فحش و فضيحت داشت كه خودمان سانسور كرديم خب صاحب وبلاگ  خودمان مي بوده باشيم ديگر! اينست كه مي توانيم سانسور بنماينده بوده باشيم)اما یه راست میری بهشت و اونجا روزی یه اتوبوس حوری برات خالی می کنند ولی حواست باشه فرامرز تک نزنه.همشو  تکخوری کن بدبخت.مراقب غلمانهاي بهشت هم باش! &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;دوست داشتني هستي و جيگر و همه دوستت دارن خير سرت! اگه منم دختر بودم باهات رفيق ميشدم من كه خودم فدات ميشم جذاب!(اينو حافظ گفته خوبه گي نبوده)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;FONT color=#0000ff&gt;ببخشید احتمالا حافظ اون روز که این فالو واسه کوهنوردا زده دو پیک اضافه رفته بالا و کلا اعصاب نداشته ما از طرف ایشون شرمنده ایم!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 21:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanzkouh&amp;postid=171</comments>
<dc:creator>tanzkouh</dc:creator>
<guid>http://tanzkouh.blogfa.com/post-171.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کوه درد نامه</title>
<link>http://tanzkouh.blogfa.com/post-170.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;این نوشته، داستانی طنز یا نقدی جدی نیست! فقط درد و دلی است درباره کوه و کوهنوردی ،  ممکنه اصلاً متن جذابی نباشه، بزارید به حساب یه درد و دل دوستانه!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;چند هفته پیش شروع شد، یکی از دوستان که تازه از لنین برگشته بود بهم اصرار می کرد که با هم یه برنامه کوه بزاریم، منم بعداز چند هفته که کوه نرفته بودم و ارتفاع خونم کم شده بود قبول کردم باهاشون برم کهار، هوا بد جوری جواب بود ! از پناهگاه یه ضرب رفتیم بالا،چهل متر مونده بود به قلّه خواستم استراحت کنم، باورتون نمیشه جلوم چی دیدم: تصویری مشابه قلل هیمالیا: زیبا وباشکوه! قله دماوند اون پشت  بود ومی گفت: یوهو سورپریز ، من اینجام ! چرا امسال نیومدی؟؟ بچه ها منتظرم بودن که بریم قلّه ، دیدم اگر همونجا بشینم و اونها برن، حدود بیست دقیقه برای دیدن این تابلو وقت دارم، خلاصه از من اصرار و از اونا... میدونستن لجبازتر از این صحبتهام، قبول کردن منو بزارن اونجا و برن قله و با شعار&quot; لیلی ِ روانی ، چهل  متر مونده به قله، صعود نمیکنی؟&quot; راهی شدند،این مزخرفات رو نگفتم که عین گزارش برنامه های به درد نخور  ِ حوصله سر ببر ِ وبلاگ پُر کن براتون خاطرات صعود لیلی جون و بروبچزُ تعریف کنم، گفتم که بدونید این درد دل دقیقاً در راه برگشتن از همون صعود  در ذهنم خلق شد، برگشتم به گذشته، زمانی که مثل خیلی ها کوهنوردی رو شروع کردم:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;یه دختر کوچولوی بی تجربه که توهّم زده بود می تونه تا آخرین قلّه ی سیاره ژوپیتر رو هم  فتح کنه ولی بعدها می فهمه:  اینجا تهرانه یعنی شهری که...!!! &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt; با کوهنوردها و گروه های مختلف آشنا شدم .... گذروندن کارآموزی هایی مزخرف وگرفتن   مدارکی مزخرف تر از مراجعی فاقد صلاحیت! وسایلی که روز به روز فنی تر می گشت و پول هایی که ماه به ماه به منیریه تزریق می شد...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;هر هفته برنامه سنگین، خودکشی برای رسیدن به قلّه، زمانبندی های فشرده، صعودهایی که پادرد و کمردرد ُ تو هفته بعدش به همراه داشت، برنامه گل گشتی مساوی بود با افت کلاس، قلّه زیر چهارهزار تا: استغفرالله! کوله هرچی سنگین تر بهتر(تیریپ قاطری) دوستان هرچی فنّی تر جذاب تر! &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;به مرور لایه های زیرین دنیای کوهنوردی خودش رو بهم نشون داد: بصورت میهمان با خیلی از  گروه های کوهنوردی صعود رفتم، بعضا انسانهایی مدّعی و توخالی با کوله باری  پر ا ز خاطرات فتح قلل معنویت و اخلاق ، اما در عمل... &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;افسوس،  چه دروغ بزرگی بود تصورات کودکانه ام! رویای کوهنوردانی پر انرژی که همواره می خندیدند و آواز می خواندند و به سبکبالی باد صعود می کردند و  و رذایل اخلاقی ازآنان فرسنگ ها فاصله داشت...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;تصور ابر انسان هایی با نام مستعار کوهنورد!!!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;زمانی کوهستان رو آرمان شهر ِ خودم می دونستم، کشوری بدون مرز که تابلوی ورود ممنوع را در هیچ جایش نصب نکرده بودند!  که آنقدر وسیع بود  که همه نژاد ها و سلیقه ها را پوشش می داد، انسانهایی  که اگر در شهر می دیدمشون شاید از روی ظاهر قضاوتشون می کردم اما اونجا فقط از روی درصد انسانیت شون نقد می شدند، ارتفاعاتی که تفاوت جنس مذکر و مونث رو در خودش ذوب می کرد، هی  کوهستان چقدر مدیونتم!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;اما چی شد؟ ازاون روزها چی موند؟ درگیر زندگی  توارتفاع پست! شدم، کوه رفتنم شد ماه به ماه، دیگه شوق قلّه رو نداشتم، مسیر صعود برام مهمتر شده بود، فکر می کردم چه اهمیتی داره که خودم رو آسفالت کنم که حتماً برسم قلّه و از مسیر لذت نبرم؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;عهد کردم تا زمانی که درسی رو که در اولین قدم صعودم نهفته است یاد نگرفتم به قدم دوم فکر نکنم .&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt; یه روز به سی سال بعدم فکر کردم:  وقتی می شم پنجاه و چهار ساله توی اون سن شاید اونقدر درگیر زندگیم بشم که مثل الآن کوهنوردی نکنم، اونوقت وقتی فلش بک میزنم چی میشه؟ از تمام سختی هایی که به خودم دادم و حادثه ها چی مونده؟ یک مشت عکس؟ چند عدد فیلم؟ دوستانی  قدیمی که دور هم بشینیم و خاطرات غبارگرفته صعودهامون رو ورق بزنیم و با لبخند به خودمون افتخار کنیم؟ دستاورد سی سال تلاش تو این مملکت اینقدر ناچیزه؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;از اون لحظه ها  چی می مونه؟؟ یادآوری حس شعف ِ لحظه ای که پام به قله سبلان رسید شاید مثل یادآوری زمانی بشه که بیست سال پیش رفتم دستشوئی و سیفون رو کشیدم!  بعد از اونهمه سال گذشته گذشته است دیگه!!! &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اعتراف می کنم ترسیدم که جیره احساسی که تو قلبم برای کوهستان ذخیره کردم روزی ته بکشه و من پر از حس خالی خاطرات بشم! مثل پیرزن، پیرمردهایی که گاهی تو مسیر صعود می بینم و از نگاه های خاموششون به کوهنورد های درحال عبور،هزاران حرف نگفته رو می شنوم... آره می ترسم، از تموم شدن روزهای خوبی که با کوهستان دارم،از اینکه نتونم برم قلّه، از زندگی در ارتفاع پست ، بین آدمهای زمینی باکوله باری از تکرار ها و عادت های پوچ...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt; چی می شد اگر کوهنورد های آرمانی من وجود داشتند ؟؟ چی میشد اگر از اول جوّ کوهنودی حرفه ای منو نمیگرفت و از اونور پشت بوم نمیفتادم؟ چی میشد اگر بخاطر جنسیتم هراس صعود انفرادی رو نداشتم؟ چی میشد اگر بخاطر هزینه برنامه و امنیت و هزاران کوفت و زهر مار دیگه مجبور نبودم با آدمهایی که اصلاً از همنوردیشون لذتی نمی برم صعود کنم؟ چی میشد اگر از اخلاقهای کوهنوردی بهره می بردیم و فقط ادعاش رو به دوش نمی کشیدیم؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;چی میشد اگر دوره هام رو در هیات و فدراسیونی می گذروندم که به کیفیت آموزه هاشون بجای دشنام دادن افتخار می کردم؟ چی میشد اگر سرپرستی  برای لذت بردن من از مسیر صعود، زمان  و مکان تعریف نمی کرد؟ که حق داشتم تو هر ارتفاعی بخوام بزنم زیر آواز و نگران اطرافم نباشم... که حق داشته باشم بخوام برم قلّه  یا نه... که حق داشته باشم هرجور دوست دارم قدم بردارم و نفس بکشم...که حق... حق؟ آرزوی چه واژه بی مفهومی رو تو این مملکت دارم!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;از پنجره اتاقم به ارتفاعات البرز مرکزی  نگاه می کنم و دلم پر می کشه، باید برم ...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt; من خیلی چیزا بهت مدیونم ، نکنه جایی با اشتباهاتم تقدّست رو زیر پا گذاشتم؟ نکنه شاگرد خوبی نبودم؟ قول میدم تمام تلاشم رو بکنم که یه کوهنورد واقعی باشم، با همون شکوه و عظمت رفتاری که سعی کردی با صلابت سنگ به سنگت بهم یاد بدی، با همون وقار و متانتی که یال به یالت نشونم داد، با همون غرّشی  که به هنگام طوفان ازت دیدم و باعث شد مقابل هر ظلمی که دور و برم می بینم سکوت نکنم، وقتی تواوج خستگی یه سنگ مناسب نشونم دادی و پناهم شدی تا تو آغوشت خستگی هام رو فراموش کنم فهمیدم  گاهی وقت ها شونه های من هم  می تونن پناه خستگی خیلی ها باشن ! وقتی اونقدر بزرگ منشی  که اینهمه آدم رو با هزاران داستان رنگ و وارنگ  تو خودت ماوا  میدی و با همشون یکسان رفتار میکنی دریافتم که می تونم دلم رو بقدری بزرگ کنم تا هرکسی با هر خلق و خوئی توش جا بشه .&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt; درس صبر رو &lt;/B&gt;&lt;B&gt;زمانی ازت گرفتم که تمام خستگی ها ، کم آوردن هام رو تحمل کردی و گذاشتی برسم قله،یادگرفتم اگه کسی رو دیدم که ناامید شده براش یه انگیزه ایجاد کنم که ادامه بده، مثل وقتی که دراوج خستگی و ناامیدی، یه قلّه زیبارو نشونم دادی تا واسم انگیزه ایجاد کنی که ادامه بدم،همون شب هایی رو که کنارت گذروندم ازت یادگرفتم با ترس هام روبروبشم،نشونم دادی تاریکی و سکوت وقتی باهم ترکیب بشن چه هارمونی  دارند.... که از حلزونی که زیر پاهام آروم داره میاد سمتت غافل نشم: که اونم درست به اندازه من حق داره ازت لذت ببره و من نباید بی اعتنا بهش رد بشم...  به مارمولک نگاه کردم که چه جوری خودش رو ترمیم میکنه.. پس من هم می تونم گاهی زخم های روحم رو ترمیم کنم.. آموختم باید اونقدر شخصیت متنوعی داشته باشم که اطرافیانم همیشه چیزی برای کشف کردن در کاراکترم  داشته باشند: زمانی که تشنم بود و اون چشمه رو در اوج ناامیدی کشف کردم.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;که مثل تو بزرگ باشم در منش و نه در ظاهر...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;باور نمی کنی کوه جونم اما انگار قبل از آشنایی با تو نابینا بودم، یادم دادی بادقت ببینم، درست بشنوم و هیچ وقت قضاوتی نکنم، یه جورایی دارم سعی می کنم مثل تو باشم: شاهد بی نظر!!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;درسته کوچیکم، بی تجربه، پر ادعا، حتی کوهنورد نما... اما دلم خوشه که اجازه میدی بیام پیشت و خودم رو پیدا کنم، منیّتم رو خرد کنم و لیلی رو از نوبسازم، ازت ممنونم که درس انسان شدن وانسان بودن رو بهم میدی، وقتی میام پیشت، ارتفاعت برام پلّه ای  میشه که بهش نزدیک تربشم،که یادم بیاد در سخت ترین لحظه هام نا امید نشم:  چون اون هست!!! &lt;FONT color=#ff0000&gt;و&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;آموختم که زندگی فقط رسیدن به قله نیست زندگی گذر از مسیری  سنگلاخ و پر پیچ و خم کوه  مشکلات است و رسیدن به قله ی زیبایی . شاید به قله برسی و شاید نه و لی طوری باید  رفت  که اگر به قله نرسیدی لااقل از مسیر لذت برده باشی.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;نویسنده:&lt;FONT color=#ff0000&gt;لیلی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 20:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanzkouh&amp;postid=170</comments>
<dc:creator>tanzkouh</dc:creator>
<guid>http://tanzkouh.blogfa.com/post-170.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خورش کوهنورد روشنفکر!</title>
<link>http://tanzkouh.blogfa.com/post-169.aspx</link>
<description>&lt;H1 dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=2&gt;مواد لازم براي تهيه يك خورش كوهنورد روشنفكر و با جنبه! براي دونفر&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- كلنگ و تبر يخ و كرامپون مارك دار! از هر كدام دوعدد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- چوب اسكي خفن يك جفت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- باتوم كوهنوردي سالم ، شكسته و خرد شده از هر كدام يك عدد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- كفش دو پوش، يك پوش ، نيم پوش و هيچ پوش! از هر كدام يك جفت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- گرتگس و انواع البسه حرفه اي كوه با رنگهاي تي تيش ماني از هر كدام يك دست&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- چاقو ي كنسرو باز كني يك عدد!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- كتاب در زمينه ي كوهنوردي هر چي تا حالا چاپ شده از هر كدام يك نسخه و كمي اطلاعات در مورد كوهنوردان سر شناس خارجي همچون مسنر بعنوان چاشني&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- كتابهاي رمان هاي معروف ترجيحا نويسندگان خارجي به تعداد كافي&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- كتاب هاي  فلسفي، سياسي، اخلاقي ،هنري وضد هر دين و مذهب خفن از هر كدام چند جلد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- كتاب شعر شعراي خارجي سه جلد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- از بر بودن حداقل چند شعر از شعراي نوپرداز  و سرشناس و غير سر شناس و حداقل چند خط شعر سياسي و اجتماعي از شاملو&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- كتاب به زبان انگليسي چند جلد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- سي دي فيلمهاي ارزشمند و كلاسيك  جهان  چند عدد و مقدار كمي اطلاعات ازآنها (س دي هاي خفن و اوهوم اوهوم را در كمد قايم كنيد و يواشكي بعدا اونهاروزماني كه تنها بوديد و يا با زيد فابتون بوديد  آره و ايناش كنيد)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- وبلاگ كوهنوردي با يك اسم خفن كوه و كلي اظهار فضل يك عدد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;طرز تهيه خورش اين نوع كوهنورد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ابتدا آپارتماني با رنگ آميزي عجق وجق تهيه كرده و مقدري تابلوهاي نقاشي گنگ و مبهم به آن آويزان مي كنيد سپس مقداري خانه را ريخت و پاش كرده و با چاشني دود سيگار آن را پر مي كنيد و چند بسته سيگار و يك جا سيگاري پراز فيلترها ي تا نيمه كشيده شده  بطوري اسم وينستون لايت از كنار فيلتر ها براحتي ديده شود  در روي ميز وسط مي گذاريد كتابهاي از قبل آماده شده را كمي تفت داده و  تعدادي به دلخواه بر روي ميز وسط خانه پخش مي كنيد و لاي يكي از آنرا نيمه باز مي گذاريد چوب اسكي هارو با كمي آب و نمك ممزوج كرده و روبروي درب ورودي آپارتمان قرار داده تا به محض ورود ميهمان  ديده شود كلنگ و تبريخها را در وسط اتاق انداخته و يكي از آنها را كوبيده  و تو ديوار فرو مي كنيد و گاهي موقع آمد و شد در حضور ميهمان پايتان را به آن مي زنيد و آخ آخ مي كنيد اينكار براي جلب توجه و قوام اين نوع خورش بسيار مفيد است كفش دو پوش را مانند يك تابلو با ميخ به ديوار آويزان مي كنيد و كمي گل به اطراف آن مي ماليد ولي هر گز نپوشيد چون خيلي گرانست فقط افه اش را بگذاريد ساير كفشهارا كاملا گل آلود كرده و در كنار در قرار دهيد باتومها را بطرز زيبايي در كنار اتاق تزيين كرده  بطوري كه باتوم خرد و شكسته  شده آن بيشتر به چشم بياد تا  تداعي كنند ه چند حادثه خفن كوهنوردي برايتان باشد يك عدد چاقوي كوهنوردي كنسرو بازي كني هم روي ميز قرار داده تا وانمود كنيد از چاقو فقط براي كار استفاده مي كنيد و اصولا با خشنوت مخالف و موافق تضارب انديشه ايد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;غذاي شما آماده است به محض ورود ميهمان ابتدا با يك سخنراني فلسفي همه چيز را آماده و گاهي اشاره به سي دي هاي پخش شده روي زمين نزديك دي وي دي كرده و در باب هنر سينما و شعر و شاعري و اصولا كوهنورد فرهيخته چگونه آدمي بايد باشد داد سخن بدهيد و هر چه مي توانيد در تقبيح احساسات سبك انساني و غرايز حيواني و تعالي انسان چاخان بار كرده تا خورش شما كاملا با اين دري وري ها جا بيوفتد سپس ببنديد به خيك ميهمانتان و در حين تناول از بيان قيمت لباسهاي كوهنورديتان و اينكه چه اندازه انها را گران خريده ايد غافل نشويد &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Dec 2009 05:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanzkouh&amp;postid=169</comments>
<dc:creator>tanzkouh</dc:creator>
<guid>http://tanzkouh.blogfa.com/post-169.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مناظره شاه و عرب!</title>
<link>http://tanzkouh.blogfa.com/post-168.aspx</link>
<description>&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;دو ماه پیش با یکی از دوستانم راجع به موضوعی صحبت میکردیم، بهش گفتم : گرچه دراین باره مطالب زیادی وجود داره که یکی از یکی بهتره ولی در نهایت هیچ کدوم حق مطلب رو ادا نمیکنه! اما منم به نوبه خودم بعدها متنی رو دراین باره خواهم نوشت و در نهایت طنز گونه به تصویر میکشمش، گفت : اگر روزی اینکار رو کردی با این چند خط شروع کن.... &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;حالا که می خوام این کار رو بکنم با همون چند خط شروع خواهم کرد&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;با تشکر از دوست عزیزم که این سه خط  اول رو عیناً از ایشون نقل می کنم، بدون اینکه بدونه الهام بخش این نوشته بود.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&quot; &lt;FONT color=#ff0000&gt;یک مقدمه کوتاه&lt;/FONT&gt;&quot;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;  مرادم از این نوشته استخراج لطیفه های طنز نیست، چون در اینکار نابلدم، شاید بیان مرثیه گونه ای است از فروریختن فرهنگ، سرافرازیها، یا یک شکوه کم نظیر: نه، بی نظیر تاریخ!    تا شاید قوّتی دهم دل شما طنّازان را، باشد که تلخی طنزمان، شیرینی یاد آن روزگاران را سبب شود...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;به نام خداوند ایران زمین                                                         خداوند روم و خداوند چین&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;خدائی که از مهر و از لطف و داد                                           مرا سرزمین خاک ایران نهاد&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;یکی از مورخین یونانی بنا به دستورامپراطور زمان اینگونه می نویسد: &lt;FONT color=#ff0000&gt;من با بیشتر ملل جهان هجده جنگ کرده ام، امّا چرا فقط سربازان ایرانی از عقب نشینی در جنگ، یا اسیرانشان از کارکردن برای دشمن ابا می کنند؟ گمانم در خون آنها &quot; &lt;FONT color=#0000ff&gt;چیزی&lt;/FONT&gt;&quot; وجود دارد که از مردن نمی هراسند، چه در جنگ و چه در سرپیچی از فرمان دشمن به هنگام اسارت!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;بیچاره راست میگفت: دوسال پیش  متخصصان علم ژنتیک و یک زیست شناس با اعتقاد به کشف آن &quot; &lt;FONT color=#0000ff&gt;چیز&lt;/FONT&gt;&quot; در خون ایرانیان به اینجا آمدند و دائم ما بین روستاهای قدیمی در حال سفرند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;باید ایرانی باشیم تا بدانیم آن &quot; &lt;FONT color=#0000ff&gt;چیز&lt;/FONT&gt;&quot; چه &quot; &lt;FONT color=#0000ff&gt;چیزی&lt;/FONT&gt;&quot;   است ، بازتاب آنهمه غرور و شکوه،آنهمه شوکت دیرپای...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt; شنیدن فرمان پادشاهانی راستین از تالارهای تخت جمشید و سرسراهای آپادانا- پرسپولیس و پاسارگادش، تا پچ پچ مهربانی های مردم در تودرتوی کوچه هایش...نیم نگاهی کنیم بر بناهای آنروزها ی مقتدرترین و پهناورترین امپراطوری جهان که یارای غروب دراین خاک را از خورشید گرفته بود...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;ببینیم زمانی که سرزمین های بزرگ برای زیر دست بودن و ماندن تمام کالاهای با ارزششان چون گندم و شیر و...را خراج می دادند: اینطرف تر یک ایرانی بی نیاز از خوراک و پوشاک و غرق در آرامش به پادشاه گل هدیه می داد!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;می دانی که چر ا پلکّان بناهایمان کم ارتفاعند؟؟ باید که درباریان سالخورده به روانی و سهولت بالا و پایین شوند: با داشتن ردایی بلند، مبادا فخرشان در نگاه بیگانگان کم شود!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt; درست در همان عصری که اعراب سامی تبار قبل از سوسمار صحرا یکدیگر را می خوردند و بربرها آنان را و انگلیسی های متجدد آنگلوساکسون خود و بربران را باهم !!!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;وای هورمزد ...تو بگو، چه شد؟؟؟&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;می بینی در تمام سنگ تراشه هایمان طعمه ای در دهان شیران نیست، حتی در بسیاریشان تصویری از دندان نیش نیست، می خواستند ددّ منشی را حذف و فقط صلابت را به تصویر کشند!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;چه اندیشه ای، چه شد؟ کجا رفت...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;وای بر ما که امروزه با مدرنیته شدن حقوق به فخر استفاده از بعضی موارد حقوقی لوح کوروش مفتخریم...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;که امروزه با چنین تکنیک های مدرنی نتوانستیم محل استقرار داکتهای فاضلاب و نحوه شیب بندیهای آنها از حمام ها به مکانی دورتر را بیابیم....حمام هایی که هزاران سال بعد در بلادی دگر...چه برسرشان آمد... &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;همان بلادی که پس از غلبه بر ما زمین های حاصلخیز مان را برای غنیمت تکه تکه کردند و از بی دانشی شان یا پایین دستها را آب برد یا بالا دستها خشک شدند...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;همان قومی که فرش نزدیک به هزار متر مربعی زر بافت و پر از جواهرمان را از برای همان غنیمت تکه تکه کردند!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt; همانها که پس از غلبه ایرانیان را موالی خواندند (پشت سر رونده) که اگر عربی در معبری به راه است،ایرانی باید پشت او راه برود،اگر ایرانی سواره است و عرب پیاده جابجاییشان قانونیست و اگر عربی میل کند بر گرده ایرانی سوار شودمانعی نیست... همان گرده ای که حامل هزاران سال شوکت و شکوه بود...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;زبان فارسی را از زبانمان گرفتنتد...دو قرن... که پیامدش خشکسالی هنر شد...هیچ نداریم از آن دوقرن...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;وای اهورا... مردمانت چه کشیدند... چه می کشند؟!‍‌‍!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;و اما فخر این داریم که همیشه ایرانیان و فرهنگشان دیگر مردمان و فرهنگهای مهاجم ر ا در خود کشیدند...حل کردند...  و ساختند به گونه ای دیگر&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;و همه اش از ته مانده های رسوب شده ی همان شکوه است: همان &quot; &lt;FONT color=#0000ff&gt;چیز&lt;/FONT&gt;&quot;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;چو ایران مباشد تن من مباد                                              بدین بوم و بر زنده یک تن مباد&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt; &quot; &lt;FONT color=#ff0000&gt;مکالمه خیالی یک عرب کاملاً خیالی و یک پادشاه کاملاً خیالی تر&lt;/FONT&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;،همه چیز دراینجاخیالیست،  بجز یک&lt;/FONT&gt;: &lt;FONT color=#0000ff&gt;چیز&lt;/FONT&gt;!!! &quot;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;شاه&lt;/FONT&gt;: تو عرب بادیه نشین با بوی تعفن پشکل شتر اومدی به من شاه ایران راه و رسم رستگاری بیاموزی؟؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عرب&lt;/FONT&gt;: حاجی شوما بپذیر، قول میدم بعدها شومام ازین عطر مشهدیا بیشتر استفاده کنی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;درضمن یکتا پرستی شماها یکتا پرستی سبزه، بدرد خودتون و دشمن می خوره... یکتا پرستی ما نابه و اعلا یعنی همچی یه نموره فابریکتره ببینم اون چیه رو سرت؟ &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;شاه&lt;/FONT&gt;: تاج&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عرب&lt;/FONT&gt;: د همینه دیگه کره خرعجم!!!، برق جواهر تاج شماها چشم مردم مستضعف و بدبخت رو درد آورده، جاش پارچه ببند، هم اون بدبخت ها چشم درد نمی گیرن هم سر خودت درد نمیگیره.ما داریم تولید می کنیم در رنگها و طرحهای متنوع چیزی در حد لا لیگا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;اوه اوه این تخت شاهیتم که خیلی کوتاهه، عقبیا رو خوب نمیبینی،جاش منبر بزار،بلند تره و بهترم میبینی می دونید که این شعار ما عربهاست هر چی بلند تر بهتر( مخصوصاً بخش نسوان رو...جون داداش دنیایی داره که نگو)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;خاک به سرم بلا بدور، این شنل چیه؟؟ تو مثلاً خیر سرت شاهی نه شنل قرمزی، جاش عبا بپوش، تازه جیب داره اینهواااا هر چی هم توش بریزی پر نمیشه تازه میشید شکل زورو&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;راستی چکمه هاتم باید حذف کنی، پوشیدن و درآوردنش خیلی سخته اونم واسه شماایرانی ها که ذاتاً تنبل هستید!!! جاش نعلین میدم پاتون کنین، واسه آمد و شد علی الخصوص مستراح راحت تره! از اونجایی هم که ما عربها دمده نیستیم انواع و اقسام نعلین رو تولید کردیم الان برا خواهرها بوت نعلین و برا جوونها هم نعلین اسپرت تولید می کنیم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;واقعاً که بی حیایین، مورچه خاک به سر، این کنیزاتونم از صحن دربار جمع کنین ببرین تو حرمسرایی، خانه عفافی، مکانی، چیزی، چقد شماها نفهمین، زشته، نمایندگان کشورهای دیگه میان خوب نیست چشم اجنبی بهشون بیفته، تازه مگه ما خودمون چشم نداریم؟نشنیدی چراغی که به خانه رواست...ضمنا بگید این خواهر ملکه هم چادر سرش کنه و اون گل و گیس خوشگل رو بپوشونه استغفرالله&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;بببینم شما ها چرا تو ظرف های مرصع غذا می خورین؟ بابا هم سنگینه، هم موقع شستن اسکاچ تو یاقوت و زمردش گیر میکنه و نخکش میشه، در جهت اصلاح الگوی مصرف همین سبو گلی ما ر وبگیرین، هم سبکه هم شستنم نمی خواد، میتونین کلی ریکا ذخیره کنین و به کشورای دیگه صادر کنین، یه کم فکر اقتصادی داشته باشین خاک برسرا!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;ببین عزیزم اینکه بهتون گفتم موالی ( پشت سرمون راه برید) برای خودتونه، تجربه ثابت کرده ذاتاً جلوی عرب راه رفتن خطرناکه!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;درضمن دنیا پیشرفت کرده، تخت جمشید می خواین چیکار، خیلی بی حیایین که تو تخت یکی دیگه می خوابین، تخت تهیه شده از لیف اعلای خرما بهتون میدیم،هم اسمش ژیگول تره هم حداقل اون بنده خدا جمشیدم بالاخره تو تخت خودش میخوابه و هی سر یه گوله جا جنگ و دعوام را نمیفته.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;خداست که خداست، اسمش سخته..اووه اهورا مزدا، بابا چند سیلاب آخه؟؟گفتم اهورا مزدا راستی الان مزدا تیری فی چنده؟واسه آقا زاده می خوام به هر حال بگید الله: دو تایی، هم ساده و هم نقلی، تازه اصلاح الگوی مصرفم با اینکارتون رعایت کردین!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;خلاصه که تو مملکتتون خیلی چیزا هست که باید اصلاح بشه، مثلاً...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;شاه&lt;/FONT&gt;:شما مملکتی دارید نمونه که ما الهام بگیریم؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عرب&lt;/FONT&gt; :آره عزیزم د ر روایات قراره بیاد!!! روزی مردانی در سرزمین فارس ظهور خواهند کرد که مملکت رو می کنند  گل و بلبل و احمدی نامی ازتیره ی احمد آقا بقال هم میشود رییس جمهور اگه ما نکشتیمتون خواهید دید و...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;به دلیل قباحت مسائل مطرح شده در این قسمت ماجرا ، کلاً نمیگم چه حرفایی بینشون رد و بدل شد و چه کارایی برای اصلاح مملکت کردند، هرچند می دونم خودتون بیشتر در جریان هستید..&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;والسلام&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;نویسنده:&lt;FONT color=#ff0000&gt; لیلی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 21:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanzkouh&amp;postid=168</comments>
<dc:creator>tanzkouh</dc:creator>
<guid>http://tanzkouh.blogfa.com/post-168.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سند تاخیر ظهور!</title>
<link>http://tanzkouh.blogfa.com/post-167.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تابناك&lt;/FONT&gt;:&lt;FONT color=#0000ff&gt;احمدی‌نژاد&lt;/FONT&gt;: سند داریم آمریکا می‌خواهد جلوی ظهور امام زمان را بگیرد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;در راستاي  اينكه اين روزها سند سازي زياد باب شده است و هر كس دارد هي براي آن يكي سند مي سازد و رو مي كند تا بدينوسيله  براي جلوگيري از انجام كاري توسط كسي اهرمهاي فشاري برايش در نظر  بگيرند فلذا در همين رابطه اهرمهاي فشارو جو سازيهاي و اتهامات دروغي توسط امريكاي جنايتكار  براي جلوگيري از ظهور امام زمان كه توسط رييس جمهور عزيزمان افشا شده است مي تواند يكي از موارد احتمالي زير باشد!!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;1- جعل چند عدد چك برگشتي بلامحل از ايشان و  و اخذ حكم جلب تا به محض ظهور توسط پليس بين الملل دستگير و زنداني شوند بنابراين ايشان از ترس ظهور نمي كنند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;2- اخذ چند سفته از ايشان بواسطه وامهايي كه براي كمك به فلسطين و لبنان گرفته اند و عدم توان پرداخت اقساط معوق و اخذ حكم جلب توسط امريكاي جنايتكار&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;3- داشتن سربازان گمنام و ايجاد ارتش بدون مجوز و افشاي آن توسط امريكاي جنايتكار كه موجب لو رفتن  تمام تاكتيكهاي جنگي ايشان شد و  فعلا ظهور نمي كنند &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;4- افزايش جهاني قيمت ملك و خانه و آپارتمان  توسط امريكاي جنايتكار  تا ايشان به دليل عدم توان خريد ملك و وحشت از اجاره نشيني از ظهور استنكاف مي كنند.(بالاخره بايد يك سر پناهي داشته باشند نمي شود كه هر شب خانه ي اين حاج آقا و آن حاج آقا مهمان باشند)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;5- افزايش فساد در سواحل هاوايي و نيس و وارنا وساير سواحل كشورهاي اروپايي و آسيايي و افريقايي  اين امكان را ايجاد نموده است كه ايشان به محض  ظهور چشمشان به نامحرم بيوفتد بنابراين از ظهور استنكاف مي كنند.(بالاخره تو اين زمانه هر طرف چشم بگرداني يك چيز بد بد!!!مي بيني)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;6- افزايش قيمت طلا و سكه توسط امريكاي جنايتكار و با توجه به اينكه ايشان مجرد بوده و پس از ظهور احتمالا بخواهند ازدواج كنند و نمي توانند از پس مهريه همسر بر بيايند از ظهور استنكاف مي كنند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;7- عدم التزام عملي  ايشان به ولايت فقيه چون تا حالا نبودن كه كسي عملا ببيند ايشان چگونه التزام مي توانند داشته باشند و افشاي آن  توسط امريكاي جنايتكار  بنابراين  ايشان از ترس رد صلاحيت شدن توسط شوراي نگهبان و ضرب و شتم   گروههاي فشار ظهور نمي كنند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;8- انتساب  اتهام به ايشان مبني براخذ رشوه براي تاخير در ظهور واخذ  حكم جلب موجب ترس ايشان از ظهور شده است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;9- انتشار تصاويري مجعول از ايشان كه لباس سبز داشته و انتساب به جنبش سبز موجب ترس از ظهور و دستگيري ايشان شده است &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;10- با توجه به وثيقه هاي سنگين آزادي هاي مشروط در جمهوري اسلامي و اطلاع اين امر به  ايشان  توسط امريكاي جنايتكار موجب وحشت ايشان از عدم تامين وثيقه هاي احتمالي  و زنداني شدن و نگراني از اينكه   دوباره به يك غيبت طولاني بروند از ظهور استنكاف مي كنند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- &lt;FONT color=#ff0000&gt;البته اين موارد به عقل ناقص ما رسيد براتان نوشتيم .شما اگر می خواهید اصل سند را ببینید برويد از رييس جمهورتان خواهش كنيد سند را منتشر كند  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- &lt;FONT color=#ff0000&gt;مي فرماند كه چرا ديوانه زند حرفي كه عاقلان به ریش ملت بخندند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- &lt;FONT color=#ff0000&gt;بابا ما چه گناهي كرديم آخه شهروند كشوري شديم كه ريس جمهورش اين است خب شايد حاكمان هر ولايت لايق همان ولايتند&lt;/FONT&gt;(&lt;FONT color=#0000ff&gt;اين ولايت ديگر به ولايت فقيه ربط نداشت ها گير ندهيد بهمان&lt;/FONT&gt;)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Dec 2009 09:15:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanzkouh&amp;postid=167</comments>
<dc:creator>tanzkouh</dc:creator>
<guid>http://tanzkouh.blogfa.com/post-167.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
